وضعیت روشنفکران هزارگی

  • انتشار: ۲۱ سنبله ۱۳۹۹
  • سرویس: اخبار مهم
  • شناسه مطلب: 94548
روشنفکر

برخی از روشنفکران هزارگی مطلقا مستاصل و درمانده اند یعنی یک تکه از کتاب شریعتی، دو جمله از سروش و سه کلمه از محمد ارکون و غزالی و فلان آدم دیگری خوانده اند حالا مغز شان قاطی کرده نمی دانند کجا بروند؟
برای همین است که از زمین و زمان طلبکارند و منتقد اما مخاطب نمی فهمد مبنای این روشنفکری چیست تا بر همان مبنا با او سخن بگوید…

درک این جماعت، از زندگی و روزگار، بی هدفی و بی مقصدی است.
کل تاریخ اسلام و قران را زیر پرسش می برند اما به اقوال افلاطون و غار افلاطون، یقین صد در صدی دارند در حال که افلاطون و ارسطو و… نزدیک به هزارسال قبل از تاریخ اسلام میزیسته اند…

درست است نقد و انتقاد و حتی تخریب مولفه های امروزی امر ناجایز نیست اما انسان باید بفهمد آقایان در چه راه و مذهب و مسلکی قرار دارند؟

به همان اندازه که افراطیت و انتحاریسم مذهبی، مذموم و منفور و مطرود است، روشنفکری که خالی از فکر و برنامه و هدف باشد، تهوع زاست.

انسانی که عمرش از چهل بگذرد و ادعای کتابخوانی هم داشته و عینک گرد روشنفکری به چشمان مبارک زده باشد، اما خودش از این همه ادعا، یک نتیجه ملموسی نگرفته باشد، ان آدم هم روشنفکری را به گند کشانیده است هم کتابخوانی را.

علی ظفر یوسفی