نامه سر گشاده به استاد سرور دانش؛

معاون محترم رئیس جمهور افغانستان، لطفا بلخاب را دریابید

  • انتشار: ۱۱ دلو ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاه
  • شناسه مطلب: 105665

معاون محترم ریاست جمهوری افغانستان جناب استاد سرور دانش!
با عرض سلام، احتراما همانگونه که می دانید بلخاب، یکی از ولسوالی های محروم ولایت شمالی سرپل و مرکز بزرگ ترین معادن مس و ذغال سنگ در کشور است. این منطقه در سال ۱۳۷۷ که تمام مناطق کشور توسط طالبان اشغال شد، به دژ مقاومت در برابر طالبان تبدیل گردید. رهبران فراری احزاب از جمله حضرات محمد محقق، اسماعیل خان، ژنرال دوستم و … که پایگاه های خود را به طالبان تسلیم کرده و خود به خارج از کشور گریخته بودند، با دیدن روزنه بلخاب فورا خود را به آن منطقه رسانده و از مردم و امکانات بلخاب برای مقابله با طالبان استفاده کردند. بعد از شکست طالبان و تشکیل اداره موقت، مردم بلخاب و منطقه بلخاب به کلی فراموش شد. از آن زمان به بعد بلخاب به محل رقابت و تنش های چند حزب آتش افروز تبدیل شد. حزب وحدت مردم، حزب حراست، حزب حرکت و حزب اعتدال نقش آفرین تحولات ویرانگر بیست ساله اخیر منطقه بلخاب اند. این احزاب اداره بلخاب را بین خود تقسیم کرده و با استفاده از توان و امکانات خود به تنش آفرینی و انتقال غیر قانونی ذغال سنگ بلخاب به بیرون از منطقه مشغولند. متاسفانه در طول بیست سال گذشته اداره بلخاب به جای پاسخگویی به دولت مرکزی، به نمایندگی از احزاب خود، فقط تابع احزاب مربوطه و پاسخگوی آنان بوده اند. این وضعیت سبب شده است که بلخاب کم کم به محل تلاقی و درگیری احزاب ذکر شده بدل گردد. رقابت های احزاب، هر ساله صدمات و آسیب های زیادی به مردم بلخاب وارد می کند. متاسفانه در چند سال اخیر به دلیل رفابت های احزاب اوضاع منطقه به شدت متشنج گردیده است. برای نمونه در سال ۱۳۹۷ افراد احزاب مستقر در بلخاب در درگیری با یکی از عناصر تقویت شده توسط خود بنام مهدی مجاهد ۷ تن از اهالی منطقه را به کام مرگ فرستادند. بعد از آن، فرد ذکر شده به طالبان پیوست و بلخاب به طور کلی توسط طالبان و طالب نماها محاصره گردید. اینک بلخاب از سویی گرفتار تنش های درونی و حزبی است. از طرف دیگر احزاب متذکره برای رسیدن به اهداف خود مسایل قومی، نژادی و حزبی را دامن زده و بحران خلق کرده اند. از سوی دیگر بلخاب در محاصره طالبان است و بلخابیان مرتب مورد آزار و آدم ربایی طالبان قرار می گیرند. از طرف دیگر اداره حزبی بلخاب فاسد و غیر مسئول است و در سایه آن ملیشه های نام نهاد حزبی در هر گوشه سر بر آورده و با ایجاد پوسته به اختطاف افراد و چور و چپاول مردم مشغولند.

حضرت استاد!
بلخاب زادگاه علامه سید اسماعیل، بلخی یک منطقه دور افتاده، فراموش شده و محروم است اما بلخاب در بیست سال گذشته به دولت مرکزی وفادار بوده و علی رغم محاصره بودن توسط طالبان اجاره نداده است یک متر از خاک بلخاب به تصرف طالب در آید. مردم بلخاب در تابستان همین سال دو شهید در این راه تقدیم کردند. همچنین جوانان بلخاب در دفاع از کشور در دیگر مناطق نقش افتخار آمیزی داشته و در این راه بیش از صد جوان بلخابی قربانی شده اند اما متاسفانه حوادث بلخاب در خارج از بلخاب دیده و شنیده نمی شود. اگر بلخاب، بهسود، بامیان، جاغوری و … می بود هزاران صدا و فریاد در فضای مجازی و حقیقی مسئولین دولتی را متوجه بلخاب می کرد اما کشتار، گرو گان گرفته شدن مسافران بلخابی، رنج، ناله و فریاد مردم بلخاب اصلا شنیده نمی شود. مردم بلخاب در رنج، ناامنی و نگرانی دائمی به سر می برند.

شرایط حساس کنونی می تواند بلخاب را به کانون بحران تبدیل کرده و در سایه آن ولایت های اطراف چون بامیان، سمنگان، غور و بلخ را گرفتار فاجعه کند. مقامات دولتی و غیر دولتی، مراکز و افراد حق دارند نسبت به مسایل مناطق خود حساس باشند اما بد نیست توجه داشته باشند که منطقه بسان پیکره واحد است، ناامنی در یک منطقه باعث می شود امنیت مناطق دیگر مختل گردد و به همین دلیل توجه به مناطق دور دست که می تواند به پایگاه دائمی ناامنی تبدیل گردد ضرورت بیشتری دارد.

از جناب عالی به عنوان یک شخصیت روشن بین و فرهنگی انتظار می رود در حد توان به مشکلات بلخاب توجه کرده و دعای خیر مردم محروم بلخاب را بدرقه راه خود فرمایید.
با احترام

حسین رهیاب (بلخی)
۱۱ دلو ۱۳۹۹