ملای لنگ دیگر!

  • انتشار: ۲ حوت ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاه
  • شناسه مطلب: 107074

ملا مجیب‌الرحمان را همان ملا عبدالله گردیزی می‌دانم، معروف به ملای لنگ. ملای لنگ که اگر او را مزدور استخدام‌شده‌ی مستقیم انگلیسی‌ها هم ندانیم، از آن‌جا که اصلاحات شاه امان‌الله را مغایر دین مبین می‌دانست، آتش فتنه را در جنوبی برافر‌وخت. لنگ، مردمان بی‌سواد را در هر کوی و برزن جمع می‌کرد، در یک دست قرآن و در دست دیگرش قانون جزا را می‌گرفت و از جماعت می‌پرسید قانون خدا را قبول دارند یا قانون شاه را! و با این شگرد جاهلانه، قبایل را علیه حکومت وقت برمی‌شوراند.

مولوی هراتی هم مانند ملای لنگ در چاه ویل تعصب و جهالت دست‌وپا می‌زند؛ گاه در شیپور خصومت مذهبی می‌دمد و گاه سر از گریبان فتوافروشان اجیرشده‌ی بیگانه درمی‌آورد. او با نامشروع‌خواندن نظام موجود، ایجاد تشکیلات امر‌به‌معروف و نهی‌از‌منکَر و مزاحمت هراتی‌ها ابراز عقیده و برداشت نه، بل‌که عملا اعلان جنگ داده است.

بر این خرده‌افعی که حالا کم‌کم با تابش خورشید گرم می‌شود و جان می‌گیرد، تا تماشاچیان و معرکه‌گیران را نبلعیده، باید پوزبندی زمخت و ضخیم بست. او که خود تا خرخره در منجلاب خرافات و بیگانه‌پرستی خفت‌آلود غرق است، آتشی‌است که اگر به موقع مهار نشود، از این دیار جز سرزمین سوخته، نامی نخواهد ماند.

هادی رحیمی زاده