شغل فارسی‌زبانان قندهار چیست؟ + تصاویر

  • انتشار: ۷ جوزا ۱۳۹۸
  • سرویس: اجتماعی
  • شناسه مطلب: 62804

اخیراً تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی به وضعیت فارسی‌زبانان قندهار پرداخت. با این که از طریق یک واسطه با گزارشگر بی‌بی‌سی در تماس بودم و اطلاعاتی را در اختیارش گذاشتم اما به خاطر ضیق وقت و محدودیت زمان برنامه، به درستی به وضعیت فارسی‌زبانان قندهار پرداخته نشد.

یادداشت حاضر به منظور پر کردن این خلاء نگاشته می‌شود و موضوع را شغل فارسی‌زبانان قندهار انتخاب کردم.

برای درک جایگاه و موقعیت یک توده و کتله قومی، باید حرفه، شغل و کسب‌وکار آن جمعیت را شناخت.

شغل و مشغولیت فارسی‌زبانان قندهار را باید به چندین بخش تقسیم کرد که شامل دیوان‌داری یا میرزایی و امور دفتری، انواع حرفه‌وفن، کشاورزی/ زراعت و فروشندگی و تجارت را در برمی‌گیرد.

شاید بپرسید چند درصد و چه تعداد از فارسی‌زبانان قندهار در مشاغل فوق مشغول به کار هستند؟ خُب، همان‌طور که می‌دانید، ما هیچ‌گونه آمار دقیقی از تمام امور در سراسر افغانستان نداریم. یعنی آمارها در این کشور، عمدتاً روی حدس، گمان و تخمین است.

برای این که از چالش ارقام و آمار در این یادداشت فرار کنیم، من راه دیگری را انتخاب کرده‌ام که عبارت از نقش فارسی‌زبانان قندهار در مشاغل یادشده است. به‌طور مثال: اگر حرفه و شغل زرگری توسط فارسی‌زبانان در قندهار اداره و مدیریت نشود، این شغل صددرصد متوقف می‌شود و بازار زرگری می‌خوابد.

بنابراین، مشاغلی در اینجا ذکر می‌شوند که بقای آن از ۱۰۰ درصد تا ۲۰ درصد به حضور فارسی‌زبانان قندهار بستگی دارد.

اگر در اینجا از شغلی یاد نشده است، به معنای حضور فارسی‌زبانان در آن شغل نیست بلکه به خاطر آن که نقش فارسی‌زبانان در آن کم بوده، از آن ذکری به میان نیامده است.

بحث خود را از اینجا شروع می‌کنیم که اگر شروع تاریخ افغانستان را از زمان «احمدشاه ابدالی» حساب کنیم، همواره شغل دیوانی و دفتری و یا به‌عبارت‌دیگر، حرفه میرزایی و نویسندگی در اختیار فارسی‌زبانان قندهار بوده است. حاکمان قندهار و همچنین ادارات و دفاتر قندهار، هیچ‌گاه خود را از میرزاها و نویسندگان فارسی‌زبان، بی‌نیاز ندیده‌اند.

تا قبل از چهار دهه پیش، بیشتر امور اداری و دفتری قندهار در اختیار فارسی‌زبانان بود که اگر آنان دست از کار می‌کشیدند، امور اداری قندهار فلج می‌شد.

با این که در حال حاضر نیز عده زیادی از فارسی‌زبانان قندهار مشغول امور اداری و دولتی هستند اما نبود آنان در این شغل، باعث توقف امور اداری نشده اما قطعاً با اختلال روبرو خواهد شد.

انواده پدری و مادری نگارنده، متعلق به قشر میرزاهای قندهار بوده و هستند. نمونه‌ای از خط پدرم «میرزا غلام‌نبی خان» فرزند «میرزا مرادعلی خان»، فرزند «میرزا شیراحمد خان»، فرزند «میرزا احمد خان» را در بین تصاویر می‌گذارم.

میرزا غلام‌حسن خان»، «میرزا قادر جان» و «میرزا مختار» از اجداد مادری من نیز در قندهار شغل دیوانی و نویسندگی داشته‌اند. در بین صنف میرزاهای قندهار، خطاطان مشهوری مثل «میرزا غلام علی قانع» از عمه زادگان مادرم نیز ظهور کرده‌اند. اگر شغل معلمی و دبیری را هم جزو مشاغل دیوانی حساب کنیم، در حال حاضر ستون فقرات مکتب‌های قندهار را معلمان فارسی‌زبان قندهار تشکیل می‌دهند.

در زمینه حرفه‌وفن نیز فارسی‌زبانان قندهار در ۲۷۰ سال اخیر، حرف اول را زده‌اند. از ابتدا که اسم افغانستان به میان آمد و تا عصر حاضر، ساخت زیورآلات و خریدوفروش طلا در قندهار، در انحصار فارسی‌زبانان بوده و هست. به عبارت ساده‌تر، شغل زرگری در قندهار، منحصر به فارسی‌زبانان قندهار است.

راسته زرگران در «چارسو/چهارسوق» و «بازارکابل» قندهار، شهرت خاصی دارد. «طالب علی‌گوهر» از معروف‌ترین زرگران قندهار بود.


از دیگر مشاغلی که ۱۰۰ درصد در اختیار این جمعیت قومی است، مسگری است. به رغم آن که ماشینی شدن زندگی و واردات ظرف و ظروف خارجی از رونق شغل مسگری کاسته است اما هنوز هم استفاده از ظرف‌های مسی در قندهار، علاقه‌مندان خود را دارد.

قبلاً ابزار مسی در راسته ورودی «کنارپاتو/فاطمه آب»، «کنارجوی ده خواجه» و سمت جنوبی «ارگ» قندهار ساخته و فروخته می‌شد، اما در سال‌های اخیر، اندکی محل ساخت‌وساز ابزار مسی تغییر کرده است.

«استاد شمس» و «حاجی احمدعلی مسگر» از مسگران مشهور قندهار بودند.

آهنگری، چاقوسازی، ساخت ابزار کشاورزی و حلبی‌سازی از دیگر شغل‌های انحصاری فارسی‌زبانان قندهار است. محل ساخت وسایل حلبی و ابزار آهنی، راسته توپخانه است. محل فروش ابزارآلات حلبی و آهنی نیز بازار توپخانه و انتهای بازارهرات منتهی به چارسو است. «استاد لندن» از مشهورترین فنی‌کاران قندهار بود.

درگذشته، شغل خیاطی نیز در انحصار فارسی‌زبانان قندهار بود اما در سال‌های اخیر، این انحصار شکسته شده است. خیاط‌های گولایی توپخانه و بازار هرات مشهورند. «استاد طاهر خیاط» و «استاد برات خیاط» از مشهورترین خیاط‌های فارسی‌زبان قندهار بودند.

درگذشته، شغل چرم‌سازی نیز در اختیار فارسی‌زبان قندهار بود، اما با صنعتی شدن جهان، چرم، جای خود را به مواد مصنوعی مثل مواد پلاستیکی داد. اکنون عده‌ای از فارسی‌زبانان قندهار، از لاستیک و تایر کهنه موتر، کفش «لبری/چَوَت» و سایر لوازم مورد نیاز مناطق روستایی را تهیه می‌کنند. دکان‌های این قشر، آخر بازار توپخانه منتهی به ارگ و همچنین در منطقه «گنج بازار» شهر قندهار قرار دارد.

تعمیر و ترمیم وسایط نقلیه از جمله کپی کشی/ صافکاری و رنگمالی/نقاشی موتر از دیگر شغل‌های تعدادی از فارسی‌زبانان قندهار است که این روزها به خاطر واردات قطعات ارزان موتر به کشور، کمرنگ شده است.

«استاد قاسم» و «مستری حبیب‌الله» از مشهورترین تعمیرکاران موتر و خودرو در قندهار بودند.

در گذشته، شغل عطاری و طب سنتی نیز در انحصار فارسی‌زبانان قندهار بود که در سال‌های اخیر، این انحصار شکسته شده است. مغازه‌های عطاری فارسی‌زبانان شهر قندهار در «بازارشاه» این شهر قرار داشته و دارد.

«ابوالحسن شاه» و «حاجی نصرالله عطار» از مشهورترین عطاران فارسی‌زبان شهر قندهار بودند.

در گذشته مشاغل قنادی و بنّایی هم در اختیار فارسی‌زبانان بود اما در سال‌های اخیر، این دو شغل از انحصار آنان خارج شده است.

«استاد شاه محمد» از بناهای معروف و «حاجی غلام رسول قناد»، از قنادهای مشهور فارسی‌زبان قندهار بودند.

تجارت و بازرگانی از دیگر حرفه‌های فارسی‌زبانان قندهار بوده و هست. پیشه‌وران فارسی‌زبان قندهار، در گذشته به تجارت انبوه مبادرت می‌کردند اما در یک قرن اخیر، به خورده بازرگانان تبدیل شده‌اند. درگذشته، «حاجی حسن کرباسی» از سرمایه‌داران فارسی‌زبان قندهار بود که دو سال پیش فوت کرد.

پدر نگارنده هم در دهه چهل خورشیدی در سرای «حاجی نظرجان»، تجارتخانه داشت. او علاوه بر این که مسئول بخش ترخیص کالاهای گمرک قندهار بود، به واردات موترسیکل و بایسکل مدل «عنبر» نیز مبادرت می‌کرد.

البته او به خاطر ضرر چندین معامله تجاری، بیشتر سرمایه‌اش را از دست داد و در اواخر عمر، به قشر متوسط جامعه تبدیل شد. اسناد تجارتخانه پدرم، نزد من نگهداری می‌شود. نمونه‌ای از سربرگ‌های تجارتخانه او را در بین عکس‌ها می‌گذارم.

در بین سایر مشاغل موجود در قندهار مثل فروشندگی وسایل خانه و الکترونیک، لوازم لوکس و آرایشی، روغنیات، پرزه‌جات، بزازی، صنعت چاپ و عکاسی همچنین کلچه‌پزی، آشپزی، نانوایی، قصابی، ماهی‌پزی، نجّاری و دواخانه، بازهم فارسی‌زبانان حضور دارند اما ازآنجاکه این شغل‌ها در انحصار فارسی‌زبانان نیست یا نقش آنان در آن‌ها اندک است، از تفصیل بیشتر خودداری می‌کنم.

زمین‌داری و کشاورزی، شغل عده‌ای دیگر از فارسی‌زبانان قندهار است. «زله‌خان» و «ولکان» در جنوب‌غرب شهر قندهار، از مناطق حاصلخیز قندهار است. بخش عمده کشاورزی این منطقه که شامل تولیدات باغی و جالیزی/پالیزی است، در اختیار فارسی‌زبانان قرار دارد.

«محله‌جات»، «میانجوی»، «گندگان»، «چهارباغ» و «چهاردهنه»، از دیگر مناطق حاصلخیز قندهار است که فارسی‌زبانان در تولیدات باغی و زراعتی آن نقش برجسته‌ای دارند. فارسی‌زبانان قندهار در منطقه «کوهک» ارغنداب و «عاشقه»، «ناگهان» و «صالحان» پنجوایی نیز زمین‌های کشاورزی دارند اما کمتر می‌توانند از آن بهره ببرند.

فارسی‌زبانانی که اطراف زیارت «شاه‌مقصود» در منطقه «خاکریز» قندهار زندگی می‌کنند نیز عمدتاً مشغول کشاورزی هستند که در خورده‌باغ‌ها و همچنین در زمینه تولید گندم دیم، فعالیت می‌کنند.

برخی از آنان تسبیح شاه‌مقصودی و سایر اشیای سنگی هم می‌سازند و تعداد دیگری در مناطق شهری، مشغول تجارت هستند. البته ساکنان اطراف زیارت شاه‌مقصود، این روزها به خاطر ناامنی و محاصره خاکریز توسط طالبان، موقتاً خانه و کاشانه خود را ترک کرده‌اند.

در عبارات پایانی یادداشت حاضر، لازم می‌دانم که به خورده مالکان کارخانه‌های تولیدی نیز اشاره کنم. در سه دهه اخیر، شماری از فارسی‌زبانان قندهار، با وارد کردن دستگاه‌های تولیدی مثل دستگاه‌های ساخت انواع لوازم خانگی و پلاستیکی و همچنین مواد غذایی و خوراکی، بر رونق اقتصاد قندهار افزوده‌اند اما عدم حمایت دولتی، رشد تولید آنان را با کندی روبرو کرده است.

شاید در آخر بپرسید که وضعیت اقتصادی فارسی‌زبانان قندهار چگونه است؟ در پاسخ باید عرض کنم که فارسی‌زبانان قندهار به صورت میانگین، قشر متوسط و اندکی بالاتر از قشر متوسط جامعه افغانستان را تشکیل می‌دهند که در کل، جریان اقتصادی آنان سیر صعودی دارد.

محمد مرادی