سندروم قورباغه پخته / پذیرش سیستمی مرگ

  • انتشار: ۶ جوزا ۱۴۰۱
  • سرویس: اجتماعیدیدگاه
  • شناسه مطلب: 130680

کرختی و بی حسی ما در برابر انفجار هایی که در دو روز گذشته در مزار شریف و کابل روی داد، نشان میدهد که مردم، این مرگ‌های دلخراش را به عنوان بخشی از روند طبیعی زندگی خود پذیرفته اند و حساسیت خود نسبت به آن را از دست داده اند.

زمانیکه جامعه به چنین وضعیتی گرفتار شود، باید گفت که فاجعه‌ای بزرگ در راه است.

اگر قورباغه‌ای را در آب جوش بیاندازید، قورباغه بلافاصله برای نجات جان خودش تلاش می‌کند و با یک پرش ناگهانی از ظرف آب جوش بیرون می‌پرد.

اما اگر قورباغه را در آب سردی بگذارید که بر روی اجاق قرار دارد و در حال گرم شدن است، قورباغه احساس می‌کند در شرایط مناسبی قرار دارد و تلاشی برای خروج از این شرایط نمی‌کند. به مرور که آب گرم و گرم‌تر می‌شود، با توجه به اینکه این گرم شدن به کندی انجام می‌شود، قورباغه متوجه تغییرات دما نمی‌شود. به تدریج عضلات قورباغه در اثر گرما سست می‌شود و زمانی که قورباغه متوجه می‌شود شرایط مناسب نیست و باید از آب بیرون بپرد، دیگر توانی برای بیرون پریدن ندارد. در نهایت قورباغه داستان ما در همان آب می‌پزد و جانش را از دست می‌دهد

به نظر می‌رسد که ما هم مرگ را به صورت سیستمی پذیرفته ایم و گرفتار سندروم قورباغه پخته شده ایم.

«نسل‌کشی هزاره را متوقف کنید»؛ ترند توییتر شد

اکنون حتی حوصله ابراز تأسف و غصه خوردن بر پیکرهای غرق به خون و همدردی با خانواده‌های شهدا و زخمی ها برای عامه مردم باقی نمانده است و به همین دلیل، انعکاس ضعیفی از رویدادهای اخیر کابل و مزار دیده شد.

اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، گرفتار جامعه مرده ای خواهیم بود که دیگر هیچ چیزی برایش مهم نیست.

فاجعه، دقیقا همین است
این فاجعه به مراتب وحشتناک تر از تکه تکه شدن بدنهایمان در انفجارهاست.

سید احمد موسوی مبلغ

نظرات(۰ دیدگاه)

نظر شما چیست؟