“کوچی” و “بومی” قربانیان سیاست “تبعیض”!

  • انتشار: ۱۰ سرطان ۱۳۹۹
  • سرویس: اخبار مهم
  • شناسه مطلب: 88624

هرسال، با فرارسیدن فصل بهار و تابستان، نزاع کوچی ها با بومی های مناطق مختلف کشور، بشمول مناطق هزاره نشین، فاجعه بار می گردد. این فاجعه دامنه دار سبب گسترش و عمیق شدن شکاف های اجتماعی، قومی و منطقه ای گردیده است.

دراین فاجعه، همانطور که بومی های محلی مورد تعرض قرار گرفته و خسارات سنگین و پیهم مالی و تلفات جانی را متحمل می شوند، به همان پیمانه، کوچی نیز مورد استفاده سیاستگرانی قرار می گیرد، که در پشت او سنگر گرفته و بنام پشتون و کوچی از منافع، امتیازات و انحصارقدرت خود حفاظت می کنند؛ درحالی که برای فرد کوچی جز فقر، کینه، نفرت، مرگ و محرومیت چیزی دیگری نصیب نمی شود.

موضوع “کوچی” عقبه تاریخی و ریشه در سیاست”تبعیض” دارد. انحصار طلبان قدرت در طول تاریخ خواسته اند از هر موضوعی برای تداوم قدرت و موجودیت خود استفاده کنند. آنان اگر ملا بودند یا تکنوکرات یا دموکرات یا کمونیست وووو، اما هرگز به اصل “کرامت انسانی” و “حقوق شهروندی” ، “برابری” و “عدالت” باور نداشته اند؛ آنان با شیوه مردم فریبی و روش تفرقه بیانداز و حکومت کن، بدروغ گاهی شعارهای دلچسب داده اند. اگر غیر این می بود، بطور قطع راه حل منصفانه و عادلانه برای حل قضایای ملی، به شمول قضیه کوچی ها و بومی ها وجود داشت/دارد. باقی گذاشتن “زخم ناسور کوچیگری” برای تداوم نزاع کوچی و مردم محلی، خط سرخ و ناموس قدرت طلبان و انحصارگرایان است که هرگز برای حل آن تن در نخواهند داد. زیرا اگر آنان به راه حل های ملی تن در دهند، دیگر هیچ ابزار، بهانه و شیوه ای برای ادامه استفاده جویی از قدرت را نخواهند داشت.
بطور نمونه سلطان علی کشتمند در خاطرات خود می نویسد که به نورمحمدتره کی پیش نهاد دادم که برای پایان نزاع کوچی ها و مردم محلی، دولت انقلابی یک تصمیم بگیرد که کوچی ها مسکن گزین شوند تا از مزایای زندگی و رفاه هم برخوردار گردند. این برنامه جزو اهداف انقلابی دولت و حزب ما هم است. وی در ادامه می نگارد که تره کی با نگاه غیرعادی گفت: راه حل کوچی ها آنست که هزاره ها را از مناطق شان به جاهای دیگر کوچ بدهیم!!!!

از این داستان کوتاه شما حدیث مفصل بخوانید و آگاه شوید که گره قضیه در کجاست و چرا هیچ حکومتی حاضر نیست که چنین قضایای ملی، منصفانه حل گردد. البته سازشکاری و منفعت جویی و کم سیاستی رهبران و سیاسیونی که خود را مدافع منافع مردم محل می پندارند، نیز غیرقابل توجیه و خیانتکارانه است. اینان نیز به گونه ای، عمله بی مزد و مواجب سیاست های تبعیض گرایانه در جفا به مردم خود شده اند؛ و سفره به ظاهر با شوکت خود را از خون قربانیان “نزاع کوچی و مردم محلی” رنگین ساخته اند.

شکور اخلاقی