دیپلماسی رسانه اي

  • انتشار: ۱۳ قوس ۱۳۹۳
  • سرویس: دسته بندی نشده
  • نویسنده: ابراهیم منصوری
  • شناسه مطلب: 1585

دیپلماسی رسانه اي در عصر حاضر تحت تاثير تعامل تحولات شگرف در عرصه ارتباطات به عنوان يكي از شاخه هاي اصلی فعالیت هاي دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی پدیدار شده است و بخش قابل توجهی از دیپلماسی عمومی کشورها به ویژه قدرت جهانی را به خود اختصاص داده است. ازاین منظر، دیپلماتهای رسانه اي ازرسانه ها در جهت ارتقاي سیاست خارجی کشورها  و پيگيري منافع استفاده می کنند و رسانه به مثابه ابزاري در دیپلماسی تلقی می شود که با استفاده از این ابزار، دیپلمات ها و سیاست گذاران می توانند نیات و مقاصد خود را به عنوان دیپلماسی، مورد محک و در معرض چالش هاي دیپلماتیک قرار دهند.

هم اینک به مدد فنآوري هاي نوین ارتباطات و اطلاعات، زمینه مناسب براي ارتباط با افکار عمومی ملی و فراملی در کنار اقناع و تاثیرگذاري بر آنها از طریق رسانه هاي جهانی فراهم است. بازخوردهایی که در نتیجه عملکرد دیپلماسی عمومی سایبر فراهم می گردد، براي بسیاري از تصمیم گیري ها، سیاست گذاري ها و تعیین اهداف آینده دستگاه هاي دیپلماتیک و سیاست خارجی كشور مفید است و به دليل گفتمان سازي، تصویرسازي و اقناع دیگران، در تعاملات دیپلماتیک و سیاست خارجی جایگاهی نوین یافته اند، از اين رو نقش رسانه هابويژه رسانه هاي پرمخاطب در پردازش و اقناع افكار بسیار کلیدي تر از گذشته شده است.

با این که به نظر می رسد در عصر جدید رقابت های ایدئولوژیک بین کشورها خاتمه یافته اما با نگاهی عمیق به مناسبات بین المللی، درمی یابیم که کشورها با عنصر رسانه به دنبال تحکیم ایدئولوژی های خود و اقناع افکار عمومی در جهت رسیدن به منافع خود هستند که این مسأله بار دیگر تأثیر و قدرت رسانه ها را به نمایش می گذارد. رویکرد رسانه ها به عنوان مهم ترین ابزار جنگ نرم در دیپلماسی امروز جهان، به عنوان شاخصه ای مهم در تغییرات ژئوپلیتیک جهانی نقش تأثیرگذاری دارد و در حال حاضر این رسانه ها هستند که وضعیت موجود جهان را برای مخاطبان ترسیم کرده و بر تأیید و رد اقدامات قدرت های جهانی صحه می گذارند.

در اغلب رسانه‌های غربی تلاش معناداری برای جهت دهی هدفمند اخبار صورت می‌گیرد. در واقع این رسانه‌ها تلاش می‌کنند با استفاده از ابزارها و تكینك‌های قضاوت و پرهیز از بیان واقعیات مغایر با اهداف خاص خود، افكار عمومی را به گونه‌ای جهت دهند كه تأثیر مورد نظر را بر ذهن مخاطب به جای گذارد.  برای نمونه داعش گروهی خونخوار هستند که رفتارهای آنها هیچ ربطی به اسلام و مسلمین نداشته است. اما رسانه‌های غربی این امر را در کنار تفکر اسلام هراسی یا اسلام ستیزی خود قرار دادند. حتی نگاهي اجمالي به زيرنويس رسانه‌های هاي كشورهاي غربي و به ویژه آمريكا و انگلیس نشان از ريختن زهر خود بر خبر و ياد كردن از اين گروه به نام «گروه اسلام‌گرای داعش» است. تطهير اين رسانه‌ها به هرشكل و عنوان از اين گروه و انتساب آن به اسلام نشان از عمق وحشت آنان از اتحاد فرقه‌هاي تشيع و برادران اهل تسنن و نشان بارزی ازنحوه هدایت افکار و تصویر سازی این رسانه هادر راستای سیاست خارجی دیکته شده توسط عاملان این رسانه هاست.

آنچه مسلم است این است که ملموس‌ترین و غنی‌ترین کارکرد رسانه‌های گروهی در جهان معاصر بسته به بافت اجتماعی خاستگاه‌ رسانه در همین بخش متبلور می‌شود. با یک نگاه گذرا به تاریخ سیاسی‌ معاصر به خوبی می‌توان دید که بسیاری از منازعات و کشمکش‌های‌ سیاسی با یاری و هدایت و پرچمدار رسانه‌ها، تبدیل به جریانات‌ قوی سیاسی شده و یا تعدیل و حتی خاموش گردیده‌اند. در همین راستا، دیپلماسی رسانه‌ای زمینه فراگیر و متغیری تعیین‌کننده در معادلات رسانه ای در عرصه بین المللی است و از اهرم های اساسی پیشبرد دیپلماسی رسانه ای استفاده از ساز وکارهای شبکه های بین المللی به عنوان یک پدیده ارتباطی فراگیر است. در سال‌های اخیر نيز، رسانه‌های خبری بین المللی زیادی که توانایی بالقوه ای برای بازتعریف ارتباط بین سیاست گذاران و رسانه ها و مردم دارند ظهور کرده اند، شبکه های اجتماعی  هم جزئی از این رسانه ها هستند.

اصحاب رسانه در خط مقدم مصاف رسانه ای در جهان امروز قلمداد می شوند و بایستی از آمادگی لازم برای این نبرد نابرابر برخوردار باشند. با توجه به ظهور لحظه اي جديدترين تجهیزات نرم افزاری و سخت افزاری این حوزه ضرورت انتقال آموخته های سیاسی و دیپلماسی در قالب آموزش های معنوی و تجهيز اصحاب رسانه برای رویارویی سخت رسانه ای بیش از گذشته ضرورت دارد.

ضمن اينكه اثرگذاری و باورپذیر کردن افکار عمومی درخصوص مسائل جهان امروز می طلبد تا با استفاده از فناوريهاي ارتباطي نوين لحظه اي، اقناع افکار عمومی به درستی و در پروسه ای جهت دار و هدفمند صورت گیرد.