تفاوت ارچی با برچی

  • انتشار: ۳ ثور ۱۳۹۷
  • سرویس: اجتماعی
  • شناسه مطلب: 39957

شاید تا کنون اتفاق نیافتاده باشد که راجع به یک موضوع مطلب بنویسم ونتوانم اما در انفجار دیروز برچی واقعا تصاویر دل خراش ان  مانع شد که چندین بار مطلب نوشته و حذف نمایم و دردی که بیشتر مرا آزرده می ساخت این بود که خودم را بجای یکی از ان قربانیان تصور می کردم وبعد متوجه عمق فاجعه گشته ومی فهمیدم که سوز این جنایت در چه سطحی بوده است ودیشب در خانه ای قربانیان چه وضعی بوده وچه گونه این شب را به صبح رسانده اند .

من از داعش جعلی وطالب اصلی شکوه ندارم چون انها باورش چنین است که کشار مطلق انهارا به مقصدش نزدیک می سازد دیگر برایش گناه کار وبی گناه مفهوم ندارد!

اما ادرس سخن من چند جای دیگر است

۱ – غربی ها و در راس آن آمریکا

بدون شک غربی ها در محوریت امریکا بنام جنگ با تروریزم که خود ساخته و مالک ان تبهکاران هستند عامل چنین اوضاع در کشور بوده وهیچگاه نمی خواهند که امنیت درافغانستان برگردد وتا اراده ای این کشور های بر نابودی شبکه های ادم کش استوار نگردد ما شاهد تکرار چنین تراژدی غم بار در هر گوشه ای افغانستان خواهیم بود و یقین دارم همان روز که امریکا اراده نماید ادم کشان نباشند فردای انروز دیگر اثری از ترور در افغانستان نخواهد بود.

۲ – دولت افغانستان

باتوجه به سیاست اهمال و قومی نگری به ترورستان بخش از دولت همواره حامی طالبان بوده و تاکنون برجسته ترین چهره های این گروه جنایتکار از زندانهای دولتی ازاد گشته وهیچ گونه اراده ای محکم در جهت نابودی طالبان که داعش فرزندان طالب هستند نبوده وچنین سیاست کجدار و مریض نه تنها باعث نابودی طالبان نگشته بلکه هرروز به قوت طالبان منجر گشته است وهمه شاهد هستیم که دولت در هرجا درمحاصره ای این گروه تبهکار قرار گرفته است کیست که نداند جنرال دوستم ظرفیت نابودی طالب را داشته ولی بخاطر همین ویژه گی غربی ها وی را یک سکه نموده وپشت نخود سیاه فرستاده است .

۳ – مردم افغانستان

امروز اگر خارجی ها ودولت مصمم نیست که ادم کشها را نابود نمایند نوبت مردم هست که قیام سراسری نموده و درمقابل تروریست ها ایستاده و زن و مرد چون کوبانی های عراق سبب نابودی تروریست هارا فراهم نمایند گرچند کار دشوار هست اما این تنها راه نجات بوده که دیر و یا زود مردم دست به اسلحه گشته و از حریم خود دفاع نمایند اگر این همه کشتار در انتحار صورت گرفته و در جنگ مستقیم کشته می شدند دیگر اوضاع فرق می کرد نه تنها چنین نشده است بلکه برعکس و با درد باید گفت که چه بسا همین مردم بخشی از ان کاملا نظاره گر میدان فجایع بوده وقتی که درمقابل چشمان خود جسد هزار پاره را می بینند انگار اسباب بازی را تماشا کرده و هیچ گونه دردی و تاسفی برای انها خلق نمی شود و چنین وضعیت برای این مردم فاجعه بار بوده که نسبت به هم کیش وهم نسل خود بی تفاوت هستند.

بخشی دیگر ازمردم پا را فراتر گذاشته و در خیلی ازموارد از جمله دشت ارچی کندز که سران طالب کشته شده اند اشک ریخته وصدای مظلومیت طالبان را بلند کرده و دولت را به جرم کودک کشی محکوم نموده اند و در کشور همسایه همین مردم جهت دفاع از طالبان احتجاج کرده اند اما در دشت برچی کابل که زن و مرد  پیر و جوان و همچنین کودکان بدون جرم جسدشان خاکستر هوا شده اند دیگر اب از اب تکان نخورده انگار چند گنجشک از شاخه ای درخت بر زمین افتاده است و چنین فاجعه درد اورد بوده و فراموش ناشدنی خواهد بود و باید نتیجه گرفت که مردم و دولت و هم خارجی ها دراین همه جنایت شریک بوده و دست اویزی برای دفاع از خود ندارند و تا زمانی که تغیر در دیدگاها بوجود نیاید و اراده ای جدی برای نابودی ادم کشها خلق نشود هر روز بدتر از دیروز خواهد بود و باید برای فضای وحشتناکتر ازاین اماده بود.

نفرین باد بر کسانی که کشتند و تماشا کردن و رضایت داشتند

اقبال صادقی