از بُن تا دوحه؛ گفت وگوهای دولت با طالبان به کجا خواهد رسید؟

  • انتشار: ۱۵ قوس ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 100645

درست پس از گذشتِ بیست سال از توافقِ بُن و تجربهٔ نظم نوین سیاسی و نیمه دموکراتیک در افغانستان و با حضور ائتلاف جهانی به رهبری ایالات متحده امریکا، اینَک ما شاهد گفت وگوهای صلح میان دولت و طالبان در دوحه – قطر هستیم. پس از گذشت توافق بُنِ آلمان میان طرف های سیاسی و جناح مختلف افغانی به استثنای طالبان، ما به یک همگرایی نسبی/امنیتی در سطح ملی، منطقه و جهان دست یافتیم و اما بنیاد هراس افگنی، هرگز نخشکید و نتوانستیم شاهد ختم جنگ باشیم. خشونت و جنگ تحمیل شده در بیست سال گذشته قربانی های زیاد از ما گرفتند. توافق بن چه ضعف ها و قوت های داشت بگزاریم به یک بحث دیگر ولی باید گفت: افغانستانِ پیش از بن تا حالا یعنی در سه ونیم دهه گذشته، در اثرِ جنگ و خشونت تحمیل شده ، بیشتر از یک میلیون شهید، بیشتر از دومیلیون معلول و بیشتر از پنج مییلون مهاجر را متقبل شده است.

هم اکنون، روایت ها حاکی از اینست که بن بست در توافق صلح دوحه میان دوجانب دولت و طالبان شکسته و فرصت ها و بسترها برای تداوم گفت وگوهای صلح آماده شده و امید به تحقق صلح در افغانستان جدی شده است.

من فکر میکنم به این آسانی نیست، این خوش خیالی است و با این تخیل ساده و نگاه خوشبینانه، نباید افکار عمومی را فریفت و با ادبیات صلح فقط بازی سیاسی کرد.

من معتقدم؛ تازمانیکه باندهای بزرگ مالی و فساد که در عقبهٔ جنگ افغانستان بصورت قدرتمند حضور داشته باشد، تازمانیکه گروب های چاچاق ذخایر طبیعی در بیرون و داخل از مرز کشور قویاً فعال باشد، تازمانیکه قاچاقبرانِ بزرگ مواد مخدر و هیرویین، با تمام هستی خود فعالیت نماید، تا زمانیکه هسته های اساسی جنگ و کمپنی های حامل و عامل جنگ شناسای نشود و دولت افغانستان، دنیا و منطقه، در جهت خشکاندنِ ریشه های این هسته های انسان کُش و ضد بشری، بصورت بنیادی تلاش نکند و این هسته ها ریشه کند نشود ما در دریای پرطلاطم جنگ و خشونت همچنان خواهیم سوخت.

به باور من شرکت های تسلیحاتی، کمپنی های نظامی حامل جنگ و گروهای که فقط سودش را در قبال جنگ تأمین می نماید، متأسفانه از یک گروه افغانی بنام طالبان، اهرم کشتار و جنگ خونین و پایان ناپذیر ساختند و در بهایی تداوم این خشونت سازمان یافته، سالانه سود میلیاردی می نماید.

در حال حاضر همه مصروف پاکستان هستند وشهروندان افغانستان به شمول دولت و سکتور کشفی و استخباراتی، به پاکستانی های صرف میاندیشد و با مصروف ساختن دولت و ملت ما با پاکستان، هدف شوم خویش را بسیار حساب شده و درست رقم میزند و دامنه ای این خشونت سرسام آور ، از مدیریت پاکستانی ها نیز بالاست یعنی خاک پیشاور ، کویته ، بلوجستان ، پشتونستان و دیورند، بمثابه یک خانه امن برای طرح و برنامه ریزی استفاده می شود و اما در عقبه مدیریت این سازماندهی، به اضافه پاکستانی ها، گروب های مزبورِ یاد شده نیز قویا حضور دارد.

زهرا اندیشمند