طالبانیزه شدن قدرت و پیامدهای داخلی و منطقه ای

  • انتشار: ۱۹ سنبله ۱۳۹۹
  • سرویس: اخبار مهم
  • شناسه مطلب: 94513
طالبان

قرار است به زودی مذاکرات بین الافغانی در دوحه آغاز شود. این در حالی است که در مورد فهرست اعضای شورای مصالحه ملی هنوز توافق نظر میان رهبری شورا و ریاست جمهوری مشاهده پذیر نیست. این پراکندگی و فقدان اجماع نظر سیاسی می تواند موقف کابل را در برابر هیات منسجم طالبان تضعیف کند. مهم تر از این اما نگرانی داخلی و منطقه ای از طالبانیزه شدن قدرت در افغانستان است. منظور از طالبانیزه شدن قدرت این است که گفتمان طالبانیزم به عنوان گفتمان غالب معرفی شود و طالبان پس از کسب قدرت و نه شراکت در قدرت، به قدرت مسلط تبدیل شوند.

در صورتی که این فرضیه تحقق یابد، منافع کشورهای همسایه مانند ایران، چین، تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان و نیز منافع کشورهای صاحب نفوذ همانند ترکیه، هند و روسیه از وضعیت افغانستان متاثر شده و رقابت و کشاکش بار دیگر در افغانستان روند صعودی را طی خواهد کرد.

به این ترتیب، در صورتی که جریان رادیکال اسلامی به جای طالبان معتدل در افغانستان مستقر شود و در راستای منافع آمریکا و علیه رقبای امریکا، هدایت و مدیریت شود، نه تنها بحران و جنگ پایان نمی پذیرد، که زمینه برای مداخلات بازیگران منطقه ای فراهم خواهد شد. در آن صورت، شمال افغانستان عرصه رقابت چین و روسیه با امریکا و غرب کشور میدان کشمکش جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی خواهد شد و در شرق، هند و پاکستان به رقابت سیاسی، تجاری، استخباراتی و نفوذ همت خواهند گماشت.

ترکیه نیز از رهگذر تفکر اسلامی اخوانی و عظمت طلبی عثمانی گرایی نفوذ خود را میان ترک تباران کشور افزایش خواهد داد. این در حالی است که چین نیز نگران تقویت جنبش اسلامی جدایی طلب ترکستان شرقی در ایالت سین کیانگ و استقرار آن در افغانستان است. تنها کشوری که از طالبانیزه شدن قدرت سود می برد، ترکمنستان است که در پی عملیاتی ساختن خط لوله گاز تاپی از مسیر افغانستان به طرف جنوب اسیا می باشد.
طالبانیزه شدن قدرت، در داخل افغانستان نیز به حساسیت های اجتماعی، سیاسی و قومی دامن خواهد زد. بنابر این راه حل پایان بحران در کشور، تمکین کردن به واقعیت های اجتماعی، سیاسی و هویتی افغانستان است. در صورتی که تقسیم عادلانه قدرت صورت پذیرد، امیدواری وجود دارد که افغانستان به ثبات نسبی دست یابد و به تدریج بر بحران چهل ساله در یک بازه زمانی تفوق حاصل کند.

پروژه طالبانیزه شدن قدرت در افغانستان، به ضرر طالبان نیز تمام خواهد شد؛ زیرا طالبان را به عنوان نیروی انحصارگر و در خدمت منافع خارجی بویژه آمریکا در اذهان عمومی معرفی می کند؛ این درحالی است که آمریکا از نظر نظامی نتوانست طالبان را شکست دهد، به همین دلیل استراتژی مذاکره با طالبان را در پیش گرفت تا از شکست این کشور در افغانستان آن گونه که رقبای آن انتظار داشتند، جلوگیری کند.

بنابراین، طالبان باید درک کنند که جامعه افغانستان بالقوه در یک ژیوپلتیک تنش زاست؛ بر این اساس، عبور از جنگ داخلی و ایجاد مصالحه ملی تنها با رعایت حقوق سیاسی، اجتماعی و فرهنگی همه اقوام، مذاهب و جریان های سیاسی و فکری میسر است. در غیر این صورت، چالش های قومیتی و هویتی با روند فزاینده تری پا به عرصه خواهد گذاشت.

دکتر عبداللطیف نظری