دایکندی فقط یک عبدالرحمان خان کم دارد

  • انتشار: ۲ جدی ۱۳۹۳
  • سرویس: دسته بندی نشده
  • نویسنده: عبدالعلی رضایی
  • شناسه مطلب: 2186

شماری از مردم ساکن ولایت محروم و دورافتاده دایکندی به رسم اعتراض از عملکردهای دولت افغانستان مبنی بر عدم ساخت پل و جاده، دست به ایجاد یک پل ساخته شده از پارچه زده اند.

این پل بر روی رودخانه «هجدی» که در قسمت شمالی شهر «نیلی» مرکز ولایت دایکندی واقع است و پنج منطقه را به مرکز این ولایت متصل می ‎کند، توسط فعالان مدنی افتتاح شده است.

باشندگان ولایت دایکندی در این حرکت نمادین خود با افتتاح این پل که از پارچه و ریسمان ساخته شده، کم کاری‎ ها و بی ‎توجهی‎ های دولت مرکزی را به تصویر کشیده اند.

این در حالی است که چندی پیش سرپرست ولایت دایکندی اعلام کرد: این ولایت با وجود آنکه از امنیت خوبی برخوردار است؛ اما تاکنون دولت مرکزی یک متر جاده این ولایت را قیرریزی نکرده است.

به این ترتیب، به نظر می رسد محرومیت با نام دایکندی گره خورده است؛ ولایتی که هم امن است و هم مردمان سختکوش و صلح جو و مهربان دارد؛ اما دولت های مرکزی افغانستان، همواره با این جغرافیا و ساکنان آرام و مسالمت جوی آن، نامهربان بوده اند. تفاوتی هم نمی کند امیر آهنین عبدالرحمن خان مستبد باشد؛ یا حامد کرزی دموکرات و ظاهرا غیر متعصب منتخب مردم.

دایکندی در همه این سال ها، آشکار در سایه سیاه و سنگین تبعیض و تعصب و بی عدالتی و عدم توازن و عدالت اجتماعی و برابری اقتصادی، نادیده گرفته و انکار شده است. این ولایت فقط یک عبدالرحمن خان کم دارد؛ امیری که به ساکنان آن بگوید یا بمیرید و دم برنیاورید یا بکوچید و رو برنگردانید!

هیچ تفاوتی نمی کند نام آن را دیکتاتوری، استبداد یا تبعیض نژادی عبدالرحمن خانی بگذاریم یا دموکراسی دروغین و بی عمل و پرشعار کرزی. مهم آن است که برای دایکندی و ساکنان محروم و مهربان آن، وضع همان است که بود.

دایکندی با فقر، محرومیت، تبعیض، ستم، بی عدالتی، نابرابری و انکار ستمکارانه حکام فاشیست و قوم پرست، معنا می شود و به نظر می شود جز این، هیچ سرنوشتی در انتظار آن نیست.

در کوهسارهای سنگی و خشن و بی امید دایکندی، هیچ راهی به سوی رهایی از وضع موجود پیدا نیست.
چندسال پیش، وقتی جوانان سختکوش و پرتلاش دایکندی سعی کردند، این نظم ناعادلانه را بشکنند و اراده کردند سختی بکشند و با کمترین امکانات در زیر آفتاب، در فضای باز و در فقدان کمک های وزارت فایقه معارف و تحصیلات عالی، در آزمون کانکور، به نام این ولایت بی نام و نشان، رکورد بالاترین نمرات را ثبت کنند، شاخک های قوم پرستی و تبعیض و قبیله سالاری و انحصارطلبی از کابل تا خوست، فعال شد و خیابان های کابل با حمایت حزب اسلامی گلبدین حکمتیار، آبستن انکار و اعتراض گردید و کامیابی خودانگیخته جوانان پرتلاش و مستعد سرزمین سنگ و ستم دایکندی را به تقلب و دستبرد در کانکور نسبت دادند و آن را سرکوب کردند! این نمونه ای دیگر از محرومیت و مظلومیت دایکندی است.

با اینهمه اما دایکندی تنها سرزمین مفاهیم منفی تحمیلی از بیرون و برآیند سیاست های تبعیض آمیز سران و حاکمان کابل نشین نیست. سرزمین صلح و آرامش و همزیستی و مهمان نوازی و مهرورزی و عطوفت و برادری و خویشتن‌داری و مدارا و قناعت و صبر و مردانگی و شجاعت و جسارت و سختکوشی نیز هست. سرزمین همه آن چیزهایی که نیاز مبرم امروز و همیشه افغانستان بوده؛ افغانستانی که قرار است خانه امنی برای همه فرزندان و شهروندانش باشد.

ساکنان دایکندی، اینهمه را در طول زندگی سیاسی و مدنی خویش به نمایش گذارده اند؛. اگرچه در آن از پیشرفت و ترقی و بازسازی و رفاه خبری نیست؛ اما مردمانی ساده دل و صلح‌جو و رؤوف و مهمان‌پذیر دارد.

در دایکندی، قلب‌ها چندان به هم نزدیک است که مردمان آن، هرگز حتی لحظه ای هم به انتحار و آدم کشی و بمب گذاری و سربریدن و ترور و خون ریزی و خشونت و مکتب سوزی برای رسیدن به اهداف سخیف و نامقدس یا حذف فزیکی قومیت های دیگر نمی اندیشند.

اکنون دایکندی در ارگ ریاست جمهوری نیز نماینده دارد به این امید که این نماینده، مانند نمایندگان این سرزمین در شورای ملی، نامهربان و فراموشکار و مصلحت اندیش و محافظه کار نباشد!