ادامه سیاست «افغانی هراسی» رسانه های ایران

  • انتشار: ۱۷ قوس ۱۳۹۳
  • سرویس: اجتماعی
  • شناسه مطلب: 1692

خبرگزاری اطلس: سیاست «افغانی هراسی» رسانه های ایران پدیده ای است که متاسفانه از بدو ورود مهاجرین افغانی به این کشور به طور خواسته یا ناخواسته توسط رسانه های مختلف اعم از صداوسیما، روزنامه ها  وبسایت ها دنبال میشود.

اینکه پس از چند دهه همنشینی و مجاورت چرا و چگونه آن تعامل لازم میان مهاجرین و جریان های مختلف ایرانی اعم از رسانه ها برقرار نشده است بحثی است که در این گزارش، فرصت پرداختن به آن نیست ولی در تازه ترین اقدام از سلسله اقدامات افغانی ستیزی، خبرگزاری فارس گزارشی از وضعیت حضور افغانستانی های مقیم منطقه «دماوند» ایران تهیه و منتشر کرده که در آن از حضور مهاجرین در «مشاغل سطح بالا» همچون سرایداری! و نیز بستن مچ بند با آرم کشور افغانستان به دست و حضور در سالن های ورزشی ابراز نگرانی شده است!

در ادامه گزارش منتشر شده در وبسایت خبرگزاری فارس را بدون کم و کاست عینا بخوانید:

 

*******

به گزارش خبرگزاری فارس از دماوند، چند روز پیش در شهرستان دماوند اقدام به جمع‌آوری ضربتی افاغنه از مناطق این شهرستان شد؛ اما خیلی زود شاهد بازگشت مجدد آن‌ها بودیم و این نشان از نداشتن سیاستی مشخص در قبال اتباع بیگانه در شهرستان دماوند توسط مسئولان این شهر است.

تغییر نوع کشت و کار محصولات کشاورزی، سرایداری ویلاها و باغ‌ها، ایجاد مشکلات امنیتی، کار کردن در کارهایی نه چندان سخت در شهرستان دماوند توسط اتباع بیگانه و پدیده نوظهور ازدواج با ایرانی‌ها، تصادفات و دعواهای صوری، زنگ خطر حضور اتباع بیگانه افغانی در دماوند بوده که صدای آن هنوز به گوش مسئولان کشوری، استانی و شهرستانی نرسیده است.

موضوع اتباع بیگانه در دماوند، بسیار پیچیده‌تر از حضور آن‌ها در امثال شهرک‌های صنعتی ورامین به واسطه کارهای سخت در پای کوره‌های ریخته‌گری یا کارهایی از این دست در شهرستان‌های دیگر استان تهران است.

افغانی‌ها در دماوند صاحب کارهای سطح بالا از جمله سرایداری ویلاهایی که هزار متر در اطراف آن باغ است و تنها حدود 50 روز در سال صاحب‌خانه متمکن در آن حضور دارد، هستند و این مشاغل این امکان را برای آنها فراهم کرده است تا علاوه بر استفاده از یک فضای سرسبز و بزرگ برای زندگی، از بخشی از محصولات این باغ‌ها نیز استفاده کنند.

افغان‌ها بیمه نیاز ندارند و اطاعت‌پذیری بیشتری دارند؛ شاید این مهم‌ترین دلیلی باشد که کارفرمایان، باغداران و ویلادارها، آن‌ها را به کارگران ایرانی ترجیح می‌دهند.

*افغانی‌ها؛ جایگزین کارگران فصلی ایرانی

منطقه دماوند از سال‌های دور میهمان مهاجرت‌های کاری زیادی از شهرهایی همچون لرستان و خراسان برای انجام کارهای فصلی بوده‌ است، ولی به مرور کارگران اتباع بیگانه جایگزین آنها شده‌اند و امروز اجاره زمین‌ها و کشاورزی بر روی آن و سرایداری ویلاها بر عهده اتباع بیگانه افتاده است.

سال‌ها پیش زمانی که در منطقه سیدآباد دماوند، ویلاداری ترجیح داد تا سرایدار چند ساله منزل خود را که اتفاقاً یک جانباز شیمیایی بود را بیرون و یک تبعه افغانی را جایگزین وی کند، زنگ خطر حضور اتباع بیگانه به صدا درآمد و کارگران فصلی ایرانی در دماوند به مرور جای خود را به این میهمانان ناخوانده دادند.

امروز دیگر اتباع بیگانه از جمله افاغنه در شهرستان دماوند، نه تنها بخش عمده‌ای از کارهای نه چندان سخت را بر عهده دارند، بلکه کار کردن در زمین‌های کشاورزی اجاره‌ای، کار کردن به صورت قاچاقی در واحدهای تولیدی اندک شهرستان دماوند، سرایداری باغ‌ها و ویلاها نیز بر عهده آن‌ها افتاده و این در حالی است که خیلی از این دست کارها برای بعضی هموطنان در این اوضاع بازار کار تنها یک آرزو است.

*زنگ خطر حضور 30 هزار تبعه بیگانه در دماوند

زنگ خطر حضور بیش از 30 هزار نفر تبعه افغانی در دماوند، صدای بزرگ‌تر دیگری دارد؛ اجاره زمین‌های کشاورزی توسط این گروه در مدت شش ماهه و عدم توانایی آن‌ها برای انبارداری محصولاتی همچون سیب زمینی باعث شده است که برای نمونه در آبسرد که یکی از بهترین نقاط کشت سیب زمینی به حساب می‌آید، محصولات به سمت کشت خیار و گوجه فرنگی که قابلیت جمع‌آوری آن تا پایان تابستان فراهم است، پیش رود.

در این میان، سرایداری ویلاهای خوش‌نشین از دیگر کارهای آنها به شمار می‌رود که از امکانات پیشرفته ویلاهای مدرنی که در نقاط مختلف شهرستان دماوند ساخته می‌شود، استفاده می‌کنند.

صاحبان ویلاها بعد از ساخت ویلای خود، شاید اواخر هفته به آن ویلاها مراجعه کنند و این ویلاها در هفته به طور کامل در اختیار افغانی‌ها قرار دارد که همین موضوع می‌تواند خطرات بسیاری را در پی‌داشته باشد.

معضل دیگری که اخیراً در حال رخ‌نمایی است، ازدواج افاغنه با ایرانی‌ها به حساب می‌آید که عموماً نیز با انگیزه سر و سامان گرفتن و پیدا کردن سرپناه انجام می‌شود و هر چند هنوز در شهرستان دماوند این موضوع محسوس نشده است، اما مسئولان خود به خوبی می‌دانند که در آینده‌ای نه چندان دور با بهبود وضعیت اقتصادی و فرهنگی اتباع بیگانه در دماوند، این اتفاق قطعی خواهد بود.

از لحاظ امنیتی نیز وجود ده‌ها هزار نفر جمعیتی که نه محل سکونت مشخصی و نه ریشه خاصی در یک منطقه دارند، خطر بزرگی به حساب می‌آید که گذشت زمان بیش از پیش خود آن را نشان خواهد داد؛ اخبار کشته شدن برخی از افاغنه به دست خودشان و دعواهای درون طایفه‌ای، موضوعی بوده که گه‌گاهی در گوشه و کنار این شهرستان شنیده شده است.

*حمایت‌های قضایی و پلیسی از اتباع بیگانه

شاید مسئله‌ای که افغانی‌ها خوب می‌دادند، اما مسئولان توجه بسیار کمی بدان دارند، موضوع حمایت‌های قضایی و نیروی انتظامی به حساب می‌آید که از یک تبعه بیگانه‌ که بدون مجوز در این شهر تردد می‌کند، در حال صورت گرفتن است.

در کشوری که کوچک‌ترین دست‌کاری در شناسنامه مجازات زندان را می‌تواند در پی‌ داشته باشد، یک تبعه بیگانه که اصلاً حضورش از پایه غیرقانونی است، زمانی که دعوایی صورت می‌گیرد یا دچار سانحه تصادفی می‌شود، صدایش بر سر شهروند این کشور در نیروی انتظامی بلند است.

پاسگاه جابان دماوند احتمالاً شاید بهترین شاهد بر ایجاد تصادف‌های صوری و دعواهای عمدی باشد که گه‌گاه در گوشه و کنار مناطق مختلف شهرستان دماوند در حال رخ دادن است.

در این بین، چندی پیش که به سبب تصادف یکی از اساتید دانشگاه با یک تبعه بیگانه در نیروی انتظامی پیگیر ماجرا شدیم، گویا افغانی‌ها از حقوق به ناحق خود بهتر از شهروندان ایرانی آگاه هستند و این در حالی بود که حتی حضور در خیابانی از این کشور از پایه غیرقانونی به حساب می‌آید.

*مسئولان از خواب زمستانی بیدار شوند

شعارنویسی و بی‌حرمتی‌ به بعضی از مقدسات اسلامی به خصوص در ایام محرم، استفاده از آرم کشور افغانستان بر روی مچ‌بندها و لباس‌ها، استفاده از سالن‌های ورزشی و رزمی و …، از دیگر معضلات و فعالیت‌های برخی از این اتباع به شمار می‌رود و همه این‌ها در حالی است که تنها 10 درصد اتباع بیگانه در این شهر مجوز حضور دارند.

به هر تقدیر، امیدواریم با تمام این مشکلاتی که حضور این اتباع در شهرستان دماوند و حتی دیگر شهرستان‌های اطراف پایتخت کشورمان ایجاد کردند، شاهد تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی دقیق مسئولان مربوطه باشیم تا زمانی فرا نرسید که افسوس گذشته‌ها را بخوریم و ای کاش‌های ما آغاز شود.

 

******

آنچه در این گزارش بوضوح به چشم می آید، سطح نگاه نازل نویسنده و تهیه کنندگان آن به مهاجرین افغانی است. نگاهی که کمترین کرامت انسانی را برای مهاجرین به رسمیت نمیشناسد. شاید بهتر باشد قضاوت را به خوانندگان محترم واگذار کنیم.