تربیتِ نیروی انسانی و گردش نخبگان

  • انتشار: ۲۳ سنبله ۱۳۹۹
  • سرویس: اخبار مهم
  • شناسه مطلب: 94604
احمد شاه مسعود

یکی از ویژگی‌ها و برجستگی‌های شادروان احمد شاه مسعود، دوراندیشی و آینده‌نگری او در حوزۀ تربیت نیروی انسانی بود. در بحبوحه‌ی سال‌های خون و آتش (چهارده سال جهاد علیه ارتش سرخ و رژیم الحادی خلق) از تربیت نیرو برای آینده و آماده ساختن کادرها برای فردای مبارزه، غفلت نورزید. وی در گرماگرم پیکار با روس‌ها و ایادی‌شان، چهره‌ها و مهره‌ها و نیروهایی را در جوار خود تربیت کرد و به آنان مجالِ رشد و پرواز و تجربه‌اندوزی داد که در گذشته یا اکنون از رجال سیاسی، نظامی، فرهنگی و اداری کشور بودند و هستند. تعداد از شاخص‌ترینِ آن چهره‌ها را به این شرح می‌توان نام برد:
۱) محمد یونس قانونی (قبلاً رئیس هیأت ائتلاف شمال در کنفرانس بن، رئیس ولسی جرگه، معاون اول رئیس جمهور، وزیر داخله، وزیر معارف، نامزد ریاست جمهوری و فعلاً رهبر حزب افغانستان نوین)؛
۲) مارشال قسیم فهیم (فرمانده شورای نظار پس از مسعود، معاون اول رئیس جمهور و وزیر دفاع سابق)؛
۳) داکتر عبد الله (وزیر خارجه و رئیس اجرایی (صدر اعظم) پیشین و رئیس شورای عالی مصالحه ملی کنونی)؛
۴) جنرال بسم الله محمدی (وزیر دفاع و داخله و لوی درستیز (فرمانده ارتش) سابق)؛
۵) امر الله صالح (رئیس سابق سازمان امنیت ملی و معاون اول رئیس جمهور کنونی و رهبر روند سبز افغانستان)؛
۶) داکتر عبد الرحمان (معاون شورای نظار و وزیر هوانوردی ملکی سابق)؛
۷) احمد ضیا مسعود (معاون اول رئیس جمهور اسبق و معاونِ قبلی رئیس جمهور کنونی در امور اصلاحات اداری)؛
۸) احمد ولی مسعود (دپلمات سابق، رئیس بنیاد احمد شاه مسعود و رهبر یک حزب سیاسی)؛
۹) داکتر عبد اللطیف پدرام (وکیل پارلمان، رهبر حزب کنگرۀ ملی و از فعالان سیاسی ـ فرهنگی)؛
۱۰) عبد الحفیظ منصور (سردبیر سابق «پیام مجاهد» ارگان جمعیت اسلامی، نامزد پیشین ریاست جمهوری و وکیل ولسی جرگه)؛
۱۱) جنرال داود داود (از فرماندهان ارشد نظامی که در شمال کشور ترور شد)؛
۱۲) صالح محمد ریگستانی (وکیل مردم پنجشیر در ولسی جرگه و از فعالان شورای نظار)؛
۱۳) داکتر محی الدین مهدی (از چهر‌های سیاسی ـ فرهنگی جمعیت و شورای نظار)؛
۱۴) رزاق مأمون (نویسندۀ آثار متعدد و فعالِ فرهنگی ـ رسانه‌ای شورای نظار)؛
۱۵) محمد اکرام اندیشمند (نویسنده و فعال فرهنگی)؛
۱۶) شهید میرهاشم هاشمی (شیعه مذهب و مسئول فرهنگی شورای نظار که در جنگ‌های کابل به شهادت رسید)؛
۱۷) عطا محمد نور (والی سابق بلخ و فرمانده اسبق مجاهدین در شمال کشور).
آنچه مورد اشاره قرار گرفت، صرفاً چند نمونه و مثال از دانه‌درشت‌های تربیت یافتگانِ مسعود و شورای نظار بود. بخشی قابل توجه از دپلمات‌ها و کارمندان وزارت خارجه، پرسنل وزارت‌های داخله و دفاع و ریاست امنیت ملی، فرماندهان ارشد اردوی ملی و پلیس، کارمندان سایر وزارتخانه‌ها و ارگان‌های دولتی و فعالانِ فرهنگی ـ رسانه‌ای گذشته و کنونی، از اعضا و فعالان شورای نظار و تربیت یافتگان احمد شاه مسعود بودند و هستند.
حال بیایید این درایت و دوراندیشی و آینده‌نگری مسعود را با احزاب و رهبران شیعه/هزاره مقایسه کنیم:
مرحوم آیت الله محسنی در طول ربع قرن (۲۵ سال) رهبری حزب حرکت اسلامی، چه تعداد نیروی زبده و آماده و با انگیزه و متعهد و کاردان برای آیندۀ کشور و تشیّع و حرکت اسلامی تربیت کرد؟ چقدر به چهره‌ها و مهره‌های حرکت و نیروهای زیردست خود در مجموعه‌ی حرکت اسلامی، مجال رشد و پرواز و بالندگی و خودشکوفایی داد؟
به محض استعفای آیت الله از رهبری حرکت اسلامی، این حزب پرنفوس و پرنفوذ، دچار ضعف و فترت بی‌سابقه گردید. آرام آرام رو به زوال و فروپاشی رفت و اینک ده شاخه‌ای ضعیف و کم‌جان بر تنه‌ای آن درخت تنومند و قدرتمند، روییده است که هیچکدام تأثیری در معادلات و تحولات ندارند.
این سرنوشت رقت‌بارِ حزب جهادی حرکت اسلامی نشانگر آن است که آیت الله نه تنها به فکرِ تربیت نیروی متعّهد و کاردان و باتجربه برای آیندۀ کشور و جامعه‌ی تشیّع و حتی آیندۀ حزب حرکت اسلامی نبوده است؛ بلکه حتی در اندیشه‌ی تربیتِ جانشین برای خود و رهبری آینده هم نبوده است و خلأ رهبری و قحط الرجال فعلی در حرکت، آشکارا بیانگر این حقیقتِ تلخ است.
همین پرسش و چالش، متوجه شادروان مزاری در حزب وحدت هم هست. ایشان در طول سه سال دبیرکلی خود بر حزب وحدت، چه تعداد کادرهای زبده و نیروهای ورزیده و آبدیده برای آیندۀ حزب، کشور و جامعه‌ای هزاره تربیت کرد؟ چه مقدار به اعضای حزب و نیروهای تحت فرمانش، مجال عرض اندام و فرصتِ رشد و پرواز و تجربه‌اندوزی داد؟
شاید در پاسخ گفته شود: همان چهره‌ها و نیروهایی که پس از قتل مزاری، راه و آرمان او را در حزب وحدت و جامعه‌ای هزاره ادامه دادند؛ همان‌ها تربیت‌یافتگانِ دوران رهبری مزاری بودند. اما حقیقت آن است که چهره‌هایی چون خلیلی و عرفانی و شفق و محقق که پرچم مزاری را پس از او به دوش کشیدند، هیچکدام تربیت‌یافته یا دست‌پروردۀ مزاری نبودند. تمام آن چهره‌ها (چه در سازمان نصر و چه در حزب وحدت) خود را همطراز با مزاری یا یک سر و گردن بالاتر از او می‌دانستند.

مسیح ارزگانی