هزاره ها و ازبک ها محور «دولت سازی»!

  • انتشار: ۲۸ دلو ۱۳۹۸
  • سرویس: اخبار مهم
  • شناسه مطلب: 78261

چند روز قبل ژنرال عبدالرشید دوستم، رهبر جنبش اسلامی یا به عبارت دیگر رهبر ازبک تبارهای افغانستان، که درعین حال هنوز معاون اول ‘ریاست جمهوری ” است، هشدار داد که در صورت بر سر کار آمدن “حکومت تقلبی” آنها نیز حکومت موازی اعلام خواهند کرد. امروز یکشنبه کریم خلیلی، معاون سابق رئیس جمهور، رئیس شورای عالی صلح و بویژه رهبر حزب وحدت اسلامی، یکی از دو شاخه مهم حزب وحدت مزاری، نیز اعلام کرد که در صورت اعلام یک “حکومت تقلبی”، آنها نیز یک حکومت موازی را تشکیل خواهند داد. بدین گونه وی حمایت خود را از موضع ژنرال دوستم اعلان نمود.

از دید حقوقی، مطالبه تیم ” ثبات و همگرایی” برای جدانمودن آرای پاک از آرای تقلبی انتخابات ریاست جمهوری مشروعیت دارد. این هم آشکار است که کمیسیون “مستقل” انتخابات تصمیم دارد که به ادعای تیم ” ثبات و همگرایی” در مورد بی اعتبار بودن وجود بیشتر از ۱۰۲ هزار رای خارج از زمان که به صندو‌قها انداخته شده‌اند، وقعی نگذارد. بخشی دیگر از آرا که تیم “ثبات و همگرایی| بر آن اعتراض دارد، شامل ۱۳۷ هزار رای قرنطین‌شده است که به گفته آنان بدون اطلاع تیم‌های انتخاباتی وارد محاسبه نهایی و آرای معتبر شده است و باید از آن خارج شود، نیز از این جمله اند. نتیجه اینکه بآ محترم شناختن این آرای ناسالم کمیسیون انتخابات تصمیم دارد که اشرف غنی را برنده انتخابات اعلام کند.

ولی آنچه که موضعگیری ژنرال دوستم و استاد خلیلی را بطور بیسابقه ای مهم میسازد، خصلت سیاسی آن است که در تاریخ افغانستان بیسابقه است. این که بگوئیم که افغانستان کنونی توسط پشتونها و برای پشتونها ایجاد شد، ما فقط یک واقعیت تاریخی آشکار را تکرار کرده ایم و نخبگان و روشنفکران پشتون این را میدانند. ماهیت قدرت سیاسی ـ دولتی روی انحصار قومی استوار بوده و هنوز همینطور است. در افغانستان چند قومی و بعبارت ادبیات سیاسی “کثیرالمله”، روابط و مناسبات قدرت که درحیطه کنترول زمامداران پشتون باشد همیشه یک اصل حیاتی برای حاکمان بوده است. از لحظه اعلام افغانستان در سال ۱۷۴۷ تا امروز ( امرا، سلاطین، شاهان، جمهوی، جمهوری خلقی، امارت اسلامی و “جمهوری اشرف غنی” ) قدرت روی سه پایه استوار بوده : انحصار قدرت پشتونها، اشتراک نسبی تاجیک ها و حذف نسبی هزاره ها و ازبک ها ماهیت قدرت سیاسی را میسازد. از این نگاه موضعگیری دوستم و خلیلی، نمایندگان این دو قوم محروم سیاست افغانستان و بگفته برخی ها دو قوم مطیع، یک موضعگیری تاریخی است. ورای نتیجه انتخابات دوستم و خلیلی به نمایندگی هزاره ها و ازبکها، سازماندهی قدرت دولتی را که تا امروز در افغانستان از بدهیات بود، به چالش میکشند.

پرواضح است که خلیلی و دوستم از پایه های اصلی تیم “ثبات و همگرایی” نمیتوانستند بدون موافقت رهبر این تیم، دکترعبدالله، حرف از تشکیل حکومت موازی بزنند. زیرا من نمیتوانم باور کنم که تیم “ثبات و همگرایی” دوستم و خلیلی را وادار به چنین ادعای بزرگ تاریخی نموده اند تا فشاری روی حامیان خارجی اشرف غنی وارد کنند. بیصبرانه منتظر اعلامیه دکترعبدالله در این مورد هستم.

آیا مذاکرات صلح فردا میان سه حکومت افغانی روی یک میز مثلث آغاز خواهد شد ؟؟
از سالها به اینطرف گفته و نوشته ام که زمانی واقعآ میتوانیم به قدرت تبعیضی و انحصاری پایان ببخشیم و شاهد تغیراتی بنیادی برای تآمین عدالت باشیم که ائتلاف سیاسی استراتیژیک میان تایجک ها، هزاره ها و ازبک ها تناسب نوین قدرت را دراین کشور برقرار سازد. پروسه ملت سازی (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) بطور بنیادی هنوز درافغانستان روی دست گرفته نشده. این پروسه مانند فرانسه ودیگر کشور های اروپا از اتحاد گروه های مختلف یک حوزه قومی ( فرانک ها در فرانسه، جرمن ها در جرمنی .. ) صورت نمیگیرد.

پروسه ملت سازی درافغانستان، یک کشور چند قومی با حوزه های فرهنگی کم و بیش متفاوت ، لزومآ با برابری و همبستگی میان اقوام صورت خواهد گرفت. شکل اداری آن، دولت مرکزی نرم، دولت غیر متمرکز، دولت فدرال، به آسانی بدست خواهد آمد.

دکتر کریم پاکزاد