سال ۲۰۲۱ برای افغانستان چه معنایی دارد؟/ می رسد روزی که از میدان جنگ های نیابتی خلاص شویم؟

  • انتشار: ۱۸ جدی ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 103785
افغانستان

آیا سرنوشت افغانستان در سال ۲۰۲۱ می تواند تغییر کند یا خرابکاران فرصت پیش آمده برای صلح را از بین خواهند برد؟

در هجدهمین سال رسمی جنگ، افغانستان همچنان برای استقرار صلح و ثبات با چالش هایی مواجه است. بیش از چهار سال است که جنگ به بن بست خورده است. براساس تخمین رسمی دولت امریکا از سال ۲۰۱۹ تنها ۵۳٫۸ درصد مناطق افغانستان تحت کنترل و نفوذ دولت بوده، ۳۳٫۹ درصد مورد مناقشه و ۱۲٫۳ درصد باقی مانده تحت کنترل یا نفوذ طالبان بوده است. تلفات سنگین نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان ادامه یافته است و علی رغم دسته بندی ارقام واقعی توسط ارتش امریکا، مقامات افغان پیش بینی می کنند طی چندین ماه در سال ۲۰۱۸ روزانه سی تا چهل نیروی امنیتی افغان کشته می شد. براساس مستندات سازمان ملل در سال ۲۰۱۸ تلفات ملکی به ده هزار و نه صد و نود و سه شامل سه هزار و هشت صد و چهار کشته و هفت هزار و صد و هشتاد و نه زخمی نفر رسید که آمار بالایی بود. در سال ۲۰۱۹ تلفات غیرنظامیان با سه هزار و چهارصد و سه نفر کشته و شش هزار و نه صد و هشتاد و نه زخمی، کمی کاهش یافت. براساس آمار تلفات غیرنظامیان ثبت شده توسط سازمان ملل، تلفات افراد ملکی در شش سال متمادی از ده هزار نفر گذشت و از سال ۲۰۱۰ تاکنون مجموع تلفات غیرنظامیان به ۱۰۰ هزار نفر رسیده است.

با در نظرداشت این تصویر تاریک، سال ۲۰۲۱ میلادی می تواند برای افغانستان یک تغییردهنده بازی مهم تلقی شده طولانی ترین جنگ تاریخ این کشور را به پایان برساند. این می تواند یک پایان شکوهمند برای نزدیک به چهل سال خشونت، خونریزی و مصیب باشد. اگر و تنها اگر مذاکرات صلح بین الافغانی که در ماه سپتامبر سال ۲۰۲۰ میلادی شروع شد به ثمر بنشیند، نسل جدید افغانستان می تواند یک نفس راحت بکشد و شاهد صلح و آرامش و رفاه در دوران تازه کشورشان باشند. از سوی دیگر، سال جدید میلادی می تواند آبستن حوادث بد و غوطه ور ساختن بیشتر افغانستان در هرج و مرج باشد. برخی نگرانی ها و تشویش های موجود می تواند سال ۲۰۲۱ را به سال سختی در تاریخ افغانستان تبدیل نماید; نیروهای امریکایی قرار است تا ماه می ۲۰۲۱ از افغانستان خارج شوند، با روی کار آمدن دولت تازه جو بایدن، جالب خواهد بود که ببینیم رئیس جمهور منتخب چگونه عدم اطمینان پیش آمده در روابط امریکا با افغانستان را مدیریت می کند: آیا بایدن مسیر متفاوتی نسبت به ترامپ در پیش گرفته چند پایگاه نظامی در افغانستان را حفظ خواهد کرد یا با همان فرمان ترامپ پیش رفته تمام نیروهای امریکایی را از افغانستان خارج می کند؟ در هر دو حالت، بدون کمک، آموزش و حمایت هوایی امریکا نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان چگونه می توانند گذران کنند؟ این سئوال سخت باید توسط جامعه بین المللی، همسایگان افغانستان و خود افغانستان پاسخ داده شود.

در درون تمام نگرانی ها و تشویش های موجود برخی نیت های شیطانی وجود دارد که می خواهد پروسه صلح را تضعیف، دست کاری و سبوتاژ کند. عناصر خرابکار همواره در داخل و بیرون از افغانستان وجود داشته اند. همزمان با شروع و پیشرفت پروسه صلح، این عناصر خرابکار نیز به تکاپو افتاده اند. بزرگترین تهدیدات برای پروسه صلح افغانستان به دو گروه بر می گردد که یکی به کشورهای منطقه و دیگری معاونیت رئیس جمهور افغانستان اشاره دارد.
از زمان شروع مذاکرات صلح تاکنون، حضور هند در افغانستان و اهمیت این کشور همواره با نوعی بی توجهی روبرو بوده و واین مطلوب دهلی نو نیست. هند دوست ندارد در افغانستان کنج عزلت گزیند. حضور هند در پروسه صلح همواره تحت الشعاع پاکستان بوده است. نقش و اهمیت پاکستان در پروسه صلح از زمان شروع مذکرات بین الافغانی روبه پررنگ تر شدن بوده است.

به همین ترتیب، امرالله از رابطه دوستانه پاکستان با نخبگان سیاسی افغانستان خشنود به نظر نمی رسد. از سفر عبدالله عبدالله به پاکستان در ماه اکتبر ۲۰۲۰ میلادی گرفته تا مکاتبات و تماس مکرر زلمی خلیلزاد با پاکستان، سفر اخیر رهبران طالبان به اسلام آباد و حتی سفر عمران خان به کابل صدای انتقاد و دشمنی امرالله صالح بلندتر از تمام متنفرین در بازی شنیده شده است. موضع ضد پاکستانی صالح در سال های اخیر هر زمانیکه رابطه سیاسی افغانستان و پاکستان روبه بهبود گذاشته بیش از پیش آشکار شده است. مایه تاسف است که چنین پست حساسی در دست کسی ست که به طور واضح با پاکستان و تلاش های صلح دشمنی دارد. افغان ها باید مراقب برنامه های شیطانی فردی که حاضر است برای منافع کشور دیگر افغانستان را بفروشد، باشند.

واقعیت موضوع اما بسیار ساده است: رشد اقتصادی، بهبود امنیتی و ثبات و آرامش افغانستان به ویژه در دوران پسا کرونا بیشتر به نفع پاکستان است تا یک افغانستان ناآرام و بی ثبات. یک دولت مستقل و دموکراتیک در افغانستان که می تواند رابطه خوبی با اسلام آباد داشته باشد و به صلح و رفاه و توسعه منطقه ای منجر شود، بیشتر به نفع پاکستان است.

به علاوه، این تنها دیدگاه پاکستان نباید باشد و دیگر کشورهای منطقه نیز می بایست به همین باور می باشند. یک افغانستان با ثبات و پیشرفته از لحاظ اقتصادی می تواند زمینه توافقات سه جانبه بین «افغانستان، پاکستان و ایران» یا «افغانستان، پاکستان، چین» را فراهم کند. سوای از این، امنیت در افغانستان زمینه توسعه توریزم در منطقه را مهیا می سازد. ایده هایی چون سیستم ورود بدون ویزا و ارتباط جاده ای می تواند بین منطقه ایجاد گردد.

از همه مهمتر، افغانستان با ثبات به این معنی ست که درد و رنج و پراکندگی افغان ها در سراسر دنیا سرانجام به پایان می رسد و مهاجرین افغانستان امکان بازگشت به کشورشان و سهم گرفتن در بازسازی و توسعه آن را پیدا می کنند. ثبات در افغانستان شانس تمرکز به خود و دوری از میدان جنگ نیابتی را به دست می دهد. افغانستان توسعه یافته می تواند به ستاره ها برسد اگر و تنها اگر به این هدف عالی و والا بیندیشد!

منبع