علل افول اُتوپیای جنبش روشنایی

  • انتشار: ۲ اسد ۱۳۹۹
  • سرویس: اخبار مهم
  • شناسه مطلب: 90026

همانگونه که فعالان جنبش اذعان دارند، جنبش روشنایی هیج رهبری خاصی نداشت؛ حرکت توده¬وار بر مبنای نفی تبعیض، انکشاف متوازن و عدالتخواهی در شهرهای مختلف به راه افتاد. اما، متاسفانه چراغ روشنایی بسیار زود در دوم اسد برای همیشه خاموش و با خون صدها شهید و مجروح به تاریکی گرایید. در مورد علل و عوامل افول جنبش روشنایی مطالعاتی دقیقی انجام نشده است.

انفعال و بیگانگی سران خودخوانده جنبش با واقعیت های موجود و عدم درک واقع بینانه از شرایط حساس و شکننده امنیتی، دور شدن از فعالیت نرم و آرام مردمی به سمت رادیکالیسم سیاسیِ عملگرا، غفلت و بیگانگی برخی فعالان جنبش از هویت دینی، اختلافهای درونی سران خودخوانده و تبدیل شدن جنبش مردمی به باشگاه گرو کشی های سیاسی از جمله عوامل افول جنبش روشنایی و وقوع رخداد دوم اسد دانسته شده اند.

به نظر می رسد افول جنبش روشنایی، پدیده چند وجهی و چند سببی است. عوامل زیادی در افول این جنبش و رخداد حادثه¬ای درناک دوم اسد نقش دارد.

یکم- اختلافات درونی و یخن کشی ها سیاسی

جنبشهای مردمی، بر پایه مطالبات مدنی، اجتماعی و اصلاح و یاتغییر یک نظام اجتماعی شکل می¬گیرد. از این جهت نباید به محل اختلافات سیاسی گروهها خاص تبدیل شود. بدون تردید یکی از دلایل افول و سقوط جنبش روشنایی، اختلاف سران خودخوانده این جنبش بود.

دوم- جزمیت و تمامیت خواهی

تشکل های پویا و هدفمند، باید از جزمیت بر انگاره خاص سیاسی دوری کند. جنبشهای اجتماعی جزم گرا و تمامیتخواه در طول زمان تاثیر گذاری اش را از دست خواهد داد. انعطاف در حوزه تاکتیکها، انتقاد کنندگی و انتقاد پذیری در وجه فردی و جمعی و عدم تعقیب انگاره ایستا از مهمترین ویژگیهای جنبش های اجتماعی است. با تاسف سرانِ خود خوانده جنبش روشنایی، با گروگان گرفتن جنبش به دنبال تحقق اهداف شخصی خود بوده و بر آن پای فشردن و پویایی و انعطاف را از جنبش فوق گرفتند.

سوم- نفوذ افراد فرصت طلب به طور طبیعی در حرکت های مردمی

عده ای با اغراض سیاسی خاص میخواهند از فرصت پیش آمده استفاده و سود ببرند. نفوذ چنین افراد موجب می شود تا جنبش های مردمی از مسیر اصلی منحرف شده و از تعقیب اهداف اصلی باز ماند. جنبشهای مردمی اساسا نباید دستمایه کسب قدرت برای افراد خاص قرار بگیرد. انتخابات پارلمانی در افغانستان نشان داد که بسیاری سران جنبش مقبولیت مردمی لازم را نداشتند ولی خود را نماینده و صدای مردم قالب کرده بودند؛ چهارم عدم تساهل و پیروی از اسلوب سخت

جنبش های مردمی باید به صورت نرم مسیر خود را دنبال نماید. پیروی از اسلوب سخت نباید در دستور کار چنین جنبش های قرار بگیرد. اعلام تظاهرات نامحدود در آن شرایط حساس امنیتی به مبارزه طلبیدن گروه های تروریستی و دستگاه حاکم و به نوعی به مسلخ کشاندند جوانان بود.

پنجم- سانتی مانتالیسم و احساس گرایی

عدم خردورزی و احساس گرایی موجب بروز و پیدایش فضای کاذب شده و به نحوی توهم قدرت ایجاد میکند.

نویسنده: دکتر سید رضا سجادی