علی و نظارت بر بازار کوفه

  • انتشار: ۱۲ ثور ۱۴۰۰
  • سرویس: دیدگاهدین و اندیشه
  • شناسه مطلب: 111910

این جا کوفه است؛ شهر نوتاسیس و با قبایل مختلف و افکار متفاوت… بازار نسبتا شلوغی دارد و مردم به کسب و کار و تجارت مشغول اند. اما در این میان مردی را می بینی که لباس نه چندان درست بر تن دارد و با تازیانه ای بر دست و مردم را به تقوای الهی می خواند و به انصاف در خرید و فروش امر می نماید «اوفوا الکیل و لاتنقحوا اللحم…».

ابی مطر می گوید من از بصره آمدم وارد بازار کوفه شدم و مردی توجهم را جلب کرد که در بازار کوفه مترصد اوضاع خرید و فروش بود و تا رسید به تا به در خانه ابن ابی معیط و پسر ابی معیط شتران را جایی می برد و به آن مرد خطاب کرد فرمود: «بیعوا و لاتحلفوا فان الیمین تمحق البرکه…» بفروشید اما در وقت معامله قسم نخورید زیرا قسم خوردن، برکت را از مال می برد…

کمی بعد معلومم شد او خلیفه پیامبر، حضرت امیر مومنان علی (علیه السلام) است و حضور او در بازار برای کنترل قیمت ها بود و هم چنان اگر برای کسی ظلمی شده باشد مستقیما از او دادخواهی کنند.

ابی مطر می گوید او (امیر المومنین علیه السلام) در حین گشت و گذار به زنی برخورد که گوشه‌ای نشسته داشت مثل ابربهار می‌گریست و بعد از جویای احوال، معلوم شد خرما فروش، مقداری خرما را بالای او به مبلغ چند برابر فروخته است؛ امام همراه آن زن برای گرفتن حق او طرف خرما فروش رفت و در اول فرمود شما در حق این زن ظلم روا داشته‌ای و برای مقدار خرما، قیمت بیشتری از حد معمول اخذ کرده‌ای و لطفا پولش را برگردانید… خرما فروش انکار و دو باره امام اصرار کرد و خرمافروش با عصبانیت تمام، مشتِ خودش را بالا کرد و به سینه علی کوبید… امام انگار اصلا ناراحت نشد؛ کسی به خرمافروش گفت این شخص خلیفه پیامبر است و از شجاعان جنگ های زمان رسول خدا… نفَس خرمافروش به شماره افتاد و شروع کرد به عذر خواهی و تملق…. پول آن زن را پس داد و امام فرمود من وقتی از تو راضی می شوم که «وفیت الناس حقوقهم» حقوق الناس را کامل رعایت کنی.

منبع؛ اسمی المطالب فی سیره علی ابن ابیطالب لمحمد الصلابی

دخل و تصرف و ترجمه؛ علی ظفر یوسفی بامیانی.