قدرت طلبی ما را به کجا میکشاند ؟ امرالله صالح پشتونستان خواه شده

  • انتشار: ۱۹ سنبله ۱۳۹۹
  • سرویس: اخبار مهم
  • شناسه مطلب: 94509
امرالله صالح،

امرالله صالح در مورد خط دیورند که از نگاه حقوق بین الدول سرحد میان افغانستان و پاکستان است ومرز بین المللی برسمیت شناخته میباشد و حتا در پشاور ( پایتخت زمبستانی اخلاف آقای صالح) قونسلگری دارد که خود برسمیت شناختن سرحدات کنونی پاکستان است، چنین مینویسد : ” “هیچ سیاستمداری با جایگاه ملی در افغانستان نمی‌تواند از مسئله خط دیورند غافل شود. این کار او را در زندگی و بعد از زندگی محکوم خواهد کرد. این مسئله ای است که نیاز به بحث و حل دارد. انتظار داشتن از ما که آن را رایگان هدیه بدهیم، غیر واقعی است. پیشاور در گذشته پایتخت زمستانی افغانستان بود.”

۱ ـ امرالله صالح، در افغانستان “جایگاه ملی” ندارد او فقط یک جایگاه رسمی دارد. دولت کنونی افغانستان عمیقآ بر پایه تبعیض و تعصب قومی بنا یافته. شاید از بخشی از مردم افغانستان نمایندگی کند (اگر نتیجه انتخابات اخیر را در نظر بگیریم با وجود تقلب نماینده ۵ فیصد رای دهندگان) ولی از همه مردم نمایندگی نمیکند، وجهه ملی ندارد. شعارهای بی پایه یک شخصیت و سیاست بی پایه یک حکومت به او جاگاه ملی نمیدهد. با به خدمت گرفتن چند شخصیتی از اقوام مختلف اشرف غنی نمیتواند به یک زعیم ملی مبدل شود.

۲ ـ وی نمیخواهد “مجانی” خط دیورند را برسمیت بشناسد و از پشاور ” پایتخت زمستانی” شاهان مستبد قرن ۱۸ و ۱۹ بگذرد.. این منطق ادعای ارضی که برای تحمیل قدرت سلطنت بنام “دا پشتونستان ز مونژ” نه در قوانین بین المللی جا دارد (معاون وزیر خارجه امریکا آنآ موضعگیری نمود و این حرف صالح را یکی از تلاشهای دیگر برای ادامه جنگ دانست) و نه با واقعیت تناسب قوا میان افغانستان گدا که برای حتا یک گلوله تفنگ به امریکا نیاز دارد و پاکستانی که قدرت اتومی و یکی از قدرت های نظامی بزرگ منطقه و جهان است و دو صد میلیون جمعیت دارد همخوانی دارد. در این میان پشتونهای پاکستان کمتر از سندی و پنجابی حامی حاکمیت ملی و حفظ سرحدات نیستند.

ولی اگر به شیوه امرالله صالح از تاریخ منطقه حرف بزنیم، قبل از حاکمیت شاهان پشتون و تغیر نام این خطه به افغانستان، کابل پایتخت تابستانی بابرشاه، پادشاه مغولی هندوستان، بود ودرهر گوشه و کنار کابل یادگار این زمان وجود دارد. بازهم اگر به شیوه پشتونستان خواهی صالح حرف بزنیم، بعد از بابر به برکت کشتارها و یغمای احمد شاه انگلیسها درهند حاکم شدند و بعد از استقلال هند و تجزیه آن و تشکیل پاکستان در بخش غربی امپراطوری هند بریطانوی، پاکستان وارث آن شد. ممکن ابله هایی در پاکستان پیدا شود که ادعا کند که نظر به این سابقه تاریخی تا کابل مال ماست.

کریم پاکزاد