زن ستیزی در ذات تحجر گرایی قرار دارد!

  • انتشار: ۳۰ جدی ۱۴۰۰
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 126587

با سقوط جمهوریت، راه ورود دختران در مراکز آموزشی مسدود گردید؛ حضور زنان درعرصه فعالیت های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ممنوع شد. تکه ای به شکل بوجی -پوششی وارداتی از شبه قاره هند و سنت قبیله-بنام حجاب بر زنان جامعه تحمیل گردید. در واکنش اعتراض آمیز زنان کشور و فعالان سیاسی و جامعه بین المللی به این محدودیت ها و تبعیض، از سوی گماشته شده هایی که نام امارت به خود چسپانده اند، توجیه امنیتی و تامین فضای اسلامی گردیده است. در آخرین توجیه، بخاطر فشار افکارعمومی داخلی و خارجی وعده داده اند که در سال آینده “شاید” مکاتب و دانشگاه ها برای ورود دختران بازگشایی گردد.
اما، به راستی توجیه تامین امنیت و آماده ساختن فضای اسلامی برای دختران و زنان، یک توجیه واقعی و دقیق است؟ گزینه ها و نشانه های فراوانی وجود دارد که بطلان این توجیه را ثابت می سازد.
کارنامه اماراتی ها از دوره حاکمیت پیشین آنان راجع به حقوق زن و از جمله حق آموزش، چگونگی برخورد وحشیانه و همانند دوره جاهلی عربستان ۱۴۰۰ سال پیش با زنان و دختران در مناطق مختلف کشور، تحمیل پوشش منحط و ضدانسانی، آن هم از نوع خاص (برقع)، بنام حجاب بر زنان کشور، اجازه ندادن حق فعالیت به هیچ نهاد مربوط به بانوان کشور در هیچ عرصه ای و…. همه گویای آنست که اماراتی ها در توجیه ایجاد محدودیت و تبعیض بر زنان و دختران جامعه دروغ بزرگ و غیرقابل کتمانی را مرتکب شده و می شوند. هم چنین هدف وعده دادن هایی مبنی بر رفع این محدودیت ها و تبعیض ها، فریب افکار عمومی و بدست آوردن فرصت چیزی بیش نیست.
حقیقت آنست که نوع تفکر و رویکرد اماراتی ها و گروه های هم سنخ آنان ریشه در تفکر و رویکرد تحجر گرایانه ای دارد که بقدمت و طول عمر اسلام، ریشه در نحله قشرگرایی اسلامی دارد. آفت پذیری تفکر و رویکرد دینی، گرایش ساده انگاری عوام و ناآگاهی آنان، استفاده جویی خلفای جور و سلسله های ستمگر، همسویی طماعانه احبارهای که در کسوت متولیان دین قرار گرفتند، سبب شد که دیگر نحله ها، ازجمله نحله خردگرایی به انزوا رانده شود. انحطاط و بدبختی که امروزه مسلمانان به آن گرفتار شده اند، و حتا جامعه بشری نیز از مصایب آن در امان نمانده است، برایند چنین تفکر و رویکردی است که در هر دوره تاریخی بگونه های مختلف نمایان شده است؛ چنانچه اکنون درجامعه ما در قالب آموزش مدرسه منحط دیوبندی در پاکستان و با نمادهای چون گروه های افراطی ظاهر گشته است. ترکیب سیاست و طرح های استخباراتی با تفکردیوبندی، منطقه و افغانستان را بسوی بحران و فاجعه ای سوق داده است که دهها برابر از بمب اتم ویرانگرتر است.
اساس موضوع این است که تفکر و رویکرد قرائت متحجرانه از دین و قشرگرایی مذهبی با “زن” و “حقوق” او برمعیارهای انسان شناسانه و غیرتبعیضانه سرآشتی ندارد، و هرگز ظرفیت درک و تحمل آن را ندارد. چنانچه یکی از چهره های منسوب به این نوع نگرش و رویکرد، که ظاهرا عالم به زمانه هم شناخته می شود، در اطلاعیه درگذشت همسرش، بجای آن که نام همسرش آورده شود یا کلمه همسر ذکر گردد، اعلام داشته است به مناسبت فوت”متعلقه”!! این واژه نشان دهنده آنست که “زن” در باور آنان شئ است همانند دهها شئ دیگر خانه که قابل تصاحب می باشد.
بنابراین مواجهه بدور از کرامت انسانی اماراتی ها با زنان و حقوق زن، موضوعی دور از تصور نیست. مضافا این که متاسفانه جامعه ما نیز اغلب ذهنیت شریعت گرایانه و قشرگرایانه دارد. نمونه روشن آن آتش زدن خانم فرخنده به اتهام واهی و بصورت کاملا غیرانسانی در قلب کابل، پایتخت کشور می باشد.
تامین کرامت انسانی زنان و دست یابی آنان به حقوق شان در این است که از رویکردهای سطحی عبور نموده، و بستن چشم طمع به ادعاهای بی پشتوانه و ریاکارانه، و رفتارهای سمبلیک و سیاسی؛ عمق ذهنیت جامعه در پرتو آگاهی انسانی، خردورزی و کسب علم و دانش تغییر بنیادی بیابد.

عبدالشکور اخلاقی

نظرات(۰ دیدگاه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.