چرا ناتو باید منحل شود؟

  • انتشار: ۱۱ حوت ۱۳۹۹
  • سرویس: بین المللدیدگاه
  • شناسه مطلب: 107665

پس از سه چهارم قرن، روشن است که این اتحاد بیش از اینکه اقدامات خوب انجام داده باشد عملکرد مضر داشته است.

نشست وزرای دفاع کشورهای عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) در هفدهم وهجدم فبروری گذشته که اولین نشست پس از به قدرت رسیدن جو بایدن بود، نشان داد پیمان کهنه و هفتاد و پنج ساله ناتو علی رغم شکست های نظامی اش در افغانستان و لیبی این بار نوک پیکان دیوانگی های نظامی اش را به سوی روسیه و چین به عنوان دو دشمن بزرگ و هسته ای نشانه رفته است.
لوید آستین، وزیر دفاع ایالات متحده امریکا، نیز قبل نشست اخیر وزرای دفاع کشورهای عضو ناتو طی صحبتی با «واشنگتن پست op-ed» بر این مفهوم تاکید ورزید و گفت: رفتارهای خشونت آمیز و اجباری رقبای جسور استراتژیکی چون روسیه و چین باور ما به امنیت جمعی را تقویت می کند.

استفاده از روسیه و چین برای توجیه ساختارهای نظامی غربی بیشتر، در «مفهوم استراتژیک تازه» ناتو به نام «ناتو ۲۰۳۰: متحد برای دوره جدید» یک عنصر کلیدی به شمار می رود. استراتژی تازه ناتو نقش این پیمان در جهان در ده سال آینده را تعریف می کند.
سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) در سال ۱۹۴۹ میلادی توسط ایالات متحده امریکا و یازده کشور اروپایی برای مقابله با اتحاد جماهیر شوروی سابق و گسترش کمونیزم در اروپا تشکیل شد. از زمان پایان جنگ سرد تاکنون تعداد اعضای ناتو به سی کشور افزایش یافته و بیشتر کشورهای اروپای شرقی را در بر گرفته است. ناتو اما در ایجاد جنگ های غیرقانونی، کشتار غیرنظامیان در حملات هوایی و جنایات جنگی دیگر پیشینه ای طولانی و همیشگی داشته است.

در سال ۱۹۹۹ میلادی، ناتو بدون تایید سازمان ملل متحد و برای جداسازی کوزوو از صربستان جنگی را به راه انداخت. حملات هوایی غیرقانونی ناتو در جنگ کوزوو صدها غیرنظامی را کشت و هاشم تاچی، رئیس جمهور کوزوو و متحد نزدیک ناتو، اکنون به ارتکاب جنایات جنگی وحشتناک در زمان بمباران های ناتو متهم شده است.
علاوه بر آتلانتیک شمالی، ناتو از سال ۲۰۰۱ به بعد در کنار امریکا در افغانستان جنگیده است و در سال ۲۰۱۱ به لیبی حمله کرده و یک دولت ناکام پشت سر خود به جای گذاشته و موجی از مهاجرت ها را سبب شده است.
اولین فاز بازبینی «مفهوم استراتژیک تازه ناتو» به گزارش «گروه انعکاس ناتو ۲۰۳۰» اختصاص دارد. این خود امیدوار کننده است چون ناتو به روشنی و فوروی در تاریخ خونبار خود تأمل می کند. اینکه چرا یک سازمان اسمی دست به ایجاد جنگ می زند، در حفظ صلح وارد می شود، مانع جنگ می گردد، هزاران نفر را می کشد و کشورهای زیادی در دنیا را در خشونت، فقر و هرج و مرج فرو می برد؟

این نوع درون نگری اما متاسفانه آن چیزی نیست که ناتو در «گزارش گروه بازتاب» به دنبالش است. گروه بازتاب ناتو را موفق ترین اتحاد نظامی در طول ترایخ می داند و به نظر می رسد با نگاه به جلو یک برگه از کتاب «استراتژی اوباما» را گرفته است. ناتو با نگاه دقیق موقعیتی وارد یک دهه تازه از تقابل نظامی می شود.
نقش ناتو در جنگ سرد تازه در واقع برگردانی از نقش قدیمی اش در جنگ سرد اصلی ست. این نقش مخرب است چون دلایل زشتی که امریکا از تشکیل ناتو داشت را نمایان می کند و به نسل تازه امریکا و اروپا نشان می دهد که این دلایل قرار است در محیط دنیای امروز آزمایش شود.

هرگونه جنگ احتمالی امریکا با اتحاد جماهیر شوروی سابق یا روسیه کنونی به طور مستقیم اروپا را در خط مقدم جبهه قرار می دهد و قربانی های انبوهی را به اروپا تحمیل می کند. اولین عملکرد ناتو این است که اطمینان حاصل کند مردم اروپا در راستای حمایت از برنامه های جنگی امریکا، نقش های دیکته شده را به خوبی انجام می دهند.
همان طور که «مایکل کلار» می گوید در «گزارش دیده بان ناتو در ناتو ۲۰۳۰» هر گامی که ایالات متحده امریکا با ناتو بر می دارد می بایست به هماهنگی ناتو با برنامه های امریکا برای جنگ و شکست چین و روسیه در یک جنگ همه جانبه منجر شود.

در برنامه حمله ارتش امریکا به روسیه با نام «ارتش امریکا در عملیات چند دامنه ای» ذکر شده که ابتدا باید مراکز فرماندهی نیروهای دفاعی روسیه توسط موشک و توپخانه منهدم گردد و در ادامه نیروهای زرهی به مناطق کلیدی و سایت های روسیه حمله کند تا روسیه محاصره شود.
پاسخ روسیه به ایالات متحده امریکا و متحدینش در صورت وقوع چنین حمله ای استفاده از سلاح های هسته ای ست. تعجبی ندارد که استراتژی دفاعی روسیه در مواجهه با چنین تهدید بالقوه ای بر تسلیم شدن بنا نشده باشد.

برنامه جنگی امریکا برای حمله به چین نیز مشابه برنامه حمله به روسیه است که در آن ابتدا موشک ها از ناوهای جنگی و پایگاه ها در اقیانوس آرام شلیک می شود. برنامه های دفاعی چین به صورت عمومی اعلام نشده اما اگر استقلال و حیات این کشور مورد تهدید واقع شود، از سلاح ها اتمی استفاده خواهد کرد. کاری که ایالات متحده امریکا نیز

در صورت معکوس شدن شرایط انجام خواهد داد.

مایکل کلار در پایان می گوید «ناتو ۲۰۳۰» تمام اعضای پیمان را به رقابت نظامی پر هزینه و تمام عیار با روسیه و چین ملزم می سازد و اروپا را در معرض ریسک روز افزون جنگ هسته ای قرار می دهد.

بنابراین، مردم اروپا نسبت به نقش خود در برنامه های جنگی امریکا چه احساسی دارند؟ شورای روابط خارجی اروپا به تازگی یک نظرسنجی عمیق با حضور پانزده هزار نفر در ده کشور عضو ناتو و سوئد انجام داده و نتایج را در گزارشی به نام «بحران قدرت امریکا: اروپایی ها چگونه به امریکای تحت رهبری بایدن می نگرند» منتشر کرده است.
گزارش نشان می دهد که بخش بزرگی از شهروندان اروپا نمی خواهند در جنگ احتمالی امریکا با روسیه و چین نقش داشته باشند و طرفدار بی طرفی هستند. تنها ۲۲ درصد شرکت کنندگان اظهار داشته اند در جنگ با چین طرف امریکا را می گیرند، ۲۳ درصد اعلام کرده اند در جنگ با روسیه از امریکا حمایت می کنند. براساس نتایج این گزارش، نظرات اروپایی ها در تضاد با نقش ناتو در برنامه های جنگی امریکا قرار دارد.

در مورد روابط ترانس آتلانتیک به طور کلی، اکثر مردم در کشورهای اروپای شرقی معتقدند که سیستم سیاسی امریکا شکسته شده و سیستم سیاسی کشورهای خودشان در حالت به مراتب سالم تری قرار دارد. پنجاه و نه درصد اروپایی ها معتقدند در یک دهه پیشرو چین قوی تر از ایالات متحده امریکا خواهد شد. بیشتر اروپایی ها اظهار داشته اند که آلمان در آینده شریک مهم تری خواهد بود و در مقایسه با امریکا در سطح بین الملل رهبری قوی تری را بازی خواهد کرد.
تنها هفده درصد اروپایی ها خواهان همکاری های اقتصادی نزدیک تر با امریکا بوده اند و کم تر از ده درصد مردم فرانسه و آلمان فکر می کنند کشورهایشان باید از امریکا در بخش دفاع ملی طلب کمک نماید.

براساس نتایج نظرسنجی فوق، انتخاب بایدن نیز نتوانسته است نظر اروپایی ها در نظرسنجی سال ۲۰۱۹ را تغییر دهد چون اروپایی ها معتقدند «ترامپیسم» یک مشکل عمیق و نسبتا پایدار در جامعه امریکاست. نویسنده به این نتیجه می رسد که اکثر اروپایی ها به اینکه بایدن بتواند یک کار بزرگ انجام دهد تردید دارند.

در بین کشورهای اروپایی، مخالفت شدیدی با این درخواست ناتو که کشورهای عضو باید دو درصد تولید ناخالص ملی خود را روی دفاع خرج کنند، وجود دارد، هدف مستبدانه ای که تنها ده کشور از سی کشور عضو ناتو تاکنون به آن رسیده اند. به طور طنزآلودی، برخی از کشورها به هدف ناتو خواهند رسید بدون اینکه عملا مصارف نظامی خود را افزایش دهند چون کوید-۱۹ تولید ناخالص ملی آنها را کاهش داده است. تلاش کشورهای عضو ناتو برای بهبود اوضاع اقتصادی عملا به این کشورها اجازه نخواهد داد بودجه نظامی خود را افزایش دهند.

شکاف بین خصومت ناتو و منافع اقتصادی اروپا عمیق تر از فقط مصارف نظامی ست. اگرچه امریکا و ناتو به روسیه و چین به چشم تهدید های بالقوه نگاه می کنند، اقتصاد اروپا چین و روسیه را شرکای کلیدی خود می داند. در سال ۲۰۲۰، چین به عنوان همکار تجاری شماره اتحادیه اروپا، جای امریکا را گرفت و در پایان سال ۲۰۲۰ اتحادیه اروپا علی رغم نگرانی های امریکا، توافق نامه های سرمایه گذاری کلانی را با چین امضا کرد.

کشورهای اروپایی همچنین روابط خاص اقتصادی خود با روسیه را دارند. آلمان به ساخت خط لوله نورد استریم ۲ متعهد است، خط لوله بزرگ گاز که از شمال روسیه به آلمان کشیده می شود. دولت بایدن اما این پروژه را یک توافق بد خوانده مدعی ست این پروژه اروپا را نسبت به خیانت روسیه آسیب پذیر می سازد.

ناتو به داینامیک متغییر دنیای امروز به توجه است انگار که در یک سیاره دیگر زندگی می کند. گزارش یک طرفه گروه بازتاب ناتو تاکید می کند روسیه در کریمه اوکران قوانین بین المللی را نقض کرده و این امر سبب تیرگی روابط روسیه با غرب شده است. گزارش از روسیه می خواهد به طور کامل به قوانین بین المللی باز گردد.

گزارش گروه بازتاب ناتو اما هرگز به چندین مورد نقض قوانین بین المللی از سوی امریکا و ناتو و نقش آنها در ایجاد تنش هایی که یک جنگ سرد دیگر را تقویت می کند، اشاره نمی کند:
• حمله غیرقانونی به کوزوو، افغانستان و عراق
• توافق ناکام توسعه ناتو در اروپای شرقی
• خروج امریکا از بیشتر پیمان های کنترل تسلیحات
• ریخته شدن بیش از ۳۰۰ هزار بمب و موشک در کشورهای دیگر توسط امریکا و متحدینش از سال ۲۰۰۱ به بعد
• جنگ نیابتی امریکا در لیبی و سوریه که هر دو کشور را به هرج و مرج سوق داد، القاعده را احیاء نمود و داعش را به وجود آورد
• مدیریت کودتای سال ۲۰۱۴ توسط امریکا در اوکراین که به سقوط اقتصادی منجر شد، کریمه را به روسیه ملحق نمود و جنگ داخلی در اوکراین شرقی درگرفت
• تجاوزهای مکرر امریکا که ماشین جنگی اش مصارف دفاعی روسیه را یازده به یک و مصارف دفاعی چین را ۲٫۸ به یک کوچک تر ساخت.

ناکامی ناتو در ارزیابی جدی نقش خود در «زمان های نامطمئن» بیش از انتقاد یک جانبه از روسیه و چین برای امریکایی ها و اروپایی ها خطرناک است. نقش روسیه و چین در خلق زمان های نامطمئن در مقایسه به مراتب کمرنگ تر است.
دیدگاه های کوتاه در حفظ و توسعه ناتو به تمام نسل ها به ویژه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق و پایان جنگ سرد، زمینه را برای احیاء دشمنی های گذشته و تداوم رقابت های در آینده مهیا می سازد.
گزارش گروه بازتاب ناتو با ارائه تحلیل های یک جانبه در زمینه تهدیدها در حقیقت احیاء جنگ سرد توسط امریکا و ناتو را توجیه کرده آن را توسعه می دهد. این در حالی ست که یک دیدگاه صادقانه و متعادل در مورد خطراتی که دنیا را تهدید می کند و نقش ناتو در قبال آنها می تواند در ترسیم یک برنامه به مراتب ساده تر برای آینده ناتو کمک کند: ناتو باید هرچه سریع تر منحل و برچیده شود.

منبع