سختی در مورد ثمر سمر

  • انتشار: ۲ جدی ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 102150

با نام سیما سمر در سال ۱۳۷۳ آشنا شدم.
گویا در آن سالها، او در پاکستان بود و خدمات اجتماعی به مردم ارایه میکرد.

در سالهای پس از طالبان، او در راس یکی از مهمترین نهادهای مورد توجه مردم افغانستان (کمیسیون مستقل حقوق بشر) قرار گرفت.

عدالت انتقالی، یکی از مباحث مهمی بود که در دوران ریاست بانو ثمر بر کمیسیون مستقل حقوق بشر، به شدت مورد توجه افکار عمومی و رسانه ها بود، اما هیچگاه به نتیجه ملموسی نرسید و تقریبا همه کسانی که با عنوان جنایتکار جنگی، در مظان اتهام بودند، علیرغم این اتهام، در مقام های عالی دولتی، دارای جایگاه شدند و کمیسیون مستقل حقوق بشر، حتی نتوانست اسناد و یا اطلاعات حداقلی از این جنایات را منتشر کند.

گفته می‌شود که بانو سمر، مکاتب زیادی را در ولایات مختلف، اعمار کرده و از او با عنوان بانوی مدرسه ساز یاد میشود، ساخت چند شفاخانه نیز به همت او صورت گرفته است.
منابع مالی این خدمات، هرچه که باشد، چندان مهم نیست. همین که خانم ثمر، موفق شده است از طرق مختلف، منابع مالی را برای ساخت مکاتب و شفاخانه ها بسیج کند، قابل قدر است.

اما یک سوال مهم در این میان پدیدار می‌شود:
آیا ساخت مکتب و شفاخانه، جزو دستور کارهای ریاست کمیسیون حقوق بشر بوده است؟؟؟

انکار خدمات خانم ثمر در حوزه خدمات اجتماعی، بی انصافیست، اما بیکارگی او در وظیفه اصلی اش به عنوان رییس نهادی که متولی تامین عدالت برای مردم افغانستان بوده را نیز هرگز نمیتوان کتمان کرد.

کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در طی دو دهه گذشته، با اینکه مبالغ بسیار سنگینی را در قالب پروژه های گوناگون به مصرف رساند، اما حتی یک پرونده ضد بشری را نیز نتوانست به سرانجام برساند.

حتی یک نفر هم از سوی این نهاد، با اسناد و مدارک به مردم یا نهادهای عدلی و قضایی، معرفی نشد.
خانه های امن این کمیسیون هم نتوانست میزان خشونت علیه زنان را کاهش دهد یا به افزایش ظرفیت زنان در کشور کمک کند.

خانم سمر، سالها بر صندلی ارگانی تکیه زد که تعامل با جانیان، و کنار آمدن با آنها، مهمترین شاخصه اش است.

تنها کار ملموسی که کمیسیون مستقل حقوق بشر در طی بیست سال گذشته انجام داد، مبارزه با مجاهدین و ارزشهای جهاد بود که البته در پس همین رویداد نیز، سوء استفاده های کلان مالی وجود داشت. (به عنوان نمونه خوانندگان محترم را ارجاع میدهم به قراردادهای عجیب و غریب کمیسیون مستقل حقوق بشر با روزنامه ۸ صبح برای انتشار مطالبی در یک ستون ثابت تحت عنوان از ورای دود و آتش و نیز صفحه مستقلی برای مطالب حقوق بشری در همین روزنامه در سالهای قبل از ۱۳۹۰ )

با این وصف، اینجانب، شخصا، فعالیت ۲۰ سال گذشته سیما سمر را، فاقد ثمر می‌دانم. مکتب سازی و شفاخانه سازی، هرچند که کار مهم و خوبیست، اما وظیفه ای نبود که جامعه جهانی و دولت افغانستان بر عهده او گذاشته باشند و ملت افغانستان از او انتظار داشته باشند.

سمر، سالهای طولانی، پوزیشنی را اشغال کرده بود که اگر یک آدم کارا در آن موقعیت قرار داشت، تغییرات بنیادین و اساسی در وضعیت افغانستان بوجود می آمد.

سمر، بخش زیادی از امیدها و آرزوهای مردم افغانستان را به یأس و تا امیدی بدل کرد و آسیبی که او با کم کاری و‌ اهمال خود و پرداختن به فعالیتی غیر از وظیفه اصلی خود به مردم افغانستان زد، کمتر کسی زده است.

حال شما منصفانه قضاوت کنید که اگر سیما سمر، این همه مکتب نساخته بود و به جای آن، جنایتکاران را به محکمه کشانده بود، شاهد افغانستان بهتری نبودیم؟

سید احمد موسوی مبلغ