تفرقه افکنی/ فتنه جدید تطهیرگران

  • انتشار: ۱ ثور ۱۴۰۱
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 129770

دوستم، چهره قابل دفاعی نیست و کارنامه مثبتی ندارد.
در طول سالهایی که در قامت امپراطور ازبیک های افغانستان، در دنیای سیاست، امتیاز گیری کرده، کاملا به شخصی سازی امتیاز ها مشغول بوده و از این منظر، نسخه ای همچون سایر تیکه داران قومی است.

اما فضا سازی هایی که جدیدا علیه او کلید خورده، بیش از آنکه شخص دوستم را هدف گرفته باشد، رابطه حسنه میان اقوام ( هزاره ها و تاجیک ها) با ازبک را هدف قرار داده است.

تیم تطهیر طالبان که طی یکسال گذشته، تمام توان خود را برای نشان دادن چهره ای پاکیزه و طاهر از طالبان به خرج داده، اکنون در خدمت اهداف فاشیستی قبیله ای پشتون ها قرار گرفته است.

به نظر می‌رسد که تیم تطهیر طالبان معتقد است افغانستان باید الزاما تحت حاکمیت پشتون ها اداره شود و برای اینکه این اتفاق بیفتد، سایر اقوام باید آنقدر تحقیر و تضعیف شوند که توان سر برآوردن در برابر اداره نامشروع طالب را نداشته باشند.
نگرانی تیم تطهیر اینست که در سایه کج اندیشی ها و کج رفتاری های مکرر طالبان با مردم، اقوام غیر پشتون به تنگ آمده و با قرار گرفتن در کنار یکدیگر، عرصه را بر حاکمیت کنونی تنک کنند.

از اینرو، ایجاد اختلاف عمیق میان اقوام غیر پشتون، می‌تواند واکسن ادامه حیات قبیله‌ای فاشیستی بر مقدرات کشور تلقی شود.

با توجه به خلع سلاح مطلق مردم در غرب کابل و حساسیتی که طالبان در کنترل ساکنان غرب کابل دارند، چیزی که قطعی است اینست که هیچ کسی خارج از چارچوب خود طالبان، امکان انتقال مهمات نظامی در غرب کابل را ندارد.

بنابراین، مدعای تطهیر گران طالبان در بردن انگشت اتهام به سوی ازبیک ها و دوستم، منطق پذیر نیست و فقط در راستای پروژه تفرقه افکنی میان اقوام همیشه محروم کشور قابل تحلیل است.

اینکه ما، دوستم را یک چهره ناسالم و از جمله تیکه داران قومی و در خدمت سیاست های ترکیه در افغانستان میدانیم، به این معنا نیست که چشم خود بر واقعیت ها را هم ببندیم و اسیر عملیات های روانی ای شویم که اتحاد میان اقوام را هدف گرفته است.

هرچند که تیکه داران قومی، جنگجویانی هستند که سالها، از کشته پشته ساخته اند، اما هیچ‌یک از آنها تا این لحظه، متهم به طراحی عملیات های تروریستی در اماکن ملکی و غیر نظامی نیستند، حال آنکه، ذات طالبان، تروریستی است و این گروه با چنین خصلت ذاتی، از زایشگاه گرفته تا مکتب و دانشگاه و کلپ ورزشی و کاستر و‌ تونس و مکتب و مرکز آموزشی و سالن عروسی و هرجایی که بتوانید فکرش را بکنید، را هدف قرار داده و فقط و فقط غیر نظامیان را در عملیات های انتحاری کشته اند.

اصلی ترین متهم فاجعه شهدای دانش آموز غرب کابل، اداره فعلی کابل است و این رویداد، هیچ متهم دیگری جز طالبان ندارد. قرائنی همچون بدرفتاری طالبان با خانواده شهدا، کتک زدن بستگان زخمی ها، توهین به پیکر های شهدا، مانع شدن از دفن دستجمعی آنها در تپه شهدای دانایی و دهها قرینه دیگر، همگی موید متهم بودن طالبان در فاجعه هستند.

با این همه، حتی اگر بپذیریم که دست دوستم و ازبک ها در چنین حوادثی در کار هست، باز هم با توجه به تسلطی که طالبان از نظر استخباراتی بر غرب کابل دارند، آنها بدون هماهنگی با طالبان نمی‌توانند عمل کنند و این، به معنای این است که طالبان، به داعش یا دوستم یا هرکس دیگری، فضای کار علیه شیعیان را می‌دهد، اما به خود شیعیان فضای تدبیر برای دفاع از خود را نمی‌دهد و با کج دهنی به شورای علما به عنوان مهمترین نهاد شیعی مرتبط با حاکمیت، عملا زمینه های سرکوب شیعیان به دست تروریست ها را فراهم می‌کند.

پ ن و صرفاً جهت اطلاع:
۱. مفتی نعمت، از فرماندها‌ن برجسته طالبان بود که در زمان معاونت دوستم برای غنی، به حکومت تسلیم شد و عکسهای استفاده‌‌ شده توسط تطهیر گران، مربوط به مراسم تسلیم شدن او در سال ۲۰۱۶ است

۲. مدتی قبل، هاشم رییس به اتهام جذب جنگجو از میان مهاجرین افغانستانی ساکن ایران برای جنگیدن در اوکراین دستگیر شد و دستگیری او ربطی به مسایل داخلی افغانستان ندارد.

سید احمد موسوی مبلغ

نظرات(۰ دیدگاه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.