به مناسبت ۱۳ حمل، روز طبیعت؛

فرایند جهانی شدن نوروز/ نقش نوروز در دیپلوماسی فرهنگی و بازسازی حوزه تمدنی

  • انتشار: ۱۴ حمل ۱۴۰۰
  • سرویس: دیدگاهگوناگون
  • شناسه مطلب: 109585

نوروز، آیینی است کهن و ماندگار، با تاریخی شکوهمند که در گستره جغرافیایی جهان تمدنی از غرب چین تا اناتولی، از شبه قاره هند و افغانستان و ایران تا بین النهرین، و از سین کیانگ و آسیای مرکزی تا دامنه های شمالی قفقاز بزرگ و آسیای صغیر را شامل می شود. این آیین کهن و ارزشمند با جشن ها و مراسم معنوی و مادی، علاوه بر افغانستان و ایران به عنوان خاستگاه تمدن مشترک، در همه جمهوری های آسیای میانه و ولایت سین کیانگ در غرب چین با شکوه تمام برگزار می شود. ترکمن ها، ازبیک ها، قزاق ها، قرقیزها، آذری ها، ترک های شمال قفقاز از جمله ترک های دربند در داغستان، بلوچ های پاکستان و تاجیک های آسیای مرکزی، کرد های ترکیه، عراق و سوریه، و تات ها و تالش های قفقاز، و ترک های اناتولی همه در باور به این آیین شکوهمند و در برگزاری آن با هم سهیم اند. راز ماندگاری نوروز این است که آیین ها، سنتها، باورها و جشن های آن سرشار از معنویت و نوع دوستی و شکران نعمت های الهی و دوستی و مهربانی و زدودن کدورت ها و پاک گردانیدن دل ها و الهی شدن قلب هاست.

نوروز از معدود آیین هایی است که در آن رابطه انسان و طبیعت و پاسداری از محیط زیست متجلی می شود. آیین های نوروزی آنچنان در دل مردم نشاط می آفریند که از گذشته دور تا کنون نه تنها از بین نرفته بلکه بر شکوه آن افزوده شده است. با نگرش به بزرگی و اهمیت نوروز و نقش فرهنگی گسترده آن که در بین ملل مختلف شرق گرامی داشته می شود، آیا می توان از آن به عنوان یک عامل فرهنگی_ سیاسی برای اعمال دیپلوماسی فرهنگی در راستای همگرایی های منطقه ای بهره گرفت؟ آیا نوروز می تواند چنین نقشی را ایفا کند؟ آیا جشن ها و آیین های نوروزی که دارای اندیشه ها و آرمان های انسانی و یزدانی است و پس از گسترش اسلام جزو معدود آداب و رسومی بود که پابرجا ماند، توانایی آن را دارد که ملل و اقوام گوناگونی را که بدان باور داشته و همه ساله آن را پاس داشته و برپا می دارند، به هم نزدیک سازد؟ این وظیفه را کدام کشور یا ملتی می تواند به انجام رساند؟

به نظر می رسد نوروز با سابقه تمدنی دیرپا، گوهر های نهفته بسیار دارد که باید آن را شناخت و از آن در دیپلوماسی فرهنگی بهره گرفت. نوروز در سال های اخیر توجه بسیاری از محققان سیاست و روابط بین الملل را به خود معطوف کرده است. این توجه از یک سو از نقشی که نوروز در سیاست ملی و استقلال کشورهای تاجیکستان، آذربایجان و کشورهای آسیای میانه دارد نشات می گیرد، و از سوی دیگر ناشی از جهانی شدن و اهمیت یافتن آیین های قومی در فرایندهای جهانی از جمله مهاجرت اقوام حوزه تمدنی نوروز به غرب است.

درواقع نوروز یکی از عناصر فرهنگ مشترک حوزه تمدنی ماست که در سال های اخیر توانسته است بیش از هر زمانی در تاریخ گذشته به خارج از سرزمین های حوزه فرهنگی و تمدنی، گسترش یابد. این فرایند را می توان فرایند جهانی شدن مجدد نوروز نامید زیرا پیش از این نیز در دوره ای از تاریخ نوروز گستره جهانی داشته است. اگرچه نوروز از جهاتی، جشنی منطقه ای و سرزمینی شناخته می شود و بیش از هرچیز با نام سرزمین ایران، افغانستان و تاجیکستان پیوند خورده است؛ اما در واقعیت همواره گستره ای بیش از این سه کشور داشته است. همگام با فرایند جهانی شدن و مهاجرت شهروندان افغانستان، ایران، تاجیکستان و آسیای مرکزی به کشورهای غربی و سراسر جهان، مجددا آیین های نوروز نیز در سراسر جهان توسط این مهاجران برپا می شود. در حال حاضر مراسم عید نوروز از غرب چین تا شرق بالکان از پیرامون دریای خزر و ورارود( ماوراالنهر اسلامی و آسیای مرکزی کنونی) تا شرق شبه قاره و جمهوری های مسلمان قفقاز و آسیای مرکزی و خلاصه در بسیاری از نقاط برپا داشته می شود.

بنابراین، آیین های نوروزی در قلمرو وسیعی، پابرجاست و گرامی داشته می شود. این قلمرو فرهنگی بر چندین منطقه همکاری های اقتصادی نیز انطباق دارد که از آن جمله می توان به سازمان همکاری های اسلامی، سازمان شانگهای، بخش وسیعی از اوراسیا، سازمان همکاریهای اقتصادی( اکو) و مهم تر از همه قلمرو سه کشور فارسی زبان افغانستان، ایران و تاجیکستان اشاره داشت. توان مندی های نهفته در جوهره نوروز برای جلب همکاری در چهارچوب دیپلوماسی فرهنگی برای افغانستان و ایران بیش از همه و بیشتر از گذشته فراهم است. برگزاری نشست ها و همایش های مربوط به فرهنگ نوروز، می تواند در بهره گیری از نوروز برای نزدیک تر کردن ملل منطقه و همگرایی ملل و اقوام حوزه نوروز یاری رسان باشد. برگزاری جشنواره های نوروزی جاذبه های بسیاری برای نشان دادن همبستگی و الگوی قابل تعمیم و توسعه آن به ملل منطقه دارد. از این عنصر فرهنگی می توان برای نشان دادن دوستی با ملل منطقه در راستای تقویت همگرایی بهره گرفت.

ملل منطقه اکنون بیش از هر زمان دیگری به وحدت و همگرایی فرهنگی نیاز دارند و برای دوری از دایره جنگ و خشونت، می خواهند بایکدیگر در ارتباط باشند و از فرصت های همگرایی بهره مند شوند.

دکتر عبدالطیف نظری