طالبان دیروز و امروز

  • انتشار: ۳ سنبله ۱۴۰۰
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 119461

فارن پالیسی به نقل از منابع نزدیک به رهبری طالبان گزارش کرده است که دولت آینده‌ی افغانستان توسط یک شورای ۱۲ نفری از رهبران طالبان و برخی چهره‌های انعطاف‌پذیر دولت پیشین اداره خواهد شد.‌

این منابع گفته‌اند که ملا عبدالغنی برادر، معاون سیاسی و یکی از بنیان‌گذاران طالبان، ملا محمد یعقوب، پسر ملا عمر، رهبر پیشین و بنیان‌گذار طالبان و خلیل حقانی، فرد ارشد در شبکه‌ی حقانی نیز در ترکیب این شورای ۱۲ نفری حضور خواهند داشت، فبل تر وحیدالله هاشمی از رهبران طالبان در گفت‌وگویی اختصاصی با خبرگزاری «رویترز»، در روز چهارشنبه ۱۸ آگوست ۲۰۲۱ گفت که طالبان قصد دارند با ساختار قدرتی شبیه آنچه طی دوران حکومت شان بین سال‌های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ بر افغانستان به کار گرفتند، بر این کشور حکومت کنند. طبق این ساختار، هبت‌الله آخوندزاده، رهبر فعلی طالبان، همچون ملا عمر، رهبر قبلی، در سایه باقی خواهد ماند و اداره مسائل روزمره کشور را بر عهده یک شورا خواهد گذاشت. به گفته هاشمی، آخوندزاده احتمالاً نقشی بالاتر از رئیس شورا، و چیزی شبیه رئیس‌جمهوری، ایفا خواهد کرد.انچه که مشخص است الهیات سیاسی طالبان به انها اجازه نمی دهد ،حکومتی مبتنی بر ارای مردم ایجاد کنند و حکومت اینده افغانستان دموکراتیک نخواهد بود،چرا که به گفته مقامات ارشد طالب،دموکراسی در این کشور جایگاهی ندارد و بالعکس گونه ایی از ” حکومت شورایی” در افغانستان شکل خواهد گرفت. احتمالا جهت دلخوشی جامعه بین المللی و نشان دادن تعامل و انعطاف دیگر ساختارهای حکومتی را با تغییراتی اندک به حالت قبلی ان باقی خواهند گذاشت ولی مطمینا، زنان در کابینه و سطوح بلند حکومتی دولت طالبان جایی نخواهند داشت و اقلیت ها به حاشیه رانده شده و یا نادیده گرفته می شوند.ازادی بیان و عقیده صرفا نمادین خواهد بود و صداها و سازهای مخالف دیدگاه شان را به شدت خفه خواهند کرد.حکومتی با صداهای خاموش و طبل های بی صدا. طالبان این روزها واقعیت برتر در سیاست امروز افغانستان هستند و یکه تاز میدان.جای خالی رقبای سیاسی که هر کدام در سوراخ موشی پنهان شدند و یارای مقابله ندارند، کاملا محسوس است.مردم نیز خسته و گریزان و نگران از وضعیت اینده سیاسی این کشور بیشتر ازانچه که معترض باشند،در جستجوی راه فراری از این سرزمین خاک هستند .خاطرات وحشت و کشتتارهای شدید طالبان در بیست سال قبل از اذهان عامه مردم پاک نشده است و چون نقطه تیره و سیاه در تاریخ زندگی اشان حک شده است.

سعادتی: روز عاشورا در یک کشور اسلامی باید «رخصتی عمومی» باشد

چهره خشن و جدی همراه با عمامه های تیره و لنگی های بلند و دنباله دار و چهره ایی با ریش و پشم فراوان، تصویرهایی است که این روزها از تلویزیون ها و رسانه های تصویری و خبری از رهبران طالب می بینیم. در چشم تماشاگران، بخصوص بینندگان غربی اینطور گمان می رود که این رهبران با این نوع پوشش وچهره و هیبت ظاهری، انگار به تازگی از کوه پایین امده اند و یا حداقل در درون غارها و مغاره های کهن عهدباستان زندگی کردند. بخصوص که در جریان سقوط شهرها و ولایات مختلف افغانستان ویدیو ها و فیلمهایی در فضاهای مجازی نشر شد که طالبان را در شهربازی ها و پارک های کودکان، نشان می داد که چنان کودک درون شان، با هیجان به بازی و شادی و تفریح می پرداختند، توگویی انگار، هیچ وسایل بازی ندیده اند و سوار تاب و سرسره و دیگر وسایل پارک نشده اند، یا در ادارات و دفاتر رسمی و مراکز تجاری یا در باشگاههای ورزشی آنقدر غرق در شگفتی و تعجب و تازگی بوده اند که انسانی به کره ماه رفته و سرگشته و حیران فضا و مکان است. گرچه این مسایل تاسف بار است و بیشتر از ان که انسان را به خشم آورد، و دردی در جان و روح انسان بر می انگیزد ما انگار چهل سال جنگ و اشغال و نابسامانی و ‌ویرانگری در این خاک فروهشته، کودکی و دنیای ساده و بی غل و غش کودکی را از اینها گرفته است، انگار از زندگی فقط جنگ دیدند و در چنبره سنت گرفتار قیودات سخت ان بودند و مجبور به فراگیری یک سری اموزشهای نهادینه شده خشک و بی کارامد و منفعل در مکاتب دینی بودند. در هر صورت از چنان رهبرانی چنین پیروانی بیشتر انتظار نمی رود. در قاموس اینها که به نظر با زندگی مدرن بیگانه اند و درون کتابها و تفسیرهای سنگین به دنبال تعریفی از زندگی اند ،دموکراسی واژه ایی نا آشنا ست و می تواند حربه ایی باشد برای انکار و براندازی حکومت شان. این چنین است که در نهادهای حکومتی اشان رای مردم جایگاه ندارد و تنها چند نفر می توانند بر سرنوشت جامعه حکمرانی کنند و زنده و مرده انان را در خاک بنشانند یا در حیات باقی بگذارند….

مسدود ماندن مکاتب دخترانه به دلیل حساسیت خروج دختران از خانه است!

مینا نصر

نظرات(۰ دیدگاه)

نظر شما چیست؟