چرا نمی آموزیم؟

  • انتشار: ۱ اسد ۱۴۰۱
  • سرویس: تیتر 2سیاست
  • شناسه مطلب: 131879

این همه تجربه بشری در حوزه های مختلف زندگی؛ بخصوص عرصه سیاست و حکومت داری، چرا ما را در راه درست قرار نمی دهد. سئوال مهمتر اینکه آنچه در جای دیگر ثمر می دهد، چرا درافغانستان به شاخه خشک بی ثمر تبدیل می شود؟
آیا مشکل در فهم ما از مفاهیم،تئوری ها و سیستم هاست و یا مشکل در رویکرد و رفتار ما وجود دارد؟
عکس زیر مربوط به دو کاندید رقیب برای پست صدارت در بریتانیا است.والدین هیچ یکی ازین دو تا در سیاست انگلیس پروفایل بلندی نداشته اند، آقای ریشی سوناک، هندی تبار مهاجر زاده است و خانم لیز تراس از خانواده متوسط بریتانوی که پدرش استاد ریاضی و مادرش پرستار بوده، قدم به سیاست گذاشته است.
آیا این دو تا اگر در افغانستان بودند چنین چانسی داشتند، جواب این سئوال را همه ما می دانیم.
در بریتانیا این دو نفر که هیچ کدام شان در طرز تفکر ما(افغان ها) مقبولیت ندارند، بر سر دو کرسی رهبری رقابت می کنند؛ کرسی رهبری حزب محافظه کار بریتانیا و کرسی صدارت بریتانیا. یعنی در این مثال، هم درسی برای احزاب سیاسی ما وجود دارد و هم درسی برای حکومت داری. این دو تا، نه در حزب سیاسی و نه هم درحکومت داری، چیزی از والدین خود به میراث نگرفته اند، قومیت و جنسیت شان نیز به آنها مساعدت نکرده است، پس چه چیزی آنها را به پیش رانده است که ما را مانع می شود؟
من چیزی غیر از ظرفیت بلند کار سیاسی و یک سیستم مؤثر حزبی، نمی بینم که آنها را بجلو رانده باشد. این دو تا از پله های یک سیستم نیرومند حزبی بالا آمده و حالا یک مهاجر زاده هندی الاصل و یک جنس دست دوم(از دید افغانی)در بلند ترین رده سیاست یک کشور مقتدر، رقابت می کنند.
دو درس خیلی ساده ازین تجربه می توانیم بدست آوریم :
اول اینکه احزاب خود را بجای فرد محور، سیستم محور بسازیم و دوم اینکه تعلق قومی، خوشبختی نمی آورد بلکه این ظرفیت کاری و دیدگاه منطقی و جامع در رأس هرم قدرت است که ماشین خوشبختی را چالان می کند و برعکس تبارگرایی و خانواده پرستی، خودش یک گام بسوی فساد است و جز فساد بیشتر، چیز دیگری تولید نمی کند.
البته این بدان معنی نیست که فرزندان رهبران سیاسی حق سیاست کردن را ندارند، بلکه بدین معنی است که همه از پله های سیستم باید بالا بیایند، نه از طریق تملق و میراث داری. به نظر من، مشکل در فهم ما از تئوری ها، نظریه ها و تجربه سیاسی بشری نیست که با مطالعه و تحصیل بیشتر حل شود، مشکل در رویکرد و کشش های درونی ماست که باید توسط سیستم کنترول شود.

ترور یک تروریست!

موسی عارفی

نظرات(۰ دیدگاه)

نظر شما چیست؟