شورای همکاری خلیج فارس، در مسیر فروپاشی

  • انتشار: ۹ اسد ۱۳۹۶
  • سرویس: بین الملل
  • شناسه مطلب: 28157

در شرایط حاضر هرچند هنوز احتمال اقدام نظامی در آینده نزدیک توسط کشورهای تحریم کننده ملغی نشده است؛ اما اقدام قطر در ایستادگی در برابر دیکته سیاست ها از عربستان و عدم پذیرش رهبری این رژیم نوعی سنت شکنی در ساختار شورای همکاری خلیج فارس محسوب می شود.

این شورا که در سال ۱۹۸۱ با مشارکت شش کشور عربستان سعودی، بحرین، امارات متحده عربی، قطر، عمان و کویت در واکنش به پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، برای جلوگیری از انتقال امواج آن به کشورهای عربی و با هدف یکپارچگی اقتصادی و نظامی کشورهای عضو تشکیل شد؛ از همان ابتدا به دلیل ساختار نا متوازن و تلاش رژیم سعودی برای تحمیل سیاست هایش به دیگر اعضا با اختلافات و تنش هایی مواجه بوده است.

از لحاظ اقتصادی این شورا اهدافی در ابتدای تأسیس برای خود تعیین کرده بود، که به طور عمده در برآورده ساختن و رسیدن به آنها نا موفق عمل کرده است. یکی از اهداف این شورا رسیدن به واحد پولی مشترک تا سال ۲۰۱۰ بود که ناکام مانده است. همچنین به دلیل ساختار اقتصادی متفاوت کشورهای عضو، این کشورها نمی توانند سیاست های واحدی را پیگیری کنند به طورمثال اقتصاد امارات وابستگی کمتری به نفت دارد در حالی که درآمد عمده قطر و عربستان از طریق نفت می باشد. مؤسسه کوفاسه، پیشتاز ارائه خدمات مدیریت اعتباری و اطلاعات ریسک در جهان، سال گذشته اعلام کرد، که رشد اقتصادی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به جز کویت در سال ۲۰۱۶ کاهش یافته است، که نشان از عدم موفقیت سیاست ها می باشد هرچند سیاست مشترکی هم در بین اعضا دیده نمی شود. این شورا در ابعاد نظامی نیز اهدافی همچون نیروی پلیس ضد تروریستی، نیروی زمینی و نیروی دریایی مشترک برای خود تعریف کرده بود که در عمل ، ناکارآمد بودن شورا در تحقق این اهداف به منصه ظهور رسیده است.

بحران قطر که در پی آن کشورهای تحریم کننده شروط ۱۳ گانه ای را برای این کشور مطرح کردند باعث شده، تا روز به روز شکاف موجود در روابط اعضای این پیمان منطقه ای آشکارتر از قبل گردد. کشورهای تحریم کننده قطر با اعمال این تحریم ها تلاش کردند، تا حاکمیت قطر را نقض و آن را با سیاست های منطقه ای عربستان همسو کنند. قطر با عدم پذیرش این شروط و اعلام اینکه خواسته ها و مطالبات نامشروع را نمی پذیرد و در ادامه حرکت در مسیر مخالف این درخواست ها عملاً نشان داد، که پایبندی خاصی به تصمیمات کشورهای عربی ندارد و سیطره رژیم سعودی را نمی پذیرد.

علاوه بر قطر دیگر کشورهای عضو شورا همکاری خلیج فارس همچون عمان و کویت نیز سیاست های هماهنگی با عربستان در مسائل منطقه ای ندارند و به همین دلیل، خروج و یا تعلیق عضویت قطر می تواند الگویی برای سایر کشورها قرار گیرد و مقدمه لغو عضویت اعضای دیگر را رقم بزند.

از جهتی دیگر اخراج یک عضو شورای همکاری خلیج فارس، نیازمند اجماع همه اعضا می باشد. «محمد بن عبد الرحمن آل ثانی»، وزیر امور خارجه قطر، بر وجود نداشتن چنین اجماعی میان اعضای شش گانه این شورا تأکید کرده است. چنین مسئله ای خود نشانگر وجود صف بندی در میان اعضای شورا و عدم رویکرد همسو در موضع گیری ها می باشد. چرا که دور از انتظار نیست که کویت و عمان با خروج و یا تعلیق عضویت قطر مخالفت کنند و در برابر تصمیم عربستان بایستند.

شروع بحران در روابط قطر با دیگر کشورهای عربی که نقطه آغاز آن به اظهارات شیخ تمیم امیر قطر درخصوص اینکه ایران وزنه مهمی در خاورمیانه و جهان اسلام است و نمی توان آن را نادیده گرفت، بازمی گردد، نشان از حساسیتی است که این کشورها به سرکردگی عربستان نسبت به هرگونه چرخش به سمت ایران دارند. کشورهای تحریم کننده گمان داشتند با اعمال این سیاست ها خواهند توانست قطر را به تغییر سیاست ها مجبور و ایران را در انزوا قرار دهند؛ اما به اعتراف خودشان این تحریم ها نه تنها باعث کاهش سطح روابط قطر با ایران نشد، بلکه قطر را به کشوری تبدیل کرد که به گفته عبدالله المعلمی، نماینده رژیم سعودی در سازمان ملل، ایران را به‌ عنوان همپیمان خود انتخاب کرده است.

به نظر می رسد بحران در روابط تعدادی از کشورهای عربی به سرکردگی رژیم سعودی با قطر وعدم امکان ارائه چشم اندازروشن با توجه به پیچیده تر شدن و کوتاه نیامدن هیچ کدام از طرفین که احتمال درگیری نظامی را هم محتمل می کند منجر به شکل گیری صف بندی های جدید در سطح منطقه ای شده است. این صف بندی جدید اولین نمود عینی خود را در سطح شورای همکاری خلیج فارس که ساختار ناکارآمد آن به اثبات رسیده نشان داده و هرچه بیشتر آن را در مسیر واگرایی قرار داده است و با ادامه دار شدن بحران می تواند حتی منجر به فروپاشی کامل آن هم بشود.