از حقارت مالی تا تحقیر سیاسی!

  • انتشار: ۱۱ قوس ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 100271

جامعه هزاره با استفاده از فضایی نسبتا باز پسا طالبانی و به وجود آمدن صفحه جدید به نام دهه دمکراسی، در بازی قدرت و منازعه سیاست یک تکانه ای را احساس نموده، مزه حضور در قدرت و ثروت را به اندازه اندک تجربه کردند! اما با کمال تاسف راحت تاریخ رنج بار، کشتار های جمعی، کوج های اجباری، کله منارها و حقارت تاریخی خود را فراموش کردند! به جای اینکه از این فرصت اندک برای نهادینه سازی حضورخود در قدرت و مشارکت سیاسی در منازعه سیاست استفاده نمایند، راحت اسیر بازی های گروهی، درون خانوادگی، منطقه ای و پلوانی شده اند و بسیار زود به حاشیه رانده شدتد و از چرخه سیاست و بازی قدرت کنار رفتند. این روند اکنون به مرحله بحرانی خود نزدیک شده است. برای اینکه بدانیم چرا و چگونه به این مرحله سقوط داده شده ایم، علل و عوامل آن چه ها و که ها می توانند باشند و… چند نکته را یاد آور می شوم :

۱_ هزاره ها از فرصت های انتخاباتی برای رسیدن به قدرت و بدست آوردن جایگاه بایسته و شایسته خوداستفاده درست نتوانستند! به جای انتخاب افراد توانمند، تحصیل یافته و زبان آور، اشخاص ثروتمند، تاجران بی دانش و حلقه بازی های پلوانی رای دادند که نتیجه اش را امروز در پارلمان می بینند.

۲_ نا آگاهی از بازی های منطقه ای و جهانی در منازعه قدرت سیاسی، دورنی ماندن از مراکز اصلی قدرت درتعاملات داخلی، ناتوانی در ایجاد روابط با ۴۱ کشور عضو ناتو در این دو دهه و ترویج روحیه همدیگر ستیزی تا حذف فیزیکی عامل دیگری رفتن دوباره هزاره به حاشیه های مضمحل کننده و جزیره های کوچک قول و قریه به شمار می آید.

۳_ تضاد های منطقه ای، تفاضلات پلوانی و خانوادگی، مرکز گریزی های ممتد و ایجاد قالب های طائفه عامل دیگری شد تا هزاره ها بکلی و خصوصا بامیانی در انتخاب خود دچار لغزش شده و نتوانسته اند که از فرصت های بدست آمده برای اعزام افراد توانمند و متحد به آرمان های از دست رفته شان درست استفاده کنند و این موضوع عامل دیگری به حاشیه رفتن شان شده است .

۴_ هزاره ها از ابزار های بازی قدرت سیاسی بیشتر به بهره گیری های مادی آنهم بسبار زود گذر و اندک استفاده کرده اند مصروف است یعنی در چندین دورانتخابات های پارلمانی و ریاست جمهوری یا به سراغ پول رفتند و یا دنبال ارزشهای قریه و منطقه! دیگر معیار انتخاب شان دانش سیاسی، قدرت علمی و سیاست روز نبود بلکه در بدل ۵۰۰ نهایتا ۷۰۰ افغانی رای شان را فروختند.

۵_ نا آشنایی یا کمتر آگاهی به اهمیت پارلمان یکی دیگر از عوامل جدی ِلعزش هزاره ها در انتخابات به شمار می آید؛ نفهمیدند یا نخواستن بفهمند که راه رسیدن به قدرت و عدالت انتخاب اصلح به لحاظ علمی، توانایی و مسلکی است و بس! اگر امروز در پارلمان کشور سرمایه گپ اول را میزند دلیلش اینست که تاجران را انتخاب کرده اند .

در نتیجه میخواهم بگویم نه زهیر مقصر است زیرا او با وجود مشکلات جدی که داشت بدون شک توانمند ترین نامزد وزیری این دورمحسوب میشد و نه جان آقا وکیل بامیان! زیرا در رقابت سیاسی حلوا پخش نمی کنند! بلکه مقصر اصلی خود مردم هستند که از ارزش های دمکراسی و ابزاری بازی قدرت سیاسی درست استفاده نکردند اینست که می گویند” حقارت مالی همیشه سبب تحقیر سیاسی شده است “.

احمد بصیر بیگزاد