هشدار عاشورا به وضعیت امروزی ما!

  • انتشار: ۱ سنبله ۱۳۹۹
  • سرویس: اخبار مهم
  • شناسه مطلب: 93017

امام حسین(ع) در روز عاشورا به نکته‌ای اشاره فرمود که بیانگر اساس گرفتاری امروزی ما نیز می‌باشد و آن نکته عبارت بود از تأثیر منفی ناپاکی، فساد و لقمه‌ی حرام در سعادت فردی و اجتماعی انسان‌ها. فسادی که مدعیان امت بودن را در برابر امام امت قرار داد و باعث قطعه قطعه شدن جان پیامبر گردید و به زمین ریختن پاک ترین و زلالترین خون را در پی داشت. (حسین منی و انا من حسین؛ لحمه لحمی و دمه دمی).

باید دقت نمود که امام حسین(ع) به این نکته‌ای مهم در حساسترین موقعیت زمانی پرداخت تا به دنیا و جوامع بشری و از جمله به مدعیان پیروی از نهضت و مکتب عاشورا به خوبی بفهماند که افساد و اصلاح و اسراف و اعتدال باهم جمع شدنی نیست. ممکن نیست که مردم و جامعه‌ای گرفتار در فساد و اسراف به صلاح و تعادل برسند.

آن حساسترین موقعیت زمانی عبارت بود از هنگامی که عمر سعد سپاهیان خود را براى جنگ با امام(ع) آماده کرد و از هر سو آن حضرت را در محاصره گرفتند و امام(ع) به‌سوى دشمن بیرون آمد و آن‌ها را به سکوت دعوت کرد تا این‌که آخرین و مهمترین پیام خویش را در چنین موقعیت حساس به آن‌ها برساند، اما خاموش نشدند. این جا بود که امام(ع) در همچو شرایط حساسی در مورد اصل و ریشه‌ی طغیانگری و نافرمانی آن‌ها از حق فرمود:

و کُلُّکُم عاصٍ لِأمری غیرُ مُستَمِعٍ قَولی فقد مُلِئَت بُطونُکُم مِن الحَرامِ و طُبِعَ على قُلوبِکُم؛ همه شما از من نافرمانى مى‌کنید و به سخنان من گوش نمى‌دهید؛ زیرا شکم‌هایتان از حرام پر شده و بر دل‌هایتان مُهر [غفلت] خورده است.

امام مظلوم ما در آن شرایط نابرابر و در حلقه‌ی محاصره کامل دشمن و با بیان صریح و شفاف، برای همه فهماند که شکم‌های آلوده و انسان‌های فاسد چه بلایی سر خود و جوامع انسانی می‌آورند!

امام(ع) روشن نمود که عدالت اجتماعی و خیر و صلاح همگانی در گرو سلامتی نفس و روان انسان‌هاست و جوامع سالم نتایج زحمات و تلاش‌های شخصیت‌های سلیم النفس است نه انسان‌های لئیم. پس از لئامت نباید انتظار سعادت داشت.

بنابراین، در جامعه‌ای که سران کشوری و لشکری و رهبران احزاب سیاسی تا خرخره غرق در فساد اند، انتظار امنیت و رفاه همگانی و عدالت اجتماعی خیال پردازی بیش نیست.

در جامعه‌ای که حق مداری و حق گویی به خاطر نداشتند نان و نام، جنایت و شخص محوری و نژاد پرستی به جهت کسب مقام و عنوان، فضیلت محسوب شود، شمشیرها همواره علیه حسین(ع) و به نفع یزید از غلاف بیرون آمده رگ‌های حیات انسانی را می‌برند.

در جامعه‌ای که تکلیف قلم را نان و نام تعیین می‌کند نه روح و روان، همواره نان یزید بر جان حسین(ع) مقدم بوده حرف اول را خواهد زد.

خلاصه طبق فرمایش امام(ع) خیر و صلاح جامعه در گرو حضور سران و نیروهای سلیم النفس است. سلامت نفسی که همچون ریشه‌های سالم یک درخت برایشان طراوتی در راستای خدمت می‌دهند؛ نه با حضور افراد لئیم النفس. لئامتی که به ریشه‌های فاسد یک درخت خشکیده می‌ماند و جز تفتیدگی و عطش چیزی در پی ندارد.

در نهایت باید بپذیریم که با این گستردگی ناپاکی در سطح جامعه بویژه سران کشوری و لشکری و رهبران احزاب سیاسی و با این روند حمایت از آن‌ها، انتظار رهایی بی‌معنا و شعار پیروی از مکتب عاشورایی خنده آور است.

محمد امین احسانی