دست از سر سروردانش بردارید!

  • انتشار: ۸ حمل ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاه
  • شناسه مطلب: 81956
سرور دانش

از مدتی انتقاد و حتا به مسخره گرفتن عدم حضور استاد سرور دانش در جلسات مهم و سرنوشت ساز دولت برای جوانان هزاره، نه تنها هواداران “جنبش روشنایی” بلکه برای برخی رسانه ها هم به مود روز مبدل گشته و حتا برای آن طنز مینویسند. این درست است که حضور سرور دانش در بنیاد دولت به حیث “معاون دوم رئیس جمهور” یک پست کاملآ تشریفاتی و در ساحه عمل سیاسی به امور سمبولیک منحصر است. اما آیا این وضع محصول صرف نرمش و متعادل بودن شخصیت وی است ؟

من فکر نمیکنم چنین باشد. میپذیرم که کرکتر و شخصیت یک سیاستمدار در اعمال سیاسی مانند تصمیم گیری، مقاومت یا مصلحت اندیشی نقش دارد. ولی آیا رول سیاسی یک محمد محقق در “معاونت دوم ریاست اجرائیه” تفاوت زیادی با سرور دانش داشت. آنچه که تفاوت داشت این بود که در همین پست هم محقق تا حدی نقش اپوزیسیون را بازی میکرد و کلام یک اپوزیسیون با کلام یک حاکم متفاوت است. آیا یک کریم خلیلی” معاون دوم ریئیس جمهور” در سیاست های کلان کشور بیشتر از سرور دانش نقش داشت ؟ مگر کریم خلیلی در این یکی دو سال آخر بمراتب از سالهای معاون کرزی بودن در سیاستهای کشور حضور نداشته ؟ از هزاره ها که بگذریم، آیا عبدالله عبدالله شش ماه اخیر با عبدالله ۱۸ سال گذشته شباهت دارد ؟ چه چیزی باعث پایداری و استحکام بیشتر عبدالله در این انتخابات شد که در گذشته وجود نداشت ؟

هر سیاستمداری، در هر پستی که باشد، زمانی قدرتمند خواهد بود که دارای پایگاه سیاسی و اجتماعی قوی باشد. در کشوری مانند افغانستان که ترکیب دولت بطور ناگفته روی حضور سه قوم بزرگ استوار است، نمایندگان تاجیک و هزاره قدرت خود را از پایگاه قومی خود میگیرند. زمانی که تاجیک ها متحدانه از قاسم فهیم حمایت میکردند وی مرد قدرتمند دولت حامد کرزی بود. سران دولتی، بویژه اشرف غنی که در این مورد “دست شیطان را از پشت بسته” میداند که رمز حاکمیت و قدرتمندی وی اجاد تفرقه، اختلاف، تحریک جاه طلبی و تضعیف متحدین و معاونان وی است. نگاه کنید به آنچه که اشرف غنی در میان عبدالله، عطا محمد نور و امرالله صالح و در طرف دیگر میان کریم خلیلی و سرور دانش بوجود آورد.

دوستان عزیز، یک لحظه سر را بگریبان خود فرو برده فکر کنید. غیاب سرور دانش در جلسات مهم سیاسی محصول ضعف خود شماست. از یکطرف وی را نماینده خود میدانید و به اصطلاح ” از آدرس هزاره ها” در معاونت دوم است ( انتخابات آخر که مثل انتخابات قبل نادرست بودن این حرف را ثابت نمود. هزاره وسیعآ به عبدالله رای دادند نه به غنی) و از سوی دیگر با اختلافات روز افزون درونی خود از قوم تان که میبایست یک نیروی واقعآ دولت ساز درافغانستان میبود ( یعنی که هیچ کسی بدون حمایت آنها قادر به حکومت کردن نمیبود) یک جماعت ضعیف، یدکی و حداقل غیر سرنوشت ساز در سیاست افغانستان ساخته اید.

همینگونه ادامه بدهید، رهبران سنتی را هرچه بد و بیراه است بگوئید بدون آنکه یک “جوجه رهبر مدرن” هم خلق کنید، مکتب و دانشگاه بروید و سپس به خیل بیکاران بپیوندید، کارهای به اصطلاح “مدنی” بکنید (البته آنهائیکه میمانند و کشور را ترک نمیکنند) ولی بخصوص “سیاست نکنید”. سیاست را بگذارید به دیگران، برای شما سال یکبار مذهبی وار سالگرد مزاری را تجلیل کنید بدون آنکه زره ای از عملکرد سیاسی وی را دنبال کنید.

نویسنده: دکتر کریم پاکزاد