پاکستان و دیپلماسی نا متوازن در قبال بحران یمن

  • انتشار: ۱ اسد ۱۳۹۶
  • سرویس: بین الملل
  • شناسه مطلب: 27671
تحلیل رفتار پاکستان در قبال تحولات منطقه‌ و به ‌ویژه بحران یمن، مستلزم واکاوی محدودیت ‌های و توانایی ‌های سیاست خارجی این کشوراست.

عدم توسعه اقتصادی و پیچیدگی‌ های خاص تحولات داخلی (استفاده ابزاری از اسلام‌ گرایی افراطی) و خارجی (تنش مداوم با هندوستان) دست‌ به‌ دست یکدیگر داده‌اند، تا سیاستمداران پاکستانی در سیاست‌ گذاری خارجی بیش از آن که آفاق صلح و تنش‌ زدایی منطقه‌ ای را در نظر داشته باشند، به سیاق قدرت ‌های فرامنطقه ‌ای و کشورهای حاشیه خلیج فارس به منازعات دامن زده و زیر چتر حمایت این کشورها قرارمی ‌گیرند.

از سویی، پاکستانی که از حدود ۱۱۰ بمب اتمی برخوردار است، این نکته را نیز به ‌خوبی می ‌داند که توسعه همه ‌جانبه روابط با رژیم‌ های غیردمکراتیک عربی و ایستادگی در مقابل محور مقاومت تبعاتی از جمله از دست رفتن حمایت ایران از این کشور مسلمان در برابر هندوستان و تضعیف روند پشتیبانی مالی از عربستان و آمریکا را در پی دارد. لذا سیاستمداران پاکستانی اغلب اوقات سعی کرده‌اند، یک دیپلماسی نا متوازن را در قبال ایران و عربستان در پیش گیرند. اما آیا این مسئله در ارتباط با بحران یمن نیز صدق می ‌کند؟ به نظر می ‌رسد به‌ جز در نظر داشت این مهم ابعاد دیگری را نیز باید در قبال بحران یمن نظر گرفت.

از ظواهر امر چنان به نظر می رسد، که پاکستان راهبردی عمل ‌گرایانه و سود جویانه در قبال بحران یمن در سیاست خارجی خود نشان داده است. پاکستان در ابتدای بحران در بیانیه‌ ای اعلام کرد، که هر تهدیدی علیه تمامیت ارضی عربستان سعودی پاسخ دندان‌ شکن پاکستان را در پی خواهد داشت. از دیگر سو پارلمان پاکستان قطعنامه ‌ای مبنی بر بی‌ طرف ماندن این کشور در جنگ یمن را  تصویب کرد. این تصمیم پاکستان تا حدودی تیرگی در روابط اسلام ‌آباد و ریاض به وجود آورد، اما در چارچوب راهبرد عمل ‌گرایانه مزبور قابل توجیه بود.

با این ‌حال طولی نکشید، که ژنرال راحیل‌ شریف، رئیس ستاد ارتش سابق پاکستان در سال ۲۰۱۶ از پیشنهاد عربستان برای فرماندهی ائتلاف نظامی سعودی علیه ملت یمن خبر داد، که با گذاشتن برخی از شرایط حاضر به پذیرش فرماندهی این ائتلاف شد.

این درصورتی است، که حضور ژنرال راحیل شریف در ائتلاف نظامی عربستان، این چالش را مطرح نمود، که چرا این اقدام که ناقض قطعنامه پارلمان این کشور مبنی بر بی ‌طرفی دولت اسلام ‌آباد در بحران یمن است، رخ داده است؟ پاکستان می‌ توانست بنا به مقتضیات راهبرد دوگانه خود بدون فرماندهی نیروهای نظامی به اصطلاح ضد تروریسم و ارائه انواع کمک‌ های غیرمستقیم به ائتلاف هم عربستان را راضی نگه دارد و هم اینکه با عدم شرکت مستقیم در بحران رودرروی محورمقاومت و ایران قرار نگیرد؟

به نظر می ‌رسد مسائل راهبردی دیگری نیز در این زمینه باید درنظر گفته شود:

در درجه اول متحقق نشدن اهداف عربستان در برابر «حوثی‌ها» (ژنرال‌های سعودی از همان ابتدا، پیروزی‌ های قریب‌ الوقوع و فتح صنعا، پایتخت یمن را وعده می ‌دادند) باعث شد، تا نه‌ تنها عربستان سعودی، بلکه ایالات ‌متحده آمریکا نیز، رفته ‌رفته محور مقاومت را پیروز ژئوپلیتیک منطقه (مقاومت و پیروزی‌ های پی ‌در پی دولت‌ های سوریه و عراق) ارزیابی کنند. از این حیث عربستان، پاکستان و ایالات‌ متحده که سابقه تأسیس و تقویت گروه‌های تروریستی را در منطقه دارند سعی در جلوگیری از نفوذ محور مقاومت را در اولویت اهداف نظامی و امنیتی خود قرار داده‌اند.

در وهله بعد از مواضع مقامات پاکستانی در این ‌ارتباط، می ‌توان چنین برداشت کرد، که آنها می ‌خواهند این اقدام خود را برای ایران کم ‌اهمیت جلوه دهند. سیاستمداران پاکستانی در واکنش به محور مقاومت مدعی‌ اند، که پیوستن شان به ائتلاف علیه یمن، محدود بوده و فقط با القاعده ستیز دارند. این در حالی است، که همین گروه القاعده توسط ایالات ‌متحده، عربستان و پاکستان تأسیس و تقویت شده و در جنگ یمن نیز کاملاً در جهت اهداف این سه کشور اقدام می‌کند.

از سوی دیگر امتناع پاکستان از رودررویی رسمی و مستقیم با ایران و محور مقاومت، ریشه در پاسخگویی این کشور در قبال جریانات داخلی و افکار عمومی جهانی دارد. به ‌عبارت ‌دیگر پاکستان سعی دارد چهره‌ای مستقل از کشور خود در نزد انظارعمومی نشان دهد که هیچ‌گونه وابستگی به کشورهای منطقه‌ ای و کشورهای حاشیه خلیج ‌فارس ندارد. از این بابت پاکستان می‌ تواند حضور غیرقابل‌ توجیه نیروها نظامی آمریکا در خاک خود را به عنوان یک کشور به اصطلاح مستقل مشروع جلوه دهد و از طرفی به محور مقاومت در عرصه تحولات امنیتی منطقه‌ ای نیز فشار آورد.

بنابراین در تحلیل نهایی اگرچه پاکستان در برابر تحولات منطقه از جمله بحران یمن ژست بی ‌طرفی و مبارزه با تروریسم می‌گیرد؛ اما از حیث راهبردی (همان ‌گونه که سابقه تاریخ معاصر این کشور نشان داده است) کاملاً در محور و فعالیت ‌های ائتلاف سعودی- آمریکایی قرار دارد.