از برادران ناراضی تا مخالفان سیاسی

  • انتشار: ۲۴ قوس ۱۳۹۳
  • سرویس: دسته بندی نشده
  • نویسنده: سید علی راحل
  • شناسه مطلب: 1903

مبارزه با تروریزم یا مصالحه با مخالفان سیاسی؟

محمد اشرف غنی؛ رئیس جمهور در روز جهانی حقوق بشر گفت: فقر، محرومیت، بی عدالتی و فساد بزرگترین تهدید در مقابل ارزش های بشری است.
رئیس جمهور گفت که امیدوارم خداوند ما را توفیق دهد تا کودک، زن و سایر مردمان این سرزمین را مصون سازیم و از فضای وحشت بیرون نماییم.

اشرف غنی افزود: قدسیه به چه گناهی کشته شد؟ ده پاره قرآن کریم را حفظ کرده بود و روزه به دهن به شهادت رسید و نوجوانان و اطفال ما در یحیی خیل ولایت پکتیکا به کدام گناهی کشته شدند؟ در اینجا باید وجدان جمعی به یک صدا بگویند که بس است، دیگر آن را نمی پذیریم، این اعمال قابل قبول نبوده و انسانی و اسلامی نیست.

رئیس جمهور غنی از علمای دینی، بزرگان قومی و جامعه مدنی خواست؛ تا یکصدا بگویند که این اعمال را قبول نداریم. اگر دشمنان در این فکر باشند که با این اعمال شان اراده ما را می شکنند، این را باید بدانند که افغانستان ۵۰۰۰ سال دوام کرده است و هزاران سال دیگر نیز دوام خواهد کرد.

آنچه آقای غنی گفت بدون شک همان چیزی است که مردم افغانستان نیز به آن باور دارند و همین باور است که ملتی را که ده ها سال است آماج تیر ترور و تجاوز و اشغال اند سر پا و پایدار نگه داشته است.

با این حال، به نظر نمی رسد بیش از این، لزومی داشته باشد؛ تا ایمان و استقامت و پایمردی و صبر مردم افغانستان را در برابر ناملایمات، سختی ها، مشقت ها و مرارت ها بیازمایند و به این ترتیب، هرروز در چندین نقطه کشور، بی هیچ دلیل و بهانه ای، حمام خون به راه اندازند.
مردم افغانستان، از مهلکه ها و معرکه هایی سخت تر از این، جان بدر برده و به قول رییس جمهور، ۵۰۰۰ سال دوام کرده اند؛ اما این، دلیلی کافی و متقن برای استمرار این وضعیت نیست.

دولت و همه نهادهای مسئول وظیفه دارند به وضعیت اسفبار موجود پایان دهند.

تروریزم با این اقدامات، راهش را از برنامه های صلح جویانه دولت جدا کرده و با پذیرش آشکار و متهورانه مسئولیت اقدامات خود، به مقامات مسئول گوشزد می کند که همه راه ها به روی صلح، مسدود است و این پروسه سال هاست، به شکست انجامیده است.

هیچ تفاوتی نمی کند آنها را مخالفان سیاسی بنامیم یا برادران ناراضی و یا مانند اغلب مردم افغانستان، تروریست های خون آشامی که برای راه اندازی کشتار و وحشت و خشونت، از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند.

به نظر می رسد اکنون زمان آن فرارسیده است که حکومت تازه، از میان آنچه مبارزه با تروریزم خوانده می شود و آنچه مصالحه با مخالفان سیاسی عنوان می گردد یکی را برگزیند؛ زیرا زمانی که تفاوت فقط در نام گذاری است؛ اما در عمل، هیچ فرقی میان تروریست ها و مخالفان سیاسی وجود ندارد، راه مبارزه و برخورد با این پدیده نیز باید یکی باشد.

طالبان، اگر ترور می کنند، بمب گذاری می نمایند، وحشت و خشونت، به راه می اندازند و عملیات تهاجمی یا انتحاری انجام می دهند، مسئولیت آن را نیز آشکارا بر عهده می گیرند؛ بنابراین، چه چیزی می تواند آنها را از مخالفان سیاسی رییس جمهور، تفکیک کند؟

آیا دلیل متقن و موجهی وجود دارد که نشان دهد این کشتارها هیچکدام مورد تایید و با امضای ملاعمر صورت نمی گیرد؟
این در حالی است که شکی وجود ندارد که دولت افغانستان، سال هاست می خواهد مستقیما با طالبان مذاکره کند و اگر این مذاکره، میان کسانی مانند ملاعمر و فرد اول مملکت باشد، آنگاه روند صلح از دید دولت افغانستان، وارد یک مرحله ایده آل و استراتژیک شده است.

این در حالی است که هم اشرف غنی و هم منتقدان او به خوبی می دانند که آرزوی مذاکره و صلح با ملا عمر تا زمانی که گروه طالبان، تحت سلطه و نفوذ پاکستان قرار داشته باشد، محال است و پایان این سلطه و سیطره نیز غیر ممکن خواهد بود؛ زیرا طالبان و پاکستان، بدون همدیگر اساسا معنا نمی شوند.

بر این اساس، در برابر خشونت آفرینی و تروریزم طالبانی، تنها راهی که باقی می ماند، مبارزه با تروریزم است؛ مبارزه ای بی امان و سنگین؛ نه مطالحه خیالی با مخالفان به اصطلاح سیاسی.