وضعیت دشوار و خطرناک امریکا در افغانستان/ چه باید بکند: بماند یا که بگریزد!

  • انتشار: ۶ دلو ۱۳۹۹
  • سرویس: بین المللدیدگاه
  • شناسه مطلب: 105328
آمریکا

بسیاری از ناظران معتقدند دولت جو بایدن خروج نیروهای امریکایی از افغانستان را ادامه خواهد داد. اظهارات جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی امریکا، مبنی بر بازنگری توافق صلح ایالات متحده با طالبان نوعی اخطار به طالبان و پاکستان است که می تواند نیروهای بین المللی را در معرض خطر بیشتر قرار دهد. با این حال دلایل قوی برای بازنگری پیش شرط ها در پروسه ناقص صلح افغانستان وجود دارد.

درست چهل و هشت ساعت پس از مراسم تحلیف جو بایدن، جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی وی اعلام کرد دولت تازه بایدن قرار است توافق نامه صلح امریکا با طالبان که در فبروری ۲۰۲۰ میلادی امضاء شد را بازنگری نماید تا مشخص شود آیا طالبان به تعهدات خود مبنی بر «قطع ارتباط با گروه های تروریستی به شمول القاعده، کاهش خشونت در افغانستان و آغاز مذاکرات معنا دار با دولت افغانستان و دیگر سهامداران» عمل کرده است یا خیر! این در حالی ست که پاکستان و طالبان از دولت بایدن خواسته اند به جدول زمانی کنونی(۱ می ۲۰۲۱) برای خروج نیروهای امریکایی از افغانستان پایبند بماند.

تعجبی ندارد که این اعلام یکی از اولین اعلامات سیاست خارجی دولت جدید باشد چون نیروهای امریکایی در خطرند: تنها ۲۵۰۰ نیروی امریکایی در افغانستان باقی می ماند. بسیاری از این نیروها توانایی و قابلیت های بالایی دارند اما تعداد نیروهای ویژه و هلی کوپترها و هواپیماهای جنگی که در اختیار دارند اندک است. پنتاگون بدون شک مطمئن است که این نیروهای می توانند از خودشان دفاع کرده هنگام وخیم شدن سریع اوضاع از معرکه خارج شوند. این ممکن است اطمینان بخش به نظر آید اما تصمیم ترامپ برای نگه داشتن این تعداد کم از نیروهای امریکایی در افغانستان قابل تحسین نیست.

یکی از دلایل اتخاذ این تصمیم خطرناک این بود که طالبان به نیروهای امریکایی در افغانستان حمله نمی کنند. طالبان بر اساس توافق نامه صلحی که با امریکا امضا کرده اند به دنبال خروج نیروهای امریکایی از افغانستان تا ۱ می ۲۰۲۱ می باشند. مادامیکه امریکا قصد ترک افغانستان را داشته باشد(کار ی که ترامپ بدون توجه به پیش شرط های توافق نامه صلح با طالبان می خواست انجام دهد) تهدیدات و خطرات از سوی طالبان هم ناچیز خواهد بود.

هیچ کسی جز شورای کویته طالبان تک تک جملات و کلمات اظهارات جیک سالیوان را به دقت مطالعه نخواهد کرد. در پایین ترین احتمال اگر امریکا برخلاف جدول زمانی تعیین شده در توافق نامه صلح با طالبان، بخواهد بعد از ماه می همچنان در افغانستان باقی بماند، حملات مستقیم طالبان بر نیروهای امریکایی و بین المللی ممکن است افزایش یابد چون طالبان می خواهند این موضع واشنگتن را تغییر دهند.

نگاهی به سخنان «آنتونی بلینکن، فرد مورد نظر بایدن برای وزارت امور خارجه و لوید آستین، وزیر دفاع تاره امریکا» در جلسات تاییدیه شان، نشان داد بسیار محتاط بودند و هر دو گزینه «تداوم خروج تا می ۲۰۲۱ و ماندن طولانی تر در افغانستان» از اظهارات آنها برداشت می شد.
اظهارات سالیوان اما مانند سخنان بلینکن و آستین خنثی نبود. اعلام وی تنها یک بازنگری صرف نبود و سه سوال را در بر می گرفت. سالیوان اما باید بداند که پاسخ دو سوال او «خیر» می باشد.

  1. آیا طالبان به تعهد خود مبنی بر قطع ارتباط با گروه های تروریستی از جمله القاعده عمل کرده اند؟ گزارش تیم «نظارت از تحریم ها و حمایت تحلیلی سازمان ملل» در جون ۲۰۲۰ مطمئن تر از هر زمان ممکن از سال ۲۰۰۱ به بعد نشان داد که طالبان و القاعده و به ویژه شبکه حقانی و القاعده همچنان با یکدیگر ارتباط دارند. این گزارش اما نقش طالبان در مبارزه با داعش شاخه خراسان در افغانستان را ستود.
  2. آیا طالبان خشونت ها در افغانستان را کاهش داده؟ خیر! خشونت ها افزایش یافته و ترورهای هدفمند به صورت روز افزودن ادامه دارد: هفته گذشته دو قاضی زن در کابل ترور شد. هدف طالبان از افزایش خشونت ها و ترورهای هدفمند زیر سوال بردن اعتماد به نفس و توانایی حکومت افغانستان در حکومت داری نزد مردم می باشد. طالبان مدعی ند که بیشتر این ترورهای هدفمند توسط داعش انجام می شود اما بررسی های روشن بازرس ویژه امریکا برای بازسازی افغانستان(سیگار) نشان می دهد طالبان از زمان امضای توافق نامه صلح با امریکا در فبروری سال گذشته میلادی در دوحه قطر تاکنون خشونت ها را افزایش داده است.
    آیا طالبان مذاکرات معنا دار با حکومت افغانستان و دیگر سهامداران را شروع کرده است؟ پاسخ به این سوال با درنظرداشت شرایط موجود در مقایسه با دو سوال بالا کمی سخت تر است چون مذاکرات و توافقات یک مسأله است و تطبیق آنها مسأله دیگر. دو طرف یکدیگر را به سوء نیت متهم می کنند.
    بازنگری توافق نامه صلح ۲۹ فبروری سال گذشته میلادی امریکا و طالبان بدون شک مستلزم برخی پیش شرط های تازه است و زمان زیادی لازم دارد و فراتر از می ۲۰۲۱ ادامه خواهد یافت. از سویی هم این بازنگری با مخالفت و لج بازی طالبان همراه خواهد بود. این کار همچنین به نظارت بین المللی نیاز دارد و تصور این که کشوری در این راستا خنثی عمل کند یا حتی داوطلبانه نقش ایفا نماید، خیلی سخت است. بنابراین، بازنگری توافق صلح امریکا با طالبان این احتمال را تقویت می کند که نیروهای امریکایی اگر بیشتر نمانند دست کم برای چند ماه فراتر از ماه می در افغانستان خواهند ماند. از سوی دیگر موضوع ابقای زلمی خلیلزاد در پست قبلی اش نیز یک مساله بحث برانگیز است: طالبان و پاکستان ابقای خلیلزاد را مثبت ارزیابی می کنند در حالیکه وی در کابل دیگر اعتباری ندارد.
    اگر قرار باشد نیروهای امریکایی در افغانستان مدت طولانی تر بمانند، ۲۵۰۰ نیرو بسیار کم به نظر می رسد. از سویی هم مالیات دهندگان امریکا با افزایش نیرو در افغانستان مخالف ند. در چنین وضعیتی ماندن طولانی تر امریکا در افغانستان مستلزم برخی اقدامات تقویتی مانند «پیمانکاران بیشتر برای افزایش ظرفیت های اجرایی، اضافه کردن برخی توانایی ها به افغانستان از یک کشور ثالث یا ناوگان های امریکا در خلیج عربی و اعزام نیروهای شبه نظامی مبارزه با تروریزم سیا» و البته هماهنگی بهتر با دیگر نیروهای غربی مستقر در افغانستان، می باشد.
    البته دیدگاه پاکستان در این زمینه مانند همیشه حیاتی خواهد بود. پاکستان از سرنگونی دولت کنونی در کابل استقبال می کند چون معتقد است دولت کنونی افغانستان بیش از حد با هند مهربان است. اسلام آباد هموار نسبت به خطرات به قدرت رسیدن طالبان در کابل و یک دولت اسلامی خالص پشتون که بر افغانستان حکومت می کند، کور بوده است. این در حالی ست که یک دولت همه شمول تر در کابل در طولانی مدت به نفع پاکستان است حتی اگر روابط دیپلماتیک خوبی با دهلی نو داشته باشد. از سویی هم رفع حمایت پاکستان از طالبان که از سال ۱۹۹۴ ادامه داشته، نیازمند یک کار دیپلماتیک سنگین از سوی امریکا می باشد.
    مذاکره کنندگان امریکایی ممکن است از پتانسیل اهرم فشار بیشتری برخوردار باشد چون پاکستان به ویژه جنرالان ارتش این کشور دوست ندارد اتحاد با امریکا را به طور کامل از دست بدهند و هند جایگزین پاکستن شود. از سویی هم پاکستان نمی خواهد به طور کامل به چین وابسته گردد، چینی که روز به روز نسبت به متحدان «همه فصول» خود سختگیر تر می شود.
    از سویی هم افغان ها به طور دقیق خبرهای مواضع و واکنش های امریکا در مورد مسائل جاری کشورشان را دنبال می کنند و اظهارات سالیوان برای آنها تشویق کننده است. در این اواخر، بسیاری از شهروندان افغان به دلیل افزایش خشونت ها و ترورهای هدفمند، افغانستان را ترک می کنند. افغان های ثروتمند، سرمایه خود را به دوبی منتقل کرده فرزندان خود را به دانشگاه های خارجی می فرستند. برخی از آنها پاسپورت ایالات متحده، انگلستان و آلمان را داشته در این کشورها صاحب مال و اموال می باشند. شهروندان بی بضاعت که شانس کمتری دارند اما تنها دنبال راهی برای فرار می گردند. مرز ازبکستان برای این دسته از شهروندان افغان گزینه مناسبی ست چون هزینه ویزا تنها سی دلار می باشد و از طریق راه های بعدی از ازبکستان می توانند به ترکیه و روسیه و در نهایت به اروپا برسند. مسیر پاکستان و ایران بسیار محدودکننده تر است و احتمال دستگیری زیاد می باشد.
    اظهارات سالیوان نشان می دهد که بایدن قصد ندارد برای خروج از افغانستان مسیر آسان را برگزیند، خروج نیروهای امریکایی را ادامه دهد، قبل از می افغانستان را ترک نماید و ترامپ را سرزنش کند. حتی اگر هیچ هلی کوپتری در پشت بام سفارت امریکا نباشد، تصاویر تلویزیونی ورود طالبان به کابل و فرار پناهندگان افغان خاطرات سایگون(ویتنام) در سال ۱۹۷۵ را تداعی می کند و فشارها و محدودیت های دوباره طالبان علیه زنان، سرزنش های بین المللی را به همراه خواهد داشت. القاعده یک بار دیگر کمپ های آموزشی خود را در افغانستان برپا می کند و خاطرات تلخ گذشته دوباره زنده خواهد شد. تمام هزینه های مالی و خون هایی که در افغانستان ریخته شده به هدر رفته نتیجه ای اسف بار حاصل خواهد گشت.

منبع