طیفهای مختلف و جغرافیای طالبان

  • انتشار: ۲۴ سرطان ۱۳۹۶
  • سرویس: اجتماعی
  • شناسه مطلب: 27538
در هفته های اخیر اظهارنظرهای مختلفی در مورد طالبان از مسئولان افغان منتشر شده است، که این مواضع بعضاً متناقض نشان از تعریف های مختلف و تنوع دسته بندی های میان این گروه افراطی در افغانستان دارد.

اظهارنظر رئیس شورای صلح درباره پذیرش برخی مواضع طالبان باردیگر بحث‌ها را در افغانستان پیرامون پذیرش و یا عدم مقبولیت طالبان در ساختار رسمی این کشور دامن زده است. مواضع ناهمسو درباره طالبان در میان مقامات بلند پایه و نمایندگان افغانستان نشان می‌ دهد، که تا چه میزان نگاه‌ ها به طالبان در ساخت سیاسی و به تبع آن ساخت اجتماعی و توده‌ها در افغانستان متضاد و متناقض است.

طالبان، کلیتی که واحد نیست

وقتی بخواهیم به این سوال پاسخ دهیم، که چرا نگاه‌ ها و مواضع نسبت به طالبان در جامعه افغانستان متناقض و بسیار متفاوت است، بدون شک به این موضوع پی خواهیم برد که به طور کلی تعریف‌ ها از طالبان در افغانستان متفاوت و گوناگون است که این مسئله نیز متاثر از کلیت متفاوت و ناهمگون اعضای طالبان به ویژه در افغانستان است.

طالبان طیف گسترده‌ای از گرایشات سلفی‌گرایانه افغان را از افراطی‌ ترین گروه‌ها تا اعضای میانه ‌روتر شامل می‌ شود. برخی گروه‌های طالبانی نزدیک به لشکر جهنگوی پاکستان، تندروترین انشعابات افراطی طالبان به شمار می‌ روند و برخی دیگر از گروه‌های نزدیک به دفتر طالبان در دوحه پایتخت قطر به گروه‌های میانه رو طالبان مشهورند.

براین اساس طالبان را نمی ‌توان کلیتی یکدست و منسجم به حساب آورد و این تنوع زیاد مراد و مفهوم مقامات کابل از طالبان را بسیار مبهم ساخته است. در واقع باید گفت، در میان مقامات دولتی افغانستان تعریف مشخص و واحدی از طالبان وجود ندارد و ممکن است اشاره هرکدام از گروه‌های سیاسی افغان به طالبان تنها بخشی از این گروه را شامل شود، نه کلیت آن را.

از طرف دیگر مرزبندی و ساختار موزائیک قومی افغانستان، ویژگی‌ های خود را به طور طبیعی بر جهت ‌گیری‌ های رسمی و غیررسمی افغانستان تحمیل می‌ کند و همین موضوع باعث می ‌شود، که با توجه به ماهیت قومی طالبان که عمدتاً از میان اقوام پشتون افغانستان می ‌باشند، حمایت ‌ها و سازش‌ ها نیز به طور طبیعی از جانب نمایندگان مرتبط با قومیت پشتون و در مقابل مخالفت ‌ها و تضادها نیز در مقابل طالبان از جانب اقوام هزاره شمال افغانستان اتخاذ شود.

لذا عدم تعریف واحد از طالبان در میان سیاستمداران افغان از یک طرف و ساختار قومی افغانستان و متاثر از آن گروه طالبان از طرف دیگر، باعث شده به طور طبیعی جهت‌ گیری‌ها نسبت به طالبان نیز در میان چهره‌های سیاسی متفاوت و گاه حتی متضاد باشد.

موقعیت جغرافیایی طالبان

نمی ‌توان به طور دقیق مناطقی را عنوان نمود، که تنها در کنترل طالبان می ‌باشد. در واقع پراکندگی طالبان در افغانستان هم مناطق شمالی و هم تا جنوب را دربر‌ می‌گیرد؛ اما از زمان روی کار آمدن دولت اشرف غنی حجم قابل توجهی از درگیری ‌ها و میدان جنگ از مناطق عمدتاً پشتون نشین جنوبی به مناطق هزاره در شمال افغانستان انتقال یافته است.

با این حال براساس ادعای طالبان، این گروه در حال حاضر، نزدیک به  ۳۴۹ ولسوالی را تحت کنترل و یا نفوذ دارد. این ادعا را طالبان در گزارشی عنوان نمود، که در فروردین ۱۳۹۶ منتشر کرد. اگرچه برخی کارشناسان انتشار این گزارش را نوعی جنگ روانی از سوی طالبان دانستند، با این حال در این گزارش آمده است، که ۳۴ ولسوالی تحت کنترل طالبان قرار دارد و ۱۶۷ ولسوالی دیگر را از ۴۰ تا ۹۹ درصد در اختیار دارند.

در مجموع نمی ‌توان آمار قابل توجه و دقیقی را از پراکندگی طالبان در افغانستان به دست آورد، چون مناطقی از افغانستان به طور مکرر میان این گروه و نیروهای دولتی دست به دست می ‌شود. از طرف دیگر ورود داعش به افغانستان نیز به ویژه در مناطق جنوبی باعث شده، تا طالبان خود را با رقیب جدیدی مواجه ببیند، که به ناچار مجبور به مقابله با آن است، هرچند مناطق تحت اشغال داعش در افغانستان بسیار کمتر و مناطقی محدود از ولایات جنوبی هم مرز با پاکستان را شامل می‌ شود.

چشم ‌انداز پیش روی طالبان

علاوه بر آنکه دیدگاه ‌های متناقض و گاه متضاد نسبت به طالبان متاثر از ماهیت ناهمگون این گروه در افغانستان وجود دارد، از طرف دیگر همین ناهمگونی نیز درمیان طالبان به ویژه از زمان انتشار مرگ ملاعمر در سال گذشته میلادی و پس از آن انشعاب و تعیین و قتل رهبران جدید، باعث شده تا آینده مبهمی پیش روی این گروه باشد. ممکن است بخشی از انشعابات طالبان و از زیرمجموعه های ملامنصور، رهبر پیشین طالبان، به سمت مذاکره با دولت و کنار گذاشتن مبارزه مسلحانه و جنگ داخلی روی آورند. این احتمال با توجه به برخی چراغ سبزهای دولت اشرف غنی به ویژه پس از صلح با گروه حکمتیار محتمل است.

بخش دیگر از طالبان ممکن است چشم امید به حامیان خارجی و جلب نظر قدرت‌ های خارجی مانند روسیه و پاکستان داشته باشند و به حملات خود در قالب گروه طالبان و با حمایت نیروهای خارجی ادامه دهند. در این میان یکی از محتمل‌ ترین احتمالات موجود، پیوستن و انحلال بخشی از طالبان تندور در گروه تروریستی داعش می‌ باشد، که این مسئله به مقابله  این گروه از طالبان در قالب داعش با سایر گروه‌های طالبانی منجر خواهد شد.