ریشه دردهای ما چیست ؟

  • انتشار: ۳۱ حمل ۱۴۰۱
  • سرویس: دیدگاهگوناگون
  • شناسه مطلب: 129734

ریشه دردهای ناتمام ما یک چیز است: عصبیت قومی آمیخته به افراطیت دینی. تا زمانی که این عصبیت تداوم دارد و تا زمانی که افراطیت دینی ترویج می شود، روزگار ما همین است: تلختر از زهر.
تغییر حکومت ها و نظامهای سیاسی، هیچ تغییری در این وضعیت ایجاد نمی کنند.
.
چند سال پیش یکی از دوستانم که در آخر برچی فارم بادرنگ داشت، می گفت: روزی پسر ده دوازده ساله ی یکی از همسایه ها که از نظر قومی پشتون بود آمد و بادرنگ خواست. من به شوخی گفتم بادرنگ نداریم. آن کودک فورا گفت: اگر بادرنگ ندهی، فردا واسکت انتحاری می پوشم و خودم را و این فارم را منفجر می کنم!
.
همان زمان این سخن آن کودک برایم بسیار تکاندهنده و ترسناک بود. این که او به خود جرات داده است که بخاطر چند عدد بادرنگ انتحاری کند.
می دانم و یقین دارم که رنج خود پشتون ها کمتر از هزاره ها و کمتر از درد هیچ قومی در افغانستان نیست. اما مساله این است که آنان سالها و قرنهاست که ابزار دست این و آن شده و افغانستان را شکنجه گاه خود و دیگران ساخته اند.
من تنها راه بیرون رفت از این وضعیت را تن دادن روشنفکران پشتون به این واقعیت مسموم و تلاش داخلی و درونی آنان جهت آگاه سازی توده و مبارزه با عصبیت و افراطیت می دانم.
تا زمانی که توده پشتون آگاه نشوند و از سیطره دیوبند و استخبارات پاکستان نرهند، روزگار افغانستان همین است: خون و درد و ماتم.

علی فائق

نظرات(۰ دیدگاه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.