دیپلماسی چینی در قالب میزبانی از امارت طالبانی ۲

  • انتشار: ۱۰ اسد ۱۴۰۰
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 117745

در یادداشت گذشته به برخی از اهداف مقطعی و کوتاه‌مدت چین از برقراری ارتباط با طالبان اشاره شد. اینک به توضیح برخی از اهداف بلندمدت بیجینگ می‌پردازیم.

  1. خنثی‌سازی سیاست‌های آمریکا و کشورهای غربی در افغانستان؛ به دلیل دیپلماسی و سیاست چندجانبه‌ی چین، بیجینگ از سال ۲۰۱۴ بدین سو سیاستِ همدلی با غرب و حمایت از نیروهای ناتو در افغانستان را متوقف نمود و به‌جای آن نگاه خود را بیشتر به دولت افغانستان و گروه شورشی طالبان معطوف نمود. از همین رو، دولت آمریکا و دیگر کشورهای غربی همواره از گسترش نفوذ چین در افغانستان و برقراری مناسبات با طالبان دچار هراس بوده و ابراز نگرانی کرده‌اند. اما اینکه چین تا چه اندازه می‌تواند نقش خود را در پروسه‌ی صلح میان حکومت و طالبان ایفا کند و به خصومت‌های شدید میان کابل و اسلام‌آباد نقطه‌ی پایان بگذارد، امری است سهل و ممتنع. زیرا اقناعِ طالبان برای تداوم گفتگو و پیوستن به پروسه‌ی صلح مشروط به اقناعِ پاکستان است و ازآنجایی‌که پاکستان شریک استراتژیک چین است، درنهایت بیجینگ جانب اسلام‌آباد را خواهد گرفت.
  2. خلعِ نشان از هند به‌مثابه‌ی شریک استراتژیک افغانستان و تضعیف مناسبات این دو کشور؛ از سال‌ها بدین سو نگاه چین به هند به‌مثابه‌ی یک رقیب منطقه‌ای است که سعی در گسترش روابط استراتژیک خود با افغانستان دارد. حکومت چین اما تلاش می‌کند تا این مناسبات را خدشه‌دار سازد. یکی از اهرم‌های چین علیه سیاست خارجی و اقتصادی هند در افغانستان، دولت پاکستان است. همان‌گونه که هند شریک استراتژیکِ افغانستان و رقیبِ استراتژیک چین است، پاکستان شریک استراتژیک چین و رقیبِ استراتژیک هردو کشور هند و افغانستان است. ازاین‌رو، چین تلاش می‌کند به میانجی پاکستان، حضور هند در افغانستان را تهدید کند. برقراری روابط دیپلماتیک با طالبان و میزبانی از این گروه شورشی بهترین گزینه برای عملی سازی این تهدید به شمار می‌رود. به یاد داشته باشیم که طالبان درگذشته شدیداً از مسلمانان اویغور حمایت می‌کردند و حتی زمینه‌ی پیوستن آن‌ها به صف طالبان را فراهم نموده بودند. در اواخر، اما با چراغ سبز نشان دادن بیجینگ به طالبان، این گروه شورشی حمایت از اویغورها در سین‌کیانگ را متوقف نمود و به دولت چین تضمین داد که موضعِ اویغورها را به رسمیت نمی‌شناسد و در امور سیاسی و داخلی چین دخالت نخواهد کرد.
  3. توسعه‌ی منطقه‌ای و بین‌المللی؛ بیجینگ برای گسترش نفوذ خود در منطقه و جهان چشم‌انداز کلانی را ترسیم نموده است که یکی از مهم‌ترین پایه‌های تحقق این چشم‌انداز، ابتکار کمربند و جاده و کریدور اقتصادی چین و پاکستان، از سوی این کشور است. این طرح به‌منظور سرمایه‌گذاری کلان در زیربناهای اقتصادی بیش از ۶۰ کشور جهان و توسعه‌ی دو مسیر تجاری کمربند اقتصادی راه ابریشم و راه ابریشم دریایی ارائه شده است. هدف چین از ابتکار کمربند و جاده و کریدور اقتصادی، اتصال آسیای مرکزی و پاکستان و افغانستان به خاورمیانه، آفریقا و اروپا است. بنابراین، هرگونه ناامنی در منطقه، تهدیدی برای خنثی‌سازی این ابتکار به شمار می‌رود. ازاین‌رو، بیجینگ با اشتیاق مضاعف به استقبال گروه شورشی طالبان رفته و با میلی شدید از این گروه شورشی میزبانی می‌کند و با دادن امتیازهای بسیار کلان و حمایت‌های مالی از این گروه شورشی، در نهایت تلاش می‌کند تا مناسبات خود با این گروه شورشی را تقویت نموده و بر فرض محال، اگر در آینده قدرت به دست امارت طالبانی افتاد، زمینه‌های دیپلماسی فعال و روابط حسنه با این گروه پیش از پیش فراهم گردیده باشد.

سید یحیی موسوی پویا

نظرات(۰ دیدگاه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *