نیاز متقابل

  • انتشار: ۱۶ حمل ۱۴۰۰
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 109767
محمد محقق

در این نوشته نه قصد طرفداری از کسی و نه قصد مخالفت با کسی را دارم. آنچه می نویسم یک تحلیل است و بس. در روزهای اخیر همه شاهد حضور و تجمع پرشور مردم هرات در استقبال از استاد محقق بودیم. این حضور ناشی از نیاز متقابل بود و هردو طرف به خواستهای خود رسیدند.

بعد از حادثه حمله بر غوریانی و مردم جبرئیل، هزاره ها و شیعیان هرات از لحاظ روانی نیاز به تجمع عظیم و نشان دادن قدرت خود داشتند. گرچه در مراسم دفن شهدا آنها تجمع بی نظیری داشتند اما جمع شدن در کنار استاد محقق معنی خاصی داشت. مردم هزاره در واقع قدرت خود را در هرات به نمایش گذاشتند و به دیگران نشان دادند که دیگر شیعه و هزاره مثل گذشته اهل تقیه نیستند: یا مرگ یا زندگی با شرافت و شناخته شدن حقوق فردی و جمعی شان. حتی اگر استاد محقق در هرات حاضر نمی شد و یک رهبر بی غرض به هرات می آمد، بازهم مردم شکوه حضورش را به نمایش می گذاشتند. اما کمتر کسی هوش و ذکاوت استفاده از این فرصتها را دارد که استادمحقق در این قسمت واقعا نابغه روزگار است. در هرچیزی این مرد شک داشته باشید در این قسمت شک نکنید.

استاد محقق هم بعد از حضور در کنار غنی و به خصوص بعد از قضیه بهسود، نیاز به این تجمع مردمی داشت تا ثابت کند هرجا که او باشد، مردم هم هست. علی رغم حرف و حدیث های فیسبوکی، حضور مردم در کنار استاد محقق نشان داد که او هنوز در بین مردم نفوذ دارد، یا حداقل شرایط در هرات طوری بود که مردم احساس کردند، جمع شدن در کنار یک پهلوان آنها را قدرتمندتر نشان می دهد. محقق با حضور چند روزه در هرات، هم به خواسته خود رسید و هم به مردمی که در قضیه جبرییل تحقیر شده بودند، قوت قلب داد.

حالا بعد از قضیه هرات، نوبت به بهسود می رسد. مردم بهسود هم بعد از تاخت و تاز حکومت، از لحاظ روانی نیاز به یک نمایش عظیم قدرت دارند. این نمایش اگر با حضور محقق باشد، به مردم قوت قلب بیشتر می دهد. محقق هم نیاز دارد برای رفع حرف و حدیث های فیسبوکی، در میان مردم بهسود حضور یابد. حضور محقق در بهسود و تجمع با شکوه مردمی به نیروهای امنیتی حاضر در بهسود نیز هشداری است تا دست از ماجراجویی بیشتر بردارد. و برای مردم هم خوب است که ضمن نمایش قدرت، به دیگران بفهماند که تنها نیستند.
پس محقق باید به زودی به بهسود هم برود.

علیرضا شریفی