دو میراث گرانسنگ مزاری که هیچگاه از آنها پاسداری نشد

  • انتشار: ۲۳ حوت ۱۴۰۰
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 128661
مزاری

دو میراث گرانسنگ مزاری که هیچگاه از آنها پاسداری نشد.
۱. او گفته بود: هزاره بودن نباید دیگر جرم باشد. مطمئنا این سخن بیانگر عمق فاجعه ای بود که در طول تاریخ بر مردم هزاره رفته بود؛ این مردم به گونه ای نفی شده بود و از عرصه های سیاسی و اجتماعی کنار گذاشته بود که حتی خود هزاره احساس میکرد، هزاره بودن جرم است. این بیان مزاری هزاره را تکان داد و متوجه خودش ساخت.
۲. مزاری در صدد سهیم شدن در قدرت و تصمیم گیری بود. این خواسته او نیز نشانگر نگاه عمیق و درک درستش از قدرت و مسائل آن در افغانستان است. در این بیست سال دموکراسی بخوبی تجربه نمودیم که هزاره با اینکه معاون و وزیر داشت اما هرگز به گونه ی واقعی در قدرت شریک نبود و در تصمیم گیری های تعیین کننده سهم نداشت، لذا مردم هزاره نیز آسیب پذیر باقی ماند و هزینه های زیادی پرداخت نمود.
اما از این دو میراث مزاری پیروانش هیچ کدام را نه به خوبی درک نمودند و نه توانستند به آنها جامه عمل بپوشانند. در خصوص هزاره بودن، آنها دچار افراط شدند و در دامن قوم گرایی سقوط نمودند و با همان منطقی که هزاره نفی شده بود به دفاع از هزاره برخاستند! در خصوص سهیم شدن در قدرت نیز راه را اشتباه رفتند و به مقام های سمبولیک قناعت ورزیدند و بیشتر به نفع جیب مبارک کار کردند.
البته برای خاطر جمعی منتقدین استاد شهید عرض کنم که نقد ایشان را کاملا روا و حتی ضروری میدانم.

سید آصف احسانی

نظرات(۰ دیدگاه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.