ممنوعیت آموختن علم دختران، نماد تفکر پنهان و آشکار!

  • انتشار: ۶ حمل ۱۴۰۱
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 129004

خلف وعده طالبان در گشایش درب مکاتب به روی دختران، هرچند شوک عمیق و واکنش های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی را سبب شده است؛ اما اگر دقیق تر نگریسته شود خیلی دور از انتظار نیست. زیرا:
طالبان در بُعدسیاسی، مجموعه پیشمرگ و نیروی جنگی و تروریستی است که استخبارات منطقه ای آنان را سازمان دهی نموده اند. بنابراین در قاموس آنان مفهوم علم، دانش، توسعه، مدیریت خُرد و کلان و… جای ندارد. آنان فقط از خون ریختن لذت می برند و از خون آشامیدن سیراب می شوند، که فلسفه وجودی آنان را توجیه می کند.
در واقع نگرش و رفتار طالبان نماد آشکار تفکر طالبانی است.
در بُعد اجتماعی و فکری متاسفانه، پیش آمدن چنین قضایایی نه اولین است و نه آخرین خواهد بود، و ریشه های عمیق تر دارد.
در یک برداشت تاریخی از سوی یک فرد عادی علاقمند به ریشه یابی درد ها و مصیبت هایی که به آن دچاریم می توان گفت به خاطر حاکمیت و سلطه بلامنازع ارتجاع مذهبی به نام شریعت اسلامی در طول قرون گذشته با خردگرایی و علم و فلسفه و عقلانیت و معیار بودن زمان مقابله شده است، و آن را دشمن خطرناک خود می پنداشته اند. اگر اندکی در مضامین فقهی و کلامی مسلط بر منظومه فکری اسلام و مذهب حاکم تامل گردد، موضوعات و مفاهیمی و واژگان هایی چون خرد، عقلانیت، علم، فلسفه به عنوان منابع مستقل مورد قبول نبوده است؛ اگر در مقاطعی و جاهایی به آن اشاره و پرداخته شده است، یا موردی و استثنایی است؛ یا این که به عنوان پیرو و ابزار تایید کننده بوده است.
از جانب دیگر سلسله های جور و ستم که به نام خلفای اسلام و مجریان شرع بر سرنوشت مردم چنگ انداخته بودند، با حمایت از مراکز و چهره های که ماهیت و هویت شان دین و مذهب ارتجاعی بود، بر روند تحمیق جامعه و تخدیر فکر دینی و مذهبی کوشیدند، آنگونه که امروزه ما میراث دار آنان شده ایم.
در جامعه ما نمونه و مثال های بسیاری از مخالفت با علم و دانش و ترقی و شخصیت های نو اندیش و تکیه بر خشونت و تکفیر به جای برهان و استدلال و تدقیق و….فراوان است. حداقل در پنجاه سال اخیر در بسیاری از مناطق و ولایات مخالفت با ایجاد مکاتب جدید و یا اجرای برنامه های توسعه ای هم چون بند آب و….وجود دارد که ذکر و شرح آنان از ظرفیت این صفحه بیرون است. یک نمونه روشن آن دشمنی با جشن طبیعت (نوروز) به عنوان آیین مجوسیت.
سخن اصلی این است که سوگمندانه ما به نوعی از تفکر ارتجاعی طالبانی پنهان و آشکار مبتلا هستیم، در این میان گروه طالبان بنابه علل/دلایل مختلف این تفکر و رفتار ارتجاعی را برملا ساخته است. اما بسیاری ما هرچند در گفتار و رفتار بیرونی مدرن هستیم، حال آن که عقبه ذهنی و فکری ما اسیر گرایش های طالبانی است. مخالفت یا تقابل ما با پدیده های جدید بدون تامل و تفکر با توجیه وفاداری به اداب و رسوم و عنعنه و…. مثال دیگری درباره آن چیزی است که گفته آمد.
حال آن که آنچه از تمدن اسلامی یا تحول بزرگ در قرون گذشته یاد می شود محصول زمینه و زمانه ای بوده است که در آن دین و آموزه های آن بر مبنای عقل و عقلانیت، استدلال و پای گیری فلسفه، اهمیت دادن به علم و نه هراسیدن از کنجکاوی علمی و روحیه مداراجویانه با سایر افکار و گرایش های رقیب و مخالف بوده است.
بنابراین برای پایان بخشیدن به وضعیت غیرانسانی و متضاد با رشد و کمالی که در آموزه های دینی مطرح است، بخصوص پایان دادن به نگرش و رفتار تبعیض آمیز به زنان و دختران در همه امور از جمله کسب علم و دانش، باید تلاش نماییم که بر آن گرایش پنهانی طالبانی چیره گردیم.

عبدالشکور اخلاقی

نظرات(۰ دیدگاه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.