زبانِ طالب

  • انتشار: ۲۴ سنبله ۱۳۹۹
  • سرویس: اخبار مهم
  • شناسه مطلب: 94658
طالبان

سخن گفتن با طالب، نه ضرورت به دانستن لهجه و زبان او دارد و نه مستلزم رعایت فصاحت و بلاغت است؛ بلکه نیازمند شناخت ماهیت فکری و هویت سیاسی اوست. زبانِ طالب، “پشتو” نیست، زبان طالب “زورگویی” است. هویت و ماهیت طالب، الزامن “پشتون” نیست، هویت او جهل و ماهیتش سفاکی است. در گفتگو با طالب، نه بلاغت کارساز است و نه ادبیات شیک موثر؛ با طالب باید جسورانه سخن گفت و چشم درچشم او دوخت، بدون لکنت زبان، بدون تعلل در بیان و بدون لرزشی در دست و بدون ارتعاشی در لب و با صدای بلند، از حقانیت آزادی و دمکراسی و حقوق زن و کودک و انسان سخن گفت و جنایات و وحشگیر هایش را با جلمات آتشین و اشارات آهنین بر صورتش کوبید.

من در انتخاب زبان و یا ضعف بیان فرزندِ مارشال دوستم، نقدی و ایرادی ندارم، از این درحیرتم که فرزند یک جنگجوی پرستاره، چگونه بسان یک مرغ پَرکَندَه، درمقابلِ یک طالب بچه ی چِرک دهان، زبان درکامش خشکیده بود. لبانش به لرزش درآمده بود. دستانش به رعشه افتاده بود و یکسره چپنش از شانه هایش می افتاد. باتور، برخلاف نامش و بی آن که بیادداشته باشد فرزند کسی است که بی پروا، بارها از نابودی طالب حرف میزند، نه تنها نتوانست یک کلام از حقانیت نظام سیاسی و ارزشهای دمکراسی دفاع و استدلال کند بلکه با حلقِ خشکیده و چشمانِ از حدقه برآمده درجستجوی راه فرار بود!

حمزه واعظی