طعنه تلخ عمران خان به پشتونهاى افغانستان! (از سید اکبر ځدران تا امیرخان متقى)

  • انتشار: ۲۹ قوس ۱۴۰۰
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 125404

در شانزدهم اکتوبر ١٩۵١ لیاقت علی خان نخستین صدراعظم پاکستان بعد از قائد اعظم محمد على جناح، در پارک شاروالی راولپندی توسط یک تبعه افغانستان بنام سید اکبر ځدران فرزند ببرک ځدران در اثر فیر گلوله که به سینه اش اصابت کرد به قتل رسید. ضارب فوراً در همان محل کشته شد و انگیزه قتلش مشخص نگردید. اما بعداً معلوم شد که گویا قاتل از سخنان تند لیاقت علی خان نسبت به پشتون ها دچار خشم گردیده بود.

اخیراً عمران خان صدراعظم پشتون تبار پاکستان در اجلاس سازمان همکارى هاى اسلامى با نیش و کنایه اما ظاهراً به دفاع از تحجر طالبان گفت: جهان باید به سنت هاى افغانستان بویژه در زمینه آموزش دختران احترام بگذارد. معنى سخن او اینست که افغانها (پشتونها) مردمان قبیلوى و پابند به سنت هاى کهن شان اند که نمیخواهند متمدن شوند، علم بیآموزند و زنده گى مدنى و مدرن را تجربه کنند. بناً جهانیان باید آنها را بعنوان استنثایى در جامعه بشرى، به حال خود بگذارند تا به همان سبک و شیوه بومى و بدوى شان ادامه دهند. نباید با آنها در زمینه هاى حقوق زنان نظیر: حق تحصیل و کار و سایر مزایاى زنده گى شهرى و عصرى سخت گرفت.

عمران خان بعنوان یک پشتونِ پاکستانى که آگاهى کامل از رسوم، عنعنات و عادات قبیلوى پشتونهاى افغانستان دارد و طالبان را برخاسته از عمق جامعه و جغرافیاى پشتون مى داند، نه تنها به قوم شریف پشتون بلکه با عنوان کردن آنها، به کلیت ملت ما که ترکیبى از اقوام و نژاد هاى مختلف با میراث و پیشینه هاى غنى و متفاوت فرهنگى و اجتماعى اند، اهانت نمود.

نیمی از مراکز صحی فاریاب ساختمان معیاری ندارند

اما ملا متقى زرمتى، همولایتى سید اکبر ځدران و وزیر خارجه امارت طالبان که از دستپرورده گان آى اس آى است، در برابر سخنان توهین آمیز ارباب پاکستانى اش، با سکوت مُهر تائید گذاشت. او با عدم آگاهى از آموزه هاى قرآنى و تعالیم نبى کریم (ص) در مورد جایگاه رفیع، حقوق مدنى و امتیازات ویژه زنان و دختران در دین اسلام و با جهل در مورد پیشینه درخشان فرهنگى کشور ما آب در آسیاب اربابان پنجابى اش ریخت.

آیا اسارت فکرى و برده گى استخباراتى نخبه گان سیاسى و سران قومى افغان به رهبران آزمند و مداخله گر سیاسى و جنرالان سیه رو و بدطینت پنجابى در سالهاى اخیر، غیرتِ نام نهاد افغانى را از دل و دماغ شان ربوده و زدوده که به طعنه تلخ و زننده عروسک دستآموز آى اس آى خاموشند؟

مى بینید ! هیولا هاى فرعون منش طالب را که در برابر هموطنان شان آن چنان زورگو و قُلدر اند، چگونه در مقابل اربابان پاکستانى شان این چنین رام و آرام و مطیع و سرافگنده اند.

بشهادت تاریخ، افغانستان هرگز و در هیچ مقطعى از زمان، چنین خوار و ذلیل در برابر پاکستان نبوده. به یُمن چاکرى طالبان است که افغانستان به کشور تحت الحمایه اسلام آباد مبدل شده و یکى از بحرانى ترین و سیاه ترین مراحل حیاتش را سپرى میکند. کاش رهبران سیاسى پشتون که زعامت را در افغانستان حق انحصارى خود مى دانند، شهامت و جسارت آنرا میداشتند که در برابر اجنبى نیز با سربلندى و غرور از کشور شان حراست و دفاع میکردند تا حاکمیت شان مایه شرم و ننگ، براى هموطنان غیر پشتون شان نمى بود.

بازی " هم ریش وهم قیچی "

محمد عارف منصوری

نظرات(۰ دیدگاه)

نظر شما چیست؟