طالبان در تقلاى کسب مشروعیت!/ لویه جرگه یا شوراى علما ؟

  • انتشار: ۹ دلو ۱۴۰۰
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 126850
طالبان

بزرگترین معضل فراراه امارت طالبان در حال حاضر، عدم مقبولیت داخلى و فقدان مشروعیت خارجى است.

طالبان که با دَور زدن مذاکرات دوحه و با سوء استفاده از فرار بزدلانه غنى و حواریون جبون و خائنش که فروپاشى اداره پوشالى ارگ را در قبال داشت، بطور دزدانه وارد کابل شدند و خود را حاکم ارگ عنوان نمودند. اما تا حال که شش ماه از حضور مستبدانه و غیر قانونى شان میگذرد، نه تنها مورد قبول مردم افغانستان قرار نگرفته اند، بلکه هیچ کشور خارجى، حتىٰ ارباب شان، پاکستان هم آنها را به رسمیت نشناخته است. طالبان در این راستا از حربه بُرنده اى گروگان گیرى مردم بهره گرفته، مشکل حاد اقتصادى و بحران انسانى را زمینه و بهانه تماس و ارتباط جامعه جهانى با امارت غیرمشروع شان قرار داده اند.

طالبان با تشدید بحران انسانى در افغانستان، این پیام را به جهان مى فرستند که اگر با ما در تماس نشوید و از مجراى ما به مردم نیازمند رسیده گى نکنید، این بحران افزایش مى یابد. و اینگونه تماس ها را به نحوى دال بر مشروعیت شان عنوان مى کنند. اما تا هنوز که هنوز است، جهان یک صدا بر عدم مشروعیت امارت طالبانى پامى فشارند.

در ماه هاى اخیر جر و بحث هاى داغى میان ناسیونالیست هاى پشتون با ملاهاى سنتى طالب، جریان داشته. استدلال ناسیونالیستهاى پشتون که حاکمیت انحصارى قومى و قبیلوى شانرا در سیماى طالب مى بینند، اینست که اقناع جهان مبنى بر برسمیت شناختن اداره طالبان، هنوز زود و دشوار است. بناً ایجاب میکند، نخست این مشروعیت را از داخل کشور کسب نمود که یگانه راه حصول آن تدویر عنعنه قومى پشتونها، لویه جرگه است. اما ملاهاى روستایى طالب در نظر دارند، شوراى بزرگ حدوداً هزار نفرى را از علماى دینى، از ولایات مختلف افغانستان گردآورند. همان گونه که شورایى از علما را در قندهار در بدو ظهور شان راه اندازى کردند و مشروعیت بغاوت علیه دولت مجاهدین و امارت ملاعمر را در آن فیصله نمودند، این بار نیز مشابه آن را براى کسب مشروعیت امارت شان انجام دهند. مضافاً طالبان سعى دارند، بعد از ختم کار شوراى مذکور، شوراى ٢۵٠ نفرى علما را از دل این شورا، جاگزین پارلمان کشور سازند و علماى هر ولایت را در قالب شوراى علماى ولایتى و به همین ترتیب، بمیزان کوچکتر آن، شوراى علماى ولسوالى ها را تنظیم نمایند تا در آینده بطور عمودى زیر نظر امیرالمؤمنین فعالیت نمایند.

طالبان بخاطر حفظ وجهه دینى شان، از لویه جرگه اباء میورزند و خوددارى میکنند و چنگ زدن به یک عنعنه کهنه قبیلوى را به نحوى، فاصله گرفتن از اسلام تلقى میکنند. زیرا طالبان در پى ارائه نسخه یک حکومت سُچه دینى، گویا بر اساس مذهب حنفى اند. و این را وفا به خون طالبان هلاک شده صفوف شان تا امروز قلمداد میکنند که گویا بخاطر اقامه حکومت اسلامى قیام نموده بودند و خون شانرا ریختند. استدلال ناسیونالیست هاى پشتون اینست که طالبان نیازى به مشروعیت دینى ندارند که شوراى علما را برگزار کنند، بلکه محتاج مشروعیت سیاسى اند که راه آن از لویه جرگه مى گذرد. اینها تأکید میکنند که با کسب مشروعیت داخلى، راه براى کسب مشروعیت خارجى هم فراهم میشود. اما رهبرى طالبان که از ساختار و اقتضائات نظام بین الملل و مزایاى مشروعیت سیاسى چندان آگاهى ندارند و براى شان کافى و شافى است تا چند پنجابى و عرب آنها را بشناسد، اساساً و حقیقتاً از فقدان مشروعیت دینى رنج مى برند. فراموش نکنیم که کارنامه خون آشامى طالبان، مملو از تخطى هاى آشکار از اصول و مبادى دینى است. آنها با قتل و کشتار و انتحار هاى بى رحمانه، وجهه دینى در افکار مردم مسلمان افغانستان و جهان اسلام ندارند. از همین روست که نخست دنبال مشروعیت دینى اند.

علاوه بر فشار ناسیونالیستهاى پشتون، توصیه حامیان خارجى طالبان نظیر امریکا، اتحادیه اروپا و دوستان امارت اسلامى مانند ناروى، قطر، امارات عربى، ترکیه و حتىٰ پاکستان نیز روى تدویر لویه جرگه است. در نشست اسلو نیز به نحوى به طالبان تفهیم شده تا براى تسهیل تعامل، تعاون و برسمیت شناختن جهانى، باید لویه جرگه اى در کابل برگزار شود. جهان تلاش دارد، طالبان را به همان نقطه اى برگرداند که مسیر آن در دوحه ناتمام مانده. اقدامات اخیر خلیلزاد در قطر نیز، روى همین امر صحه میگذارد.

دیده شود، ملا هاى بیسواد و روستایى طالب به برگزارى شوراى عوامفریبانه علماى کاذب دینى اقدام میکنند یا به تدویر لویه جرگه عنعنوى و قبیلوى که اولین قدم آشکار و عمدى، عدول از شعار هاى دینى شان خواهد بود.

محمد عارف منصوری

نظرات(۰ دیدگاه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.