ژنرال دوستم، مارشالی که مارشال نیست

  • انتشار: ۱۶ سرطان ۱۳۹۹
  • سرویس: اخبار مهم
  • شناسه مطلب: 88811
جنرال دوستم

رتبه مارشالی در افغانستان یک رتبه نظامی نیست، در ارتش افغانستان اعتبار رسمی ندارد. یک رتبه سمبولیک و سیاسی است که حکومات مطابق خواست خود به کسی میدهد. ظاهر شاه این عنوان را به کاکای خود شاه ولیخان داد، کرزی بخاطر مواضع قاسم فهیم درکنفرانس بن که براحتی و بدون موافقت رهبری و رئیس جمهور برحال ( استاد برهان الدین ربانی) به تحمیل کرزی توسط امریکایی ها به حیث رئیس دولت تسلیم شد، و تقریبآ به حیث رشوت” به جمعیت اسلامی داد. برعلاوه صدها ژنرال بیسواد هم عرض وجود کرد از پسر ۲۵ ساله تا مجاهد متقاعد ۶۵ ساله که مورد تمسخر کشورهای منطقه بودیم.

اما در کشورهایی که این رتبه نظامی در تاریخ آن وجود داشته و امروز از میان رفته، مانند فرانسه، آلمان و غیره به کسانی طبق روند خاصی، بخصوص پیشنهاد ارتش ، داده میشد که برای دفاع از میهن کارهای مهم و بزرگی را در ساحه نظامی انجام داده باشند، در جنگهای مهم برنده باشند. اما رتبه “مارشالی” دوستم محصول معامله گری سیاسی غنی و عبدالله است. مارشالی دوستم نزد قوم گرایان افراطی پشتون یک ماتم است. اگر از روی واقعیت کارنامه نظامی دوستم را بطور مختصر نگاه کنیم، بهترین دوران کارمندی نظامی او خدمت به ارتش شوروی و دفاع از رژیم جنایتکار نجیب بود. میتوان گفت که درآخرتا حدی با پیوستن به “اتحاد شمال” در سرنگونی نجیب دست داشت. سپس وی یکی از ۴ گروهی بود که در ویرانی کابل سهیم بودند. با آمدن طالبان همه این جنگاوران به شمال پناهنده شدند. دوستم حتا به ترکیه پناهنده شد. با حمله امریکا بر ضد طالبان و نظر به ضرورتی که امریکا به نیروی زمینی داشت، دو باره “اتحاد شمال” فعال شد و نیروهای ازبک “انتقام” سختی از طالبان و القاعده گرفت، تا حدی که در همین امریکا سازمانها و اعضای کنگره او را به حیث “جنایتکار جنگی” قلمداد کردند. خوب در این کارنامه نظامی دوستم چه چیز او را به رتبه مارشالی میرساند.

کارنامه سیاسی دوستم دو بعد دارد. از بعد قومی وی بدون تردید ( علیرغ مخالفینی که در میان ازبکها دارد) به حیث رهبر قومی و مدافع حقوق ازبک ها شناخته شده است. ولی در همین مورد هم مانند برخی زیاد رهبران قومی، بیشتر قوم در خدمت منافع “رهبر” قرار دارد. ازبکها ممکن است “مارشال” شدن دوستم را جشن بگیرند. این بزرگترین پاداشی است که در برابر بانک رای ازبکها (که در واقعیت مانند تمام مردم افغانستان خیلی کم پای صندوق های رای رفتند) و صلاحدالدین ربانی را که از ابتدا روی مواضع خود ” رد نتایج یک انتخابات تقلبی و روی آن دو باره تقسیم قدرت” بود، قربانی کردن ، عبدالله میتوانست از غنی بدست آورد. ولی آیا فردا بودجه انکشافی جوزجان و دیگر ولایات همجوار دو برابر خواهد شد ؟ پستهای مهمتر و واقعی نه سمبولیک به آنها در دولت داده خواهدشد ؟ شک دارم.

در نهایت زندگی سیاسی دوستم هم شباهت به زندگی نظامی او دارد. وی با همه ائتلاف کرده بود. با کرزی ضد عبدالله، با غنی ضد عبدالله، با عبدالله ضد غنی و اوج کارنامه سیاسی وی معاون اول ریاست جمهوری است. میدانید از این معاونت اولی چه نصیب مردم ازبک و خود او رسید ؟ اشرف غنی هرچه باشد در زیرکی بیمانند است. او کسی است که تشنه ها را تا لب آب میبرد و تشنه برمیگرداند و در آخر مرهون او هم باید بود. بخوانید در فرمان اعطای “مارشالی” دوستم چه آمده : ” “به پاس خدمات ایشان در‌ حل بن‌بست‌های سیاسی و تامین ثبات در‌ کشور رتبه مارشالی را به عبدالرشید دوستم اعطا می‌کنم.”

مارشالی که بخاطر دست آورد نظامی در جنگهای میهنی برای دفاع از استقلال، حاکمیت ملی یا حداقل امنیت کشور مارشال نشده بلکه برای “حل بن بست سیاسی” مارشال شده !!

این افغانستان است. آفرین اشرف غنی، عوام فریبی که خواص فریب هم باشد، واقعآ مغز متفکر درجه اول جهان باید باشد، و یا اینکه دیگران، حکومت شوندگان، بویژه بخش مهم طبقه سیاسی، مطیع، نا آگاه و “دلالان قدرت” که امروز خیلی مود است باشند.

دکتر کریم پاکزاد