دولت موقت، ایده آل امریکا و پاکستان/ تکرار تاریخ برای ما ترسناک خواهد بود!

  • انتشار: ۹ دلو ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 105580

حکومت موقت چندین بار در تاریخ افغانستان تشکیل شده است و هر بار براساس نیت های شوم و اهداف یک قدرت بزرگ بوده است که افغانستان و مردمش را با بدبختی بیشتر روبرو ساخته است. در شرایط کنونی که مذاکرات صلح در دوحه قطر جریان دارد، اگر خروجی، تشکیل یک دولت موقت دیگر باشد، بدین معناست که تاریخ دلهره آور یک بار دیگر برای افغانستان که به گفته اقبال لاهوری قلب آسیاست، تکرار شده است.

موقعیت استراتژیک افغانستان، این کشور را به مرکز رقابت قدرت های بزرگ تبدیل کرده است. اهمیت ژئواستراتژیک افغانستان سبب شد، اقبال لاهوری، شاعر و فیلسوف پرآوازه پاکستانی (۱۸۷۷ تا۱۹۳۸ میلادی) این کشور را قلب آسیا بخواند که ناآرامی آن به معنای ناآرامی آسیاست و صلح و ثبات در افغانستان، ثبات و آرامش در منطقه را به دنبال دارد.

جوزف رودیارد کیپلینگ(۱۸۶۵ تا ۱۹۳۶ میلادی)، نویسنده، رمان نویس و خبرنگار بریتانیایی، افغانستان را مرکز بازی بزرگ خوانده است. وی در رمانش به نام «کیم» به رقابت های سیاسی و نظامی امپراطوری های بریتانیا و روسیه تزاری در آسیای مرکزی اشاره می کند و در این میان افغانستان را بازی بزرگ لقب می دهد. تحلیل انتقادی جنگ های بریتانیا علیه افغانستان در سال های ۱۸۳۹، ۱۸۷۸ و ۱۹۱۵ میلادی نشان می دهد که افغانستان از لحاظ استراتژیک برای امنیت و منافع سیاسی قدرت های بزرگ در منطقه از اهمیت خاصی برخوردار است.

نفوذ روز افزون روسیه تزاری در افغانستان و افزایش نگرانی های افغانستان از این بابت سبب شد بریتانیا از شاه شجاع درانی در مقابل رقبایش دفاع کند و کمپانی هند شرقی برای جلوگیری از حمله احتمالی روسیه-فرانسه به افغانستان در سال ۱۸۰۹ میلادی یک پیمان اتحاد را با شاه شجاع امضاء نمود.

در ادامه و در سال ۱۸۲۶ میلادی، شاه دوست محمدخان از طایفه بارکزی توانست شاه شجاع را شکست داده خود در کابل به قدرت برسد.در سال ۱۸۳۹ میلادی «راج بریتانیا» یا همان «هند بریتانیا» که با شاه شجاع پیمان اتحاد امضا کرده بود، به افغانستان کشوری با پستی و بلندی های جغرافیایی زیاد حمله کرد، دوست محمدخان را نابود ساخت و یک حکومت موقت به حمایت بریتانیا و رهبری شاه شجاع در افغانستان تشکیل شد.

یک بار دیگر در سال ۱۹۹۰ میلادی و پس از خروج ارتش سرخ شوروی سابق از افغانستان فرمول مشابهی این بار توسط ایالات متحده امریکا و برای توسعه نفوذ امنیتی و سیاسی در افغانستان مهم از لحاظ استراتژیک، مورد استفاده قرار گرفت. در این سال، ایالات متحده امریکا، داکتر محمد نجیب الله را مجاب ساخت که تنها راه حل بحران و استقرار صلح در افغانستان استعفای او و انتقال قدرت به مجاهدین می باشد.

بنابراین یک بار دیگر حکومت موقت تشکیل شد. مجاهدین اما جنگ های داخلی را شروع کردند و افغانستان به دهان گرگ ها افتاد و به مخروبه ای بدل گشت.

غنی و طالبان

امریکا به ریاست جمهوری جرج دبلیوبوش بعد از حادثه یازده سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی به بهانه مبارزه با تروریزم به افغانستان حمله کرد و طالبان را از قدرت خلأ نمود. در ادامه و پس از کنفرانس بن، یک دولت انتقالی به ریاست حامد کرزی در افغانستان تشکیل شد.

در سال ۲۰۰۴ میلادی، لویه جرگه(جرگه بزرگان) قانون اساسی افغانستان را تصویب کرد، قانونی که همان قانون اساسی سال ۱۹۶۴ افغانستان بود اما اصلاحاتی در آن صورت گرفته بود. حامد کرزی در ادامه برای توسعه و برقراری ثبات در افغانستان مدرن نقشه راه هایی ترسیم نمود.
با اتمام دوره دوم ریاست جمهوری کرزی در سپتمر سال ۲۰۱۴ میلادی، محمد اشرف غنی رئیس جمهور منتخب افغانستان شد. محمد اشرف غنی با پیشینه و تجربه جهانی در زمینه اقتصاد توانست شبکه های اقتصادی، زیرساخت ها و توسعه سازمانی را در افغانستان گسترش دهد.
«توسعه سکتورهای انرژی، تاسیس دانشگاه ها، ساخت سدهای آب، تمرکز بر صادرات و حصول اطمینان از دسترسی تجار افغانستانی به بازارهای جهانی» را می توان از دستاوردهای بی نظیر محمد اشرف غنی دانست. براساس گزارش بانک جهانی «رشد مالی و تورم متوسط» باعث شد اقتصاد افغانستان در سال ۲۰۲۰ درحدود ۳٫۹ درصد رشد کند.

تصمیم ناگهانی ایالات متحده و ناتو برای خروج از افغانستان اما به طالبان بدبخت و پراکنده این فرصت را داد تا دوباره جان بگیرند و ظاهر شوند. حمایت تسلیحاتی کشور همسایه پلهویی از طالبان بیش از پیش این گروه را به اتحاد و همبستگی و نگاه به قدرت در کابل تشویق نمود.
از سویی هم، ایالات متحده به دنبال اهداف امنیتی بلند مدت خود در افغانستان می باشد. «شمشیر داموکلس» یک بار دیگر در افغانستان آویزان است(خطر بالقوه هنوز وجود دارد). سهامداران بزرگ به شمول ایالات متحده امریکا موقعیت در افغانستان را به خواست و به سوی منافع خود تغییر می دهند و قصد دارند با تشکیل حکومت موقت به این اهداف خود برسند. طالبان منتظر خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان و انحلال دولت کنونی کابل هستند و تشکیل دولت موقت برای آنها یک ایده آل محسوب می شود.

این یک حقیقت انکار ناپذیر است که قدرت های بزرگ افغانستان باثبات و امن نمی خواهند. افغانستان ناامن و بی ثبات و ضعیف به نفع بسیاری از کشورها از جمله همسایه های کناری اش می باشد.

ایالات متحده امریکا حتی پس از خروج کامل از افغانستان نیز نفوذ خود در افغانستان را حفظ خواهد کرد و در این راستا به طالبان نظر دارد. پذیرفتنی ترین راه حل برای ایالات متحده امریکا و متحدینش در افغانستان تشکیل یک حکومت موقت می باشد: حکومت موقت برای امریکا منافعی دارد:

از یک سو طالبان کنترل می شوند و از سوی دیگر منافع قدرت های منطقه ای آسیب خواهد دید.

از سوی دیگر، دوستی نزدیک ایالات متحده امریکا و پاکستان سبب می شود امریکا بتوند کنترل خوبی روی طالبان داشته باشد. در تمام این شرایط، نقش پاکستان مهم ارزیابی می شود. اسلام آباد بیشترین تاثیر را روی طالبان دارد. به عبارت بهتر اگر بخواهیم بگوییم پاکستان می تواند طالبان را به انجام آنچه که می خواهد وادار نماید. تقریبا تمام کشورهای دارای منافع امنیتی در افغانستان به اسلام آباد نگاه می کنند.

از سویی هم پاکستان خود منافع امنیتی بلند مدت در افغانستان دارد. برای اسلام آباد حکومت طالبانی از هرچیز دیگر ایده آل تر است.
هر تصمیم نابخردانه و بی احتیاط گونه در مورد آینده افغانستان، تمام منطقه را تهدید می کند. تشکیل یک دولت موقت دیگر بیش از پیش به افغانستان ضربه می زند.

منبع