بررسی انتقال تروریست های داعش به افغانستان

  • انتشار: ۱۴ سرطان ۱۳۹۶
  • سرویس: فرهنگ و اجتماع
  • شناسه مطلب: 25401

این سیاست کهنه انگلیسیها می باشد که «اختلاف بینداز و حکومت کن!» . امپریالیسم امریکا نیز این قاعده عملی را به آن افزوده است که بحران کنترل شده ایجاد و منافع خود را برداشت کن!

امریکایی ها در تمام سال هایی که رفتارهای امپریالیستی خود را آغاز کرده و جهان را در چنبره خود گرفته اند از همین شیوه استفاده کرده اند. گاهی در شیلی، گاهی در عراق، گاهی در سوریه و حالا شاید در افغانستان. البته اگرچه هیچگاه این شعر آنها افشا نشده و آن را عنوان نمی کنند و همواره با شعار ایجاد کردن دموکراسی در نقاط مختلف دنیا، وارد کشورهای مختلف می شوند اما تنها چیزی که ایجاد نمی کنند دموکراسی است.

دلیل این موضوع هم روشن است: امریکا در هر نقطه اجازه حاکمیت دموکراسی و رای مردم را بدهد حکومتی ملی، علاقمند به خودکفایی سیاسی- اقتصادی و در برخی از نقاط مخالف استکبار ایجاد می شود و این همان نکته ای است که امریکایی ها هیچگاه آن را برنمی تابند.

از این رو با ایجاد بحران های مقطعی، کنترل شده و در برخی از نقاط مبتنی بر تروریسم سعی می کنند تا خود را به عنوان فرشته نجات و حامی ایجاد دموکراسی مطرح کرده و راه ورود خود را به کشورها باز کنند. البته بعد از ورود هم هیچگاه این تروریسم کنترل شده پایان نخواهد یافت و همچنان در نقاط مختلف آن کشور ادامه خواهد داشت تا حضور نیروهای خارجی (امریکایی) وجاهت داشته باشد.

با این همه آنچه هم اکنون در منطقه مشهود است روند رو به سقوط تروریسم کنترل شده امریکایی – عربی ایجاد شده در منطقه است که بیشتر با عنوان داعش شناخته می شود. داعش (دولت اسلامی عراق و شام) در سوریه و به خصوص عراق به روزهای پایانی خود نزدیک می شود این دقیقاً همان مسئله ای است که موردنظر امریکا نیست. از یک سو جبهه مقاومت در میدان نبرد دست برتری داشته و نقاط مختلف منطقه را یکی پس از دیگری آزاد می کند. از سوی دیگر در میدان مذاکرات هم به دلیل اینکه برتری میدانی با جبهه مقاومت است، نتیجه ای عاید جبهه غربی – عربی نشده و نمی توانند راه به جایی ببرند؛ تنها سعی دارند با کش دار کردن مذاکرات مواضع خود را تثبیت نمایند.

در این میان به نظر می رسد امریکا برنامه دیگری دارد تا بتواند تروریسم کنترل شده مدنظر خود را همچنان در منطقه پایدار نگاه دارد. باتوجه به منابع مختلف اطلاعاتی، داعش در حال مذاکره با دیگر گروه‌های تروریستی است تا با هماهنگی آنها مناطق شرق میانه، آسیای مرکزی و جنوب روسیه را مورد تهدید قرار دهند. اما به نظر می رسد در این منطقه وسیع افغانستان بیش از دیگر کشورهای و مناطق موردنظر است.

در چند ماه اخیر اخبار متحیرکننده ای از افغانستان به گوش می رسد، از یک سو شبه نظامیان داعش غار معروف توره بوره را تصرف کردند. از سوی دیگر فرمانده نیروهای داعش در افغانستان ابو عمر خراسانی تهدید کرده بود که سرزمین‌های جدید را از نیروهای نظامی کابل و طالبان پس می‌گیرد. شمار داعشی‌ها تنها در افغانستان ۳ تا ۴ هزار نفر برآورد شده و باتوجه به تلاش‌های آنان برای الحاق به دیگر سازمان‌های تروریستی که دارای پایگاه‌های ویژه‌ در کشورهای شوروی سابق به‌ویژه در آسیای مرکزی و روسیه هستند، یک تهدید واقعی برای قدرت رهبران فعلی کشورهای منطقه محسوب می‌شوند.

علاوه براین، ورود نیروهای جدید آمریکا به افغانستان، علاوه بر بیش از ۸ هزار سربازی که در آنجا حضور دارند نشان‌دهنده تشدید موقعیت بحرانی در خاور نزدیک است. در این زمینه ویکتور بارسوف، کارشناس سیاسی روس در مطلبی می نویسد: باتوجه به اطلاعات خبرگزاری آسوشیتدپرس، علی رغم اظهارات دونالد ترامپ، در طول مبارزات انتخاباتی در مورد خروج ارتش ایالات متحده از افغانستان، تعداد کل نیروهای ایالات متحده می‌‌تواند یک و نیم برابر افزایش یابد. در حال حاضر، رئیس‌جمهور آمریکا به جنرال‌های پنتاگون اجازه تعیین مستقل نیازهای جنگی خود در منطقه برای مبارزه با طالبان و شبه نظامیان سازمان تروریستی داعش را داده است.

این اظهارات تنها دقت و صحت اطلاعات منتشر شده مربوط به برنامه‌های گروه های تندرو برای انتقال مرکز ثقل اقدامات تروریستی خود به افغانستان را تأیید می‌کند. افغانستانی که توسط گروهک‌های افراطی به بخش‌های مختلف تقسیم شده و برای این گروهک‌ها امکان تحقق اصل تروریسم کنترل شده را فراهم می‌آورد. استراتژیست‌های غربی به خوبی آگاهند که کشورهای آسیای مرکزی برای نفوذ شبه نظامیان داعش که می‌توان آنان را به سمت مرزهای چین و سپس به ایران و هند سوق داد، بسیار آسیب پذیر هستند.

این کشور مزایای مختلفی برای این موضوع دارد؛ از یک سو به دلایل شرایط ایدئولوژیکی ، فرهنگی و اقتصادی ، بستر عضو گیری در این منطقه وجود دارد و لذا امکان یارگیری را برای داعش آسان خواهد کرد. از سوی دیگر تقیدات قومی اعم از کرد، ترک یا عرب در آن وجود ندارد و به راحتی می توان نیروهای شبه نظامی تشکیل دارد. همچنین هم مرز بودن افغانستان با ایران امکان ضربه زدن به ایران را برای داعش راحت تر خواهد کرد. پیش از این داعش باید با عبور از سوریه و یا عراق به مناطق مرزی ایران می رسید.

در عین حال افغانستان از سمت شرق با چین هم مرز است و تهدیدات داعش به راحتی از این طریق می تواند متوجه چین هم باشد. با این حال نباید از نظر دور داشت که ۲ تا ۳ هزار مبارز داعشی در مرز افغانستان و ترکمنستان مستقر هستند که می توانند به‌ راحتی از آنجا به غرب قزاقستان و سپس در خاک روسیه و فراتر نفوذ کنند.

در این میان آنچه بیش از پیش ضرورتی اجتناب ناپذیر می نماید روابط تنگاتنگ روسیه، چین و ایران برای مقابله با خطرات نقل مکان داعش از سوریه به افغانستان خواهد بود. روابطی که پیش از این در قالب پبمان هایی نظیر پیمان شانگهای ایجاد شده و در موضوعاتی از قبیل پرونده هسته ای ایران تحکیم شده بود. در غیر این صورت و یا در صورت عدم توجه و اقدام بموقع و لازم توسط این کشورها، در این موضوع، ممکن است بحران و تهدیدات عمیق در این منطقه ، ریشه دار و پر دامنه گردد که بطور طبیعی رفع آنها مستلزم هزینه های مادی و جانی بسیار زیادی خواهد بود.

اشتراک گذاری:
لینک کوتاه: atlaspress.af/?p=25401

نظرات(۱ دیدگاه)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *