خروج از افغانستان/ امریکا وارد «یک بازی بزرگ تازه» در اوراسیا می شود

  • انتشار: ۱۱ ثور ۱۴۰۰
  • سرویس: بین المللدیدگاه
  • شناسه مطلب: 111800

در بازی بزرگ جدید، خروج نیروهای امریکایی از افغانستان باعث ختم جنگ در اوراسیا نمی شود.
در دهه ۱۹۹۰ میلادی، روزنامه نگاران و کارشناسانی که شاهد سقوط اتحاد جماهیر شوروی سابق و ظهور کشورهای مستقل در آسیای مرکزی بودند در ذهن به بازگشت شکل تازه ای از «بازی بزرگ» فکر می کردند. جورج ریدیارد کیپلینگ، نویسنده و رمان نویس انگلیسی در رمانش به نام کیم به این مفهوم و ایده تاریخی پرداخت. در ادامه تاریخ دانان برای توضیح رقابت انگلستان-روسیه و تلاش برای تسلط بر آسیای مرکزی، مناطق همجوار مانند افغانستان و بخش هایی از خاور میانه بزرگ تر از این مفهوم استفاده نمودند.

بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق نشانه هایی از تسلط دوباره بر جمهوری های آسیای میانه مشاهده شد. در سال ۱۹۹۶، رسانه نیویورک تایمز در مقاله ای به چگونگی تبدیل شدن آسیای میانه به یک میدان تیره جنگ بین قدرت های بزرگ اشاره کرد، اینکه قدرت های بزرگ در این منطقه درگیر یک بازی ژئوپلتیک قدیمی و سخت شده بودند. در یک رقابت تکراری، نه تنها دولت ها که شرکت های بزرگ به ویژه شرکت های غربی نیز با هدف دسترسی به منابع گسترده انرژی در این منطقه پا به عرصه گذاشته بودند. نظر می رسید این خارجی ها به خصوص کشورهای غربی قصد داشتند نفوذ روسیه در کشورهای تازه استقلال یافته آسیای مرکزی را پایان دهند و لوله های انرژی را از انحصار مسکو خارج کنند. روسیه به نوبه خود تلاش می کرد سلطه خود بر منطقه را حفظ نماید. با حضور ایالات متحده امریکا در منطقه و استقرار نزدیک به صد هزار نیرو در افغانستان در مقطعی در سال ۲۰۰۱ حضور خارجی در منطقه پررنگ تر شد.

گذشته از کشورهای غربی، در دو دهه اخیر حضور چین در کشورهای آسیای میانه که زمانی به اتحاد جماهیر شوروی سابق تعلق داشتند، افزایش یافته است. در این راستا تشکیل سازمان همکاری های شانگهای به چین این اجازه را داد تا طبق پیش بینی ها تعامل خود با حکومت های پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق را در منطقه گرم تر بسازد. چین در ادامه به شریک تجاری، سرمایه گذار و خریدار نفت و منابع گازی مهم منطقه تبدیل شد. «ابتکار کمربند و جاده» با برنامه جاه طلبانه ایجاد زیر ساخت ها بیش از پیش تعامل چین با همسایگانش و دیگر کشورها را توسعه داد.

بنابراین، پس از پایان جنگ سرد یک بار دیگر فرضیه «تکرار بازی بزرگ» با متغییرهای متعدد از جمله تعداد و نوع بازیگرانی که وارد رقابت شده بودند، مطرح شد. رقبا هر یک برای دسترسی به اهداف خود تلاش می کردند. کشورهایی چون پاکستان، ایران، ترکیه، هند و حتی اسرائیل در این راستا به روسیه، چین و ایالات متحده امریکا پیوستند. علاوه بر این، همان طور که الکساندر کولی، استاد دانشگاه کلومبیا، اظهار داشت کشورهای آسیای میانه تنها آلت دست در بازی دیگران نبودند. آنها ملت های مستقلی هستند که شراکت قابل توجهی در این پروسه داشتند. سازمان های منطقه یی شامل سازمان همکاری های شانگهای که چهار کشور از پنج کشور اتحاد جماهیر شوروی سابق در آن عضویت دارند و افغانستان ناظر است و احتمالا اتحاد نظامی به رهبری روسیه یا همان «سازمان پیمان امنیت جمعی» که برای مقابله با نفوذ تروریست ها از افغانستان به آسیای میانه تاسیس شد، نیز در این راستا نقش هایی ایفا نموده اند. در نهایت باید گفت در بازی بزرگ تازه، عوامل شبه حکومتی به شمول گروه های تروریستی که فعالیت های تخریبی آنها پای خارجی ها را به منطقه باز کرد، نیز نفوذ عمیقی داشتند.

دو دهه اخیر نشان داد که اهداف بازیگران متفاوت است و در کنار موارد دیگر، مبارزه با تروریزم قرار دارد. بازیگران ضمن تاکید بر این هدف مشترک به دنبال حفظ هژمونی منطقه ای، ایجاد پیوندهای فرهنگی، به دست آوردن پروژه برای شرکت های ملی، نگرانی های امنیتی و مواردی از این دست، نیز می باشند. دسترسی مداوم به منافع ارزشمند نیز به یک هدف برای بسیاری از کشورها تبدیل شد. به اعتقاد برخی از محققان از جمله «ایان کوتبرتسون» پیش فرض اصلی تغییری نکرد و کشورها تلاش کردند پیروز شوند و رقبا را محدود کنند یا کنار بزنند.

با درنظرداشت چنین محیطی، تصمیم رئیس جمهور جو بایدن برای خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان چه معنایی برای «بازی بزرگ تازه» خواهد داشت؟ با تعجب باید گفت که عکس العمل ها به برنامه بایدن متفاوت بوده است. برخی ها از این تصمیم انتقاد کرده می گویند با خروج امریکا از افغانستان و تسلط طالبان بر این کشور، خطر حملات تروریستی دوباره به ایالات متحده امریکا وجود دارد. گروهی دیگر از این تصمیم استقبال نموده تاکید دارند تهدید های امنیتی علیه امریکا اکنون کاهش یافته و زمان کمک های توسعه یی به افغانستان فرا رسیده است.

با این حال باید گفت از نگاه بازی بزرگ تازه خروج نیروهای امریکایی از افغانستان سبب پایان رقابت ها در منطقه نمی شود. ایالات متحده امریکا همانند دیگر بازیگران دوست ندارد محیط را به رقبا واگذار کند. امریکا تنها میزان حضور و روش دخالت خود را تغییر می دهد. در بازی بزرگ تازه استفاده از نیروی نظامی هرگز هدف نیست و تمرکز ویژه روی «استفاده از رسانه ها، مذاکرات دیپلماتیک و تشکیل اتحاد های سازمانی» خواهد بود. لابی گری و استفاده از قدرت نرم متداول تر خواهد بود. درست به همین دلیل بود که جو بایدن اعلام کرد پس از خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان کمک های دیپلماتیک و انسانی به افغانستان ادامه خواهد یافت. روسیه، یکی از رقبای منطقه ای امریکا، که دردهای جنگ افغانستان را تجربه کرده نیز در بازی بزرگ تازه سیاست های خاص خود را دارد. در سال های اخیر، روسیه استراتژی خود را تغییر داده به یک میانجیگر تأثیر گذار در مذاکرات بین الافغانی تبدیل شده است. در مارچ ۲۰۲۱، روسیه کنفرانس صلح با مشارکت طالبان و اعضایی از حکومت افغانستان که نمایندگان چین، امریکا و پاکستان نیز حضور داشتند را میزبانی کرد.
در نهایت، خروج نیروها از افغانستان، امریکا را به نوعی از حضور در بازی بزرگ تازه بر می گرداند که در دهه ۱۹۹۰ میلادی داشت، در این دهه تاثیر گذاری و نفوذ امریکا در سراسر جهان از طریق دیپلماسی، سرمایه گذاری و قدرت نرم تعریف می شد. البته در کنار دیپلماسی از نیروی نظامی مانند واکنش دولت کلینتون در سال ۱۹۹۸ و در پاسخ به بمب گذاری در سفارت امریکا در آفریقای شرقی، نیز استفاده می کرد. در حقیقت استفاده از نیروی نظامی علیه تهدیدهای مستقیم در مقیاس خرد به جای اعزام نیروهای نظامی گسترده بخشی از استراتژی متعادل سازی فرا مرزی می باشد، چیزی که توسط محققانی چون«جان مرشایمر و استفان والت» پیشنهاد شده بود.

در نهایت همان طور که الیوت کوهن، رئیس دانشگاه جان هاپکینز، می گوید خروج نیروهای امریکایی به ایالات متحده آزادی های استراتژیک بیشتری در امر مشارکت و حمایت از جنبه های مختلف بحران افغانستان براساس منافعش را می دهد. در حقیقت این طبیعت بازی بزرگ تازه است. در صورتیکه افغانستان به یک لیبی یا سوریه دیگر تبدیل شود-همان طور که یک محقق اشاره کرده است- همسایگان افغانستان و خارجی ها حمایت از جناح های متفاوت را متوقف خواهند کرد. در چنین سناریویی، بهترین استراتژی کنار آمدن با طرف و جناحی ست که بیشترین حمایت را از جامعه بین المللی به دست می آورد. دولت بایدن به طور رسمی به دولت کنونی کابل متعهد است اما آینده این دولت ممکن است محاسبات واشنگتن در بلند مدت را تغییر دهد.

منبع