دولت بی خرد

  • انتشار: ۲۷ دلو ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاه
  • شناسه مطلب: 106733

آیا فاجعه آتش سوزی گمرک اسلام قلعه هرات برای شکم چرانانی که ۱۸ نوع غذا را در لیست شکم چرانی خود از بودجه ملت افزودند، به آن اندازه اهمیت نداشت که رئیس جمهور یک پیام می داد و ضمن همدردی با آسیب دیدگان و زیان دیدگان و با خانواده های جان باختگان و زخمی ها همدردی می نمود؟

همین طور دیگر مقام های حکومتی که غُر و فَش شان کشور را متعفن ساخته است! آیا لازم نبود تا اقدام فوری و قاطع برای رسیدگی به چنین فاجعه ای از مرکز و درچهارچوب رهبری دولت صورت می گرفت، که اکنون فقط به تلاش هایی نامشخص در محدوده وزارت و دفتر والی محصور شده است!

آیا آسیب های این چنین وسیع جزو حقوق انسانی نیست که سازمان ها و نهادهای مدنی و حقوقی اعلام موضع می کردند؟ حتما درنقض حقوق انسانی باید جان یک انسان گرفته شود تا دربدل آن یک اعلامیه داده شود؟

میثاق ها و پروتکل های بین المللی و حقوق بشری (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) که به آن تعهد سپرده شده است، پس در چه زمانی و کجا مفهوم و مصداق پیدا می کند و تعهد نسبت به آن درکجا مشخص می گردد؟

با این بی خردی و بی تدبیری و مرگ وجدان و زوال احساس و از هم گسیختگی جمعی که ما دچار آن شده ایم، چه سان از فاجعه های کنونی نجات یابیم و به مقصد رسیم؟ زهی خیال باطل!

شکور اخلاقی