مهره چینی غنی در بازی دوحه

  • انتشار: ۲۲ جدی ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 104163

پازلی که غنی برای بازی چیده است، تقریبا مشخص است.
اشرف غنی می‌داند که برای بقا، نیازمند بازی همزمان و‌ زیرکانه در دو جبهه است.

از یکسو باید با طالبان مذاکره کند و از سوی دیگر، باید به فکر مهار کسانی باشد که به نمایندگی از دولت تحت رهبری او در دوحه حضور دارند، اما او را نمی‌خواهند و برای کنار زدنش از قدرت، از حکومت موقت دم می‌زنند.

این بازی، صرف نظر از بازیگران خارجی، علی الحساب سه ضلع دارد. اشرف غنی که میخواهد به هر قیمتی در قدرت باقی بماند، طالبانی که تمام قدرت را می‌خواهند، وجماعتی که تلاش دارند با ایجاد حکومت موقت، در تعامل با طالبان، نقش و‌ موقعیت خود را تثبیت کنند.

با اینکه طالبان، تمام قدرت را می‌خواهند و تا هنوز حاضر نشده اند به کسی باج بدهند، اما هر دو گروه کابل نشین (ارگ و اپوزیسیون) به صورت مجزا از هم، به دنبال یافتن راهی برای تعامل با طالبان هستند.

آنچه که قدر متیقن است اینکه آمریکا، به طالبان، وعده تحویل قدرت را داده است. اینکه طالبان به تمام قدرت می‌رسند یا بخشی از آن، بستگی به چگونگی بازی کردن طرف مقابل دارد. به هر حال، طالب تحت حمایت آمریکا، یک طرف قضیه است.

اپوزیسیون، خیال می‌کنند که اگر غنی کنار برود، برای حضور طالبان در قدرت، آمریکا ناگزیر است به حکومت موقت تن بدهد و در حکومت موقت، آنها این امکان را خواهند یافت که طالبان را مدیریت کنند.

از سوی دیگر، اشرف غنی حتی ممکن است به قیمت بیعت با رهبر طالبان، ضمن اینکه شرایط حضور حداکثری طالبان در قدرت را فراهم می‌کند، تدوام حضور خود در راس هرم اجرایی را (لااقل تا پایان دوره رسمی ریاست جمهوری اش) تضمین کند.

اشرف غنی، تاجیک ها و مشخصا جمعیتی ها را، مهمترین مانع خود برای ماندن در قدرت تلقی کرده است و به همین دلیل، تمام هم و غم خود را برای تضعیف تاجیک ها و‌ جمعیتی ها به کار گرفت.
از آن طرف، تلاش خود را برای جلب نظر ازبک ها و هزاره ها آغاز کرده است.

توجیه غنی برای هزاره ها و ازبکها احتمالا این مطلب است که در صورت سقوط نظام جمهوری و روی کار آمدن نظام امارت، آنکه بیشترین آسیب را خواهد دید، همین دو قوم هستند. که البته چنین ادعایی، چندان هم دور از واقعیت نیست.

سناتور شدن راحله دوستم و مشاور شدن استاد محقق، فقط در همین راستا قابل توجیه است.

اما غنی به عنوان رییس مستقر حکومت، به یک گزینه دیگر هم فکر میکند.
اگر طالبان حاضر نشوند با او‌ کنار بیایند، آنگاه جنگ است که بین آنها حکم خواهد کرد و در صورتی که کار به این مرحله برسد، محقق و دوستم، گزینه های خوبی برای همراهی هستند.

تاجیک ها، مدعی قدرت هستند، اما هزاره ها و ازبک ها به مشارکت در قدرت هم راضی اند.
بنابراین، علیرغم اینکه غنی مذاکرات فشرده ای را برای جذب احمد مسعود (فرزند شهید احمد شاه مسعود) آغاز کرده و قصد دارد او را به عنوان الترناتیو رهبری تاجیک ها در کنار خود مطرح کند، ترجیح می‌دهد که از تاجیکها عبور کند و فعلا، تا تثبیت اوضاع، با بقیه بسازد.

او همچنین، دوستم و محقق را نماینده غیر رسمی کشورهای منطقه در افغانستان میداند. کشورهایی که با قدرت گرفتن مطلق طالبان چندان موافق نیستند و حتی اگر لازم باشد، در یک جنگ احتمالی در برابر طالبان مورد حمایت آمریکا، ممکن است از غنی حمایت کنند.

به سخن دیگر، او روی ملیشه های دوستم و نیروهای نظامی که ممکن است در شرایط خاص در اختیار محقق قرار بگیرند، برای تحت فشار دادن آمریکا و طالبان در امتیاز دهی، حساب ویژه باز کرده است.

اما اینکه بازی در پازل چیده شده توسط غنی، تا چه میزان برای هزاره ها و ازبک ها منفعت دارد، جای تامل عمیق دارد.

سید احمد موسوی مبلغ