حملات شیمیایی در سوریه و معیارهای دوگانه غربی

  • انتشار: ۲۶ سرطان ۱۳۹۶
  • سرویس: بین الملل
  • شناسه مطلب: 27574
از ابتدای بحران سوریه، غرب فشار بسیاری برای پیوستن این کشور به کنوانسیون منع استفاده از سلاح های شیمیایی داشت، اما پس از پیوستن سوریه به معاهده اگرچه فشارهای غربی ها کم نشد، اما امریکا اهرم فشار خود را بر این دولت از دست داد.

استفاده گسترده از تسلیحات شیمیایی در جنگ جهانی اول موجب شد، تا در سال ۱۹۲۵ پروتکل ژنو برای منع استفاده از این تسلیحات در جنگ ها مورد توافق قرار گیرد. در جنگ جهانی دوم علاوه بر تسلیحات شیمیایی سلاح های کشتار جمعی دیگر نظیر بمب های بیولوژیک و نیز بمب هسته ای به مشکلات بشر افزوده شد.

در این راستا کنوانسیون هایی برای منع گسترش چنین تسلیحاتی نظیرمعاهده منع گسترش تسلیحات هسته ای (NPT) مورد توافق جامعه بین المللی قرار گرفت، اما در مورد تسلیحات شیمیایی در سال ۱۹۹۳، کنوانسیون منع گسترش تسلیحات شیمیایی با حدود ۱۶۵ عضو شروع به کار کرد، که در سال ۱۹۹۷ درحالی که اعضای آن به ۱۹۰ عضو رسیده بود، لازم الاجرا گشته و سازمان منع گسترش تسلیحات شیمیایی نیز آغاز به کار نمود. این درحالی بود، که در میان کشورهای منطقه، تا پیش از سال ۲۰۱۳، سوریه، رژیم صهیونیستی و مصر کشورهایی بودند که به این کنوانسیون نپیوسته بودند.

در این میان خصوصاً پس از وقوع بحران در سوریه فشارها برای پیوستن این کشور به کنوانسیون آغاز شد، اما مسئولان ارشد سوریه معتقد بودند که تسلیحات شیمیایی این کشور تنها وسیله دفاع از خود در برابر زرادخانه های هسته ای رژیم صهیونیستی می باشد؛ آن هم در شرایطی که رژیم صهیونیستی با وجود داشتن زرادخانه و نیز تسلیحات شیمیایی گسترده به هیچ یک از پیمان های منع گسترش تسلیحات هسته ای و شیمیایی نپیوسته و فشاری نیز از سوی جامعه بین الملل بر آن وجود ندارد. اما فشارها کماکان بر سوریه وجود داشت که در نهایت موجب شد این کشور در سال ۲۰۱۳ کنوانسیون را پذیرفته و به عضویت آن درآید. با این حال مواضع غرب در برابر سوریه و وقایع شیمیایی آن در دو دوره زمانی قابل بحث است.

پیش از حملات شیمیایی غوطه شرقی

پیش از حملات شیمیایی غوطه شرقی در سال ۲۰۱۳ سوریه هنوز به کنوانسیون منع تسلیحات شیمایی نپیوسته بود. تحت این شرایط فشارها بر دولت اسد از سوی غرب هر روز افزوده می شد. در این بازه زمانی گزارشاتی از سوی سوریه مبنی بر استفاده تروریست ها از مواد شیمیایی در حملات خود ارائه داده می شد، که از سوی غرب نادیده گرفته و بررسی نمی شد.

یکی از این موارد واقعه شیمیایی در خان العسل بود که با وجود مخابره گزارش از سوی دولت سوریه اما دولت ها و سازمان های غربی با اعلام اینکه هیچ مدرکی در این مورد به دست نیاورده اند آن را رد کرده و در ادامه مواردی از حملات شیمیایی را به دولت سوریه نسبت داده و رسانه ای کردند.

وقایع شیمیایی غوطه شرقی نزدیک به دمشق با آمار کشته شدگان بالا مهم ترین مورد از این دست بود. هرچند که مدارک معتبری در زمینه اتهام به دولت سوریه ارائه نشد، اما فشارهای غرب افزایش یافت. در این راستا آلمان خواستار پیوستن سوریه به کنوانسیون منع گسترش تسلیحات شیمیایی شده و دیگر کشورهای غربی بر ضرورت این اقدام و تحویل منابع شیمایی سوریه تاکید نمودند. تمامی این موارد درحالی بود که بزرگ ترین وارد کننده های مواد شیمیایی به سوریه شرکت های اروپایی و امریکایی بوده اند. چند سال پیش از این وقایع روزنامه اشپیگل آلمان به افشا سازی نام شش شرکت آلمانی که این مواد را به سوریه منتقل می کنند اقدام کرده بود.

با این حال و علی رغم تکذیب حمله شیمیایی توسط دولت سوریه این دولت برای نشان دادن حسن نیت خود و نیز از میان برداشتن فشارهای غربی تصمیم گرفت، به کنوانسیون ملحق شود. این در حالی بود که پیش از آن الحاق خود را منوط به الحاق رژیم صهیونیستی کرده بود؛ اما در نهایت غرب موفق شد بدون فشار آوردن بر رژیم صهیونیستی سوریه را به این کنوانسیون ملزم کند. بر این اساس تخلیه منابع شیمیایی سوریه توسط بازرسان سازمان منع گسترش تسلیحات شیمایی از ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۳ تا ۱۹ اوت ۲۰۱۴ و با توافق روسیه و آمریکا انجام گرفت.

پس از پیوستن به کنوانسیون

پس از پیوستن سوریه به کنوانسیون و تخلیه مواد شیمایی تحت نظر غرب و بازرسان سازمان، انتظار می رفت فشارهای غرب کاهش یابد، اما این کاهش موقتی بوده و دوباره از سر گرفته شد. غرب بارها سوریه را متهم به استفاده از سلاح شیمیایی کرده و در برابر استفاده معارضان آن دولت از این مواد سکوت کرده است. این در حالی است که سوریه با میل خود و بدون اینکه اجباری در میان باشد و علی رغم نپیوستن رژیم صهیونیستی به این کنوانسیون پیوست.

در این میان به نظر می رسد، که غرب با این اقدام اسد در پیوستن به کنوانسیون تنها اهرم فشار خود را بر این دولت از دست داده و به دنبال احیای آن می باشد. لزوم احیای این اهرم فشار خصوصاً پس از موفقیت های ارتش سوریه به همراه محور مقاومت و روسیه و ایران در بیرون راندن تروریست ها بیشتر واضح می شود. در این راستا اتهامات به سوریه در حال افزایش بوده و به تبع آن فشار به روسیه و ایران به بهانه حمایت از کشور ناقض اصول انسانی نیز صورت می گیرد. حمله شیمیایی ادلب در آوریل ۲۰۱۷ که به سرعت رسانه ای شد، بزرگ ترین اقدام غرب در راستای ساختن چهره منفور برای سوریه بوده است. این حمله شیمیایی به شدت از سوی دولت سوریه و حتی روسیه رد شد اما بدون مدارک کافی، غرب سوریه را متهم نمود. تمامی این موارد در حالی است که اقدامات شیمیایی رژیم صهیونیستی در غزه هرگز مورد اعتراض غرب نبوده است.

با این وجود تمام اصرارهای سوریه و نیز ایران و روسیه برای بازرسی مستقیم از مناطق مورد نظر بدون نتیجه مانده و غرب دورادور و بر پایه گزارشی که به شدت واکنش دولت سوریه را در پی داشته و آن را کذب و غیرواقعی می داند، سوریه را متهم نموده است و حتی به این مورد بسنده نکرده و روسیه و ایران را نیز مسئول می شناسد. بر این اساس پس از حادثه خان شیخون، سخنگوی دولت آلمان مدعی شد، که روسیه و ایران به عنوان شرکای اسد در این واقعه مسئول هستند.

از تمامی این موارد می توان چنین نتیجه گرفت، که غرب برای معاهداتی که خود تصویب می کند معیارهای دوگانه ای قائل است که برای دوستان خود و دشمنانش متفاوت هستند. رژیم صهیونیستی هرگز مورد فشار در مورد عضویت در این معاهدات قرار نگرفته و تنها کشور صاحب زرادخانه در منطقه می باشد. از سویی کشورهای اروپایی و نیز آمریکا خود متهمین اصلی واردات مواد شیمیایی به خاورمیانه هستند، که اسناد بارز آن در مورد حملات شیمیایی صدام به ایران منتشر شده است. با این وجود این معاهدات و سازمان ها تنها به ابزاری در دست غربیها تقلیل پیدا می کنند، که از آن طریق مواضع رقبا و دشمنانشان را کنترل و شرایط را به نفع خود تغییر دهند.