سینماى پارک اگر تخریب هم نشود، از شرم فرو خواهد ریخت!

  • انتشار: ۲۱ عقرب ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهگوناگون
  • شناسه مطلب: 97803

این روز ها کاربران معتاد فیسبوک را چه که حتىٰ نخبه گان معزز ما را هم سینماى پارک شهرنو یا بوداى کابل بخود مصروف ساخته. اهالى بیکار و بى کفایت ارگ، سرنوشت کشور را در میز دوحه به تروریستان سپرده، تخریب یک سینماى فرسوده و مخروبه را دستآورد پنداشته از آن غائله درست کرده اند.

رئیسه افغان فلم زار زار مى نالد، فرهاد دریا نامه هاى مسلسل مى نویسد، برخى آنرا استوانه استوار فرهنگ پنجهزار ساله قلمداد مى کند، بعضى نماد هویت تاریخى، جمعى گذشته فرهنگى خود را در آن مى بیند. کم مانده سینماى پارک مکان مقدسى شود که در آینده نه چندان دیر، مردمان از آن مراد شانرا طلب کنند، در اطرافش شمع روشن کنند و نذر به گردن گیرند.

اگر این ساختمان محقر روح و شعور داشت، مطمئناً از شرم و خجالت فرو مى ریخت که در این وطن چگونه مردمى است که با مرگ جوانان دانشجو تکان نمى خورند، به نامرادى یما سیاوش غصه نمى خورند، به خاک و خون غلطیدن صدها و هزاران سرباز جوان بدست تروریستان غمگین نمیشوند، اما به فروریختن چند خشت و گل و چوب فرسوده و پوسیده، اینهمه هیاهو میکنند.

مردم!
فریب تان داده اند، بر سر تان شیره مالیده اند، شما را ملعبه ساخته اند، به اصطلاح بچه هاى کابل، سر تان فلم پُر میکنند و افکار تانرا از حقائق و واقعیت ها منحرف ساخته اند. اگر ارگ مى خواست، این کار را بدون سر و صدا انجام میداد و اینهمه بزرگنمایى نمیکرد. عمداً با احساسات مردم بازى مى کنند.

مى بینید که خون محصلین، یما سیاوش و همراهانش از روى صنف ها و جاده هاى مکرویان هنوز خشک نشده، که فراموش شان کردیم و به سینما چسپیدیم. سینماى پارک چه تخریب شود، چه نشود، ارگ مى خواهد، بى کفایتى، ضعف و نالیاقتى خود را با انحراف افکار عمومى از وقایع تلخ چند روز پیش، به فراموش بسپارد.

این ساختمان نه قدامت تاریخى دارد، نه معمارى خاصى در آن بکار رفته، نه جزء میراث فرهنگى است، نه مکان مقدس است، نه اتفاق خاصى در آن بوقوع پیوسته و نه زیبایى ویژه ى دارد که تخریبش براى تخریب گران افتخار و براى تخریب شونده گان، ننگ و عار پنداشته شود.

اگر کمى دندان روى جگر بگذارید، چندى پس، یا انفجار طالبان یا باد و باران، یا گذشت روزگاران، یا دعاى معتادان و یا فرسوده گى ساختمان، آنرا فروخواهد ریخت و خاطر همه ما کهنه پرستان ساده لوح را جمع خواهد نمود.

محمد عارف منصوری