کمونیسم؛ استبداد و جوانان

  • انتشار: ۲۰ میزان ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهگوناگون
  • شناسه مطلب: 95451

از عجایب روزگار تاریخ ما این است که برخی از جوانان علاقمند به حوزه علوم اجتماعی، با مطالعه کتابهای پایه گذاران مکتب مادی کمونیسم، بشدت از آنها متاثر شده اند و مقالات بلند و پرآب و تابی هم گاهی می نویسند که انگار فقط کمونیسم است که منجی جهان بشریت است نه غیر آن. درست است که در نظریه ها و فرضیه ها، کمونیسم و نظام اقتصادی آن (سوسیالیسم) چیزی قشنگی هست و هر خواننده ای که درد فقر و جامعه طبقاتی را چشیده باشد، جذب می کند و خواننده جامعه ای آرمانی اش را در همین مکتب می بیند که در آن از انحصار گرایی لیبرالیسم خبری نیست و سرمایه در کف عده ای معدودی قرار ندارد و کارخانه ها متعلق به عموم مردم بوده و همه ملت در تولید و در منابع اقتصادی شریک هستند و گراف فقر و ثروت پایین آمده و فرقی بین غنی و فقیر نمی باشد…
جامعه سوسیالیستی همیشه در حد یک اتوپیا مانده و هیچ گاهی تحقق نیافت و اگر هم در جایی از این گوشه دنیا تطبیق شد، به قیمت ریختن خون میلیون ها انسان تمام شد و همیشه عده ای از سران کمونیسم از این مکتب استفاده سوء کرده اند از آزادی طبقه کارگر به نفع سیاست، کار گرفته اند. لنین و استالین و زدونگ مائو، با همین شعار آزادی کارگران از چنگ استثماگران، چه جنایت هایی که نکرده اند و دست کم ۶۰ میلیون انسان را این ها قتل عام کرده اند؛ به اعتراف پیتر هیچنز (برادر کریستوفر هیچنز) اخلاقیات در روسیه بعد از تسلط کمونیسم به طور کلی نابود شد.
پس از شکست آلمان، در جنگ جهانی دوم، ارتش کمونیست ها در این کشور وارد شدند واقعات غم انگیزی را مرتکب شدند ارتش کمونیست ها به دو میلیون زن آلمانی، تجاوز وحشیانه کرده بودند حتی بعضی از زنها، زیر تجاوز مکرر، جان شان را از دست دادند؛ ویلیام هیچکاک اعلام کرد که حتی تا هفتاد بار هم به صورت مکرر به زنان تجاوز جنسی می شد.
فعلا هم کشورهای مثل کوریای شمالی نماد حکومت کمونیستی قلمداد می گردد که استبداد به تمام معنا در آن جا حاکم است و حکومت به دست یک حزب (جوچه) است و حتی جوانان که ازدواج می کنند باید عریضه کنند و مصاحبه بدهند که اندیشه کمونیستی دارند تا ماه ها طول بکشد که جواز ازدواج بگیرند و…
کشوری مثل چین نیز نوعی اقتصاد سوسیالیستی دارند و مدافع کمونیسم هستند اما جو و فضای مناسبی برای تمام اقشار آن کشور وجود ندارد؛ رسانه ها آزاد نیستند و تجمعات ممنوع است و اینترنت محدود است… سالهاست که مسلمانان اویغور را بی رحمانه به قتل می رسانند آتش می زنند و حتی در این اواخر، برخی از زنها و مردان اویغور را عقیم کرده اند…
گرچه امروز، در کشورهای مدعی کمونیستی مثل چین یا کوریای شمالی، که در بسیاری از مولفه های کمونیسم کوتاه آمده اند و اقتصاد سوسیالیستی را با اقتصاد بازار نوعی مخلوط هم کرده اند، اما باز هم نتوانستند بدون اجبار و زور و استبداد، حکومت کنند و پر واضح است اگر دیکتاتوری را کنار بگذارند و به آرای مردمی تن در دهند، دیگر خبری از کمونیسم نخواهد بود.
پس کمونیسم و استبداد توامانند.

علی ظفر یوسفی